تخریب طبیعت/آنتون پانه‌کوک


31-05-2026
بخش کمونیسم شورایی
10 بار خواندە شدە است

بە اشتراک بگذارید :

artimg

تخریب طبیعت

آنتون پانه‌کوک

منتشر شده: Zeitungskorrespondenz ، شماره ۷۵، ژوئیه ۱۹۰۹(؟)

ترجمه: ترجمه انگلیسی اولین بار در Socialist Standard شماره ۱۳۸۰ ، اوت ۲۰۱۹ منتشر شد.

رونویسی/نشانه‌گذاری برای MIA: میکا مویر ، ۲۰۲۰.

برگردان به فارسی :آرمان جمهور

در متون علمی، شکایات متعددی در مورد تخریب فزاینده جنگل‌ها وجود دارد. اما نه تنها شادی که هر دوستدار طبیعت از جنگل‌ها احساس می‌کند، باید در نظر گرفته شود. منافع مادی مهمی نیز وجود دارد، در واقع منافع حیاتی بشریت. با ناپدید شدن جنگل‌های فراوان، کشورهایی که در دوران باستان به دلیل حاصلخیزی‌شان شناخته می‌شدند، کشورهایی که پرجمعیت بودند و به عنوان انبار غله برای شهرهای بزرگ مشهور بودند، به بیابان‌های سنگی تبدیل شده‌اند. باران به ندرت در آنجا می‌بارد، مگر به صورت رگبارهای ویرانگر طوفان که لایه‌های هوموس را که باید بارور شوند، با خود می‌برند. در جاهایی که جنگل‌های کوهستانی نابود شده‌اند، سیلاب‌هایی که از باران‌های تابستانی تغذیه می‌شوند، باعث غلتیدن توده‌های عظیمی از سنگ و شن می‌شوند که دره‌های آلپ را مسدود می‌کنند و جنگل‌ها و روستاهای ویران‌کننده‌ای را که ساکنان آنها بی‌گناه هستند، از بین می‌برند، "به این دلیل که منافع شخصی و جهل، جنگل و سرچشمه‌های دره مرتفع را نابود کرده است".

نویسندگان در توصیف شیوای خود از این وضعیت اسفناک، قویاً بر منافع شخصی و جهل خود اصرار دارند، اما به علل آن نمی‌پردازند. آنها احتمالاً فکر می‌کنند که تأکید بر پیامدها برای جایگزینی جهل با درک بهتر و خنثی کردن اثرات آن کافی است. آنها نمی‌بینند که این تنها بخشی از پدیده است، یکی از اثرات مشابه بی‌شماری که سرمایه‌داری، این شیوه تولید که بالاترین مرحله شکار سود است، بر طبیعت دارد.

چرا فرانسه کشوری فقیر از نظر جنگل است که باید هر ساله صدها میلیون فرانک چوب از خارج وارد کند و هزینه بسیار بیشتری را برای ترمیم پیامدهای فاجعه‌بار جنگل‌زدایی آلپ از طریق احیای جنگل‌ها صرف کند؟ در رژیم باستانی، جنگل‌های دولتی زیادی وجود داشت. اما بورژوازی که سکان انقلاب فرانسه را به دست گرفت، در این جنگل‌ها تنها ابزاری برای ثروت‌اندوزی خصوصی می‌دید. دلالان ۳ میلیون هکتار را برای تبدیل چوب به طلا از بین بردند. آنها به آینده فکر نمی‌کردند، فقط به سود فوری می‌اندیشیدند.

برای سرمایه‌داری، تمام منابع طبیعی چیزی جز طلا نیستند. هر چه سریع‌تر از آنها بهره‌برداری کند، جریان طلا شتاب بیشتری می‌گیرد. اقتصاد خصوصی منجر به این می‌شود که هر فرد تلاش کند تا بیشترین سود ممکن را به دست آورد، بدون اینکه حتی لحظه‌ای به منافع عمومی، یعنی منافع بشریت، فکر کند. در نتیجه، هر حیوان وحشی که ارزش پولی دارد و هر گیاه وحشی که سود ایجاد می‌کند، بلافاصله هدف مسابقه‌ای برای نابودی قرار می‌گیرد. فیل‌های آفریقا تقریباً ناپدید شده‌اند، قربانیان شکار سیستماتیک برای عاج خود. این وضعیت برای درختان کائوچو نیز مشابه است، که قربانی یک اقتصاد غارتگرانه هستند که در آن همه فقط آنها را بدون کاشتن گونه‌های جدید از بین می‌برند. در سیبری، مشاهده شده است که حیوانات خزدار به دلیل شکار شدید کمیاب‌تر می‌شوند و ارزشمندترین گونه‌ها می‌توانند به زودی ناپدید شوند. در کانادا، جنگل‌های بکر وسیع به خاکستر تبدیل شده‌اند، نه تنها توسط مهاجرانی که می‌خواهند خاک را کشت کنند، بلکه توسط "جویندگان" که به دنبال ذخایر معدنی هستند و دامنه‌های کوه را به سنگ‌های لخت تبدیل می‌کنند تا دید بهتری از زمین داشته باشند. در گینه نو، قتل عام پرندگان بهشتی برای ارضای هوس پرهزینه یک زن میلیاردر آمریکایی سازماندهی شد. جنون مد، که از ویژگی‌های بارز سرمایه‌داریِ هدردهنده‌ی ارزش اضافی است، پیش از این منجر به نابودی گونه‌های نادر شده است؛ پرندگان دریایی در سواحل شرقی آمریکا تنها بقای خود را مدیون مداخله‌ی سختگیرانه‌ی دولت هستند. چنین نمونه‌هایی را می‌توان به دلخواه تکثیر کرد.

اما آیا گیاهان و حیوانات برای این نیستند که توسط انسان‌ها برای اهداف خودشان مورد استفاده قرار گیرند؟ در اینجا، ما کاملاً مسئله حفظ طبیعت را به گونه‌ای که بدون دخالت انسان باشد، کنار می‌گذاریم. ما می‌دانیم که انسان‌ها اربابان زمین هستند و طبیعت را برای رفع نیازهای خود کاملاً تغییر می‌دهند. برای زندگی، ما کاملاً به نیروهای طبیعت و منابع طبیعی وابسته هستیم. ما باید از آنها استفاده و آنها را مصرف کنیم. در اینجا مسئله این نیست، بلکه فقط نحوه استفاده سرمایه‌داری از آنهاست.

یک نظم اجتماعی عقلانی باید از منابع طبیعی موجود به گونه‌ای استفاده کند که آنچه مصرف می‌شود همزمان جایگزین شود، به طوری که جامعه خود را فقیر نکند و بتواند ثروتمندتر شود. یک اقتصاد بسته که بخشی از ذرت دانه‌ای خود را مصرف می‌کند، خود را بیشتر و بیشتر فقیر می‌کند و ناگزیر باید شکست بخورد. اما سرمایه‌داری اینگونه عمل می‌کند. این اقتصادی است که به آینده فکر نمی‌کند، بلکه فقط در زمان حال زندگی می‌کند. در نظم اقتصادی امروز، طبیعت به بشریت خدمت نمی‌کند، بلکه به سرمایه خدمت می‌کند. این لباس، غذا یا نیازهای فرهنگی بشریت نیست که تولید را کنترل می‌کند، بلکه اشتهای سرمایه برای سود و طلا است.

منابع طبیعی طوری مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرند که گویی ذخایر بی‌نهایت و تمام‌نشدنی هستند. پیامدهای مضر جنگل‌زدایی برای کشاورزی و نابودی حیوانات و گیاهان مفید، ماهیت محدود ذخایر موجود و شکست این نوع اقتصاد را آشکار می‌کند. روزولت وقتی می‌خواهد یک کنفرانس بین‌المللی برای بررسی وضعیت منابع طبیعی موجود و اتخاذ تدابیری برای جلوگیری از هدر رفتن آنها برگزار کند، این شکست را تشخیص می‌دهد.

البته خودِ این طرح یک فریب است. دولت می‌تواند کارهای زیادی برای جلوگیری از نابودی بی‌رحمانه گونه‌های نادر انجام دهد. اما دولت سرمایه‌داری در نهایت نماینده‌ی ضعیفی برای خیر بشریت است. این دولت باید در مواجهه با منافع اساسی سرمایه، دست از این کار بردارد.

سرمایه‌داری اقتصادی بی‌سر و صدا است که نمی‌تواند اعمال خود را با درک پیامدهای آنها تنظیم کند. اما ویژگی ویرانگر آن تنها از این واقعیت ناشی نمی‌شود. در طول قرن‌ها، انسان‌ها نیز طبیعت را به شیوه‌ای احمقانه و بدون فکر کردن به آینده بشریت به عنوان یک کل، مورد بهره‌برداری قرار داده‌اند. اما قدرت آنها محدود بود. طبیعت چنان وسیع و چنان قدرتمند بود که انسان‌ها با ابزارهای فنی ضعیف خود، تنها می‌توانستند به طور استثنایی به آن آسیب برسانند. در مقابل، سرمایه‌داری نیازهای محلی را با نیازهای جهانی جایگزین کرده و تکنیک‌های مدرنی را برای بهره‌برداری از طبیعت ایجاد کرده است. بنابراین اکنون مسئله توده‌های عظیم ماده است که در معرض ابزارهای عظیم تخریب قرار می‌گیرند و توسط وسایل حمل و نقل قدرتمند از بین می‌روند. جامعه تحت سرمایه‌داری را می‌توان با یک بدن غول‌پیکر و غیرهوشمند مقایسه کرد. در حالی که سرمایه‌داری قدرت خود را بدون محدودیت توسعه می‌دهد، در عین حال بی‌معنی و بیشتر و بیشتر محیطی را که در آن زندگی می‌کند، ویران می‌کند. تنها سوسیالیسم، که می‌تواند به این بدن آگاهی و عمل منطقی بدهد، همزمان ویرانی طبیعت را با یک اقتصاد منطقی جایگزین خواهد کرد.

 

 

 

اسم
نظر ...