مجیدرضا رهنورد؛ کشتیگیر و میوهفروش ۲۳ سالهای که نماد ملی شد
17-06-2026
بخش گزارشها
25 بار خواندە شدە است
بە اشتراک بگذارید :
مجیدرضا رهنورد؛ کشتیگیر و میوهفروش ۲۳ سالهای که نماد ملی شد
مجیدرضا در پاسخ به پرسشی درباره وصیت خود میگوید: «دوست ندارم سر مزارم گریه کنند، دوست ندارم برایم نماز و قرآن بخوانند... شادی کنند و آهنگ شاد پخش کنند.»
سایه رحیمی روزنامهنگار
سه شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ برابر با ۱۶ ژوئن ۲۰۲۶ ۱۳:۰۰
ایندیپندنت فارسی
مجیدرضا رهنورد و مادرش-با استفاده از صفحه اینستاگرام مجیدرضا رهنورد
بیستوششم خرداد، زادروز مجیدرضا رهنورد، کشتیگیر جوان ایرانی است که در جریان اعتراضهای سراسری سال ۱۴۰۱ بازداشت و در ۲۳ سالگی اعدام شد. این روز نزد ایرانیان ملیگرا بهعنوان «روز ملی پرچم شیر و خورشید» شناخته میشود که با خالکوبی نماد شیر و خورشید روی دست مجیدرضا رهنورد ارتباط دارد؛ دستی که هنگام بازداشت بهشدت شکنجه شد. به مناسبت این روز، ایرانیان در نقاط مختلف جهان روزهای شنبه و یکشنبه، ۲۳ و ۲۴ خرداد، با برگزاری تجمع و راهپیمایی، یاد مجیدرضا رهنورد و نماد شیروخورشید را گرامی داشتند.
مجیدرضا رهنورد متعلق به یک خانواده متوسط ایرانی بود. یک مغازه میوهفروشی داشت و آنطور که در بازجوییها گفته از سرکوب مردم در جریان خیزش سراسری ۱۴۰۱ بهشدت متاثر بود. او آبان ۱۴۰۱ در مشهد بازداشت شد و تنها ۲۳ روز بعد، در بامداد ۲۱ آذر، با حکم دادگاه انقلاب این شهر، با اتهام قتل دو بسیجی، به دار آویخته شد.
روند رسیدگی به پرونده مجیدرضا از همان زمان با انتقاد گسترده نهادهای حقوق بشری و حقوقدانان روبرو بود. منتقدان معتقد بودند که محاکمه با شتابی کمسابقه انجام شد، او از دسترسی به وکیل منتخب محروم بود و فرصت کافی برای دفاع از خود در اختیار نداشت. سازمانهای حقوق بشری هم اعلام کردند که اعترافهای مورداستناد در دادگاه در شرایطی اخذ شدند که درباره اعمال فشار و شکنجه علیه او ادعاهای جدی مطرح بود.
اعدام مجیدرضا رهنورد واکنشهای گستردهای در داخل و خارج از ایران برانگیخت و به یکی از بحثبرانگیزترین احکام صادرشده در جریان خیزش مهسا در سال ۱۴۰۱ تبدیل شد.
دستگیری، محاکمه و اعدام شتابزده
بر اساس گزارش خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه، مجیدرضا رهنورد پایینده ۲۸ آبان ۱۴۰۱ در سمنان و در حالی که طبق ادعای این خبرگزاری، قصد خروج از کشور را داشت، بازداشت شد.
منابع حقوق بشری گزارش دادهاند که ساعاتی پس از بازداشت او، نیروهای امنیتی به منزل خانوادهاش در مشهد یورش بردند و ضمن تخریب بخشی از در و پنجرههای خانه، برخی وسایل شخصی او را ضبط کردند. آنها دوربینهای مداربسته مغازههای اطراف را هم جمعآوری کردند و شماری از کسبه محل برای مدتی بازداشت شدند.
نهادهای حقوق بشری همچنین گزارش کردند که رهنورد در دوران بازداشت تحت فشار، ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفت. نخستین تصاویر منتشرشده از او پس از بازداشت، مجیدرضا را در خودرو نیروهای امنیتی با آثار جراحت در صورت و خون روی بینی نشان میدهد.
در ویدیوها و تصاویر منتشرشده از مراحل بازجویی و دادگاه نیز او با دستی که تا آرنج در گچ است، در حالی دیده میشد که چشمبند و پابند دارد و آثار آسیبدیدگی جسمی در ظاهرش مشهود است.
نهادهای حقوق بشری و حقوقدانان مستقل از روند رسیدگی قضایی به پرونده رهنورد بهشدت انتقاد میکنند. به گفته این نهادها، او از حق انتخاب وکیل محروم بود و دادگاه وکیل موردنظر خانواده را نپذیرفت و در نهایت برای او وکیل تسخیری تعیین شد؛ وکیلی که بر اساس متن منتشرشده از دفاعیاتش، نهتنها اتهامات واردشده را رد نکرد، بلکه وقوع قتل و جرح را نیز مسلم دانست.
جزئیات کامل دفاعیات رهنورد در دادگاه هرگز منتشر نشد و رسانههای رسمی تنها به «پذیرش مسئولیت و ابراز پشیمانی» او اشاره کردند. با این حال، منابع نزدیک به خانواده و فعالان حقوق بشر تاکید کردهاند که او فرصت کافی برای دفاع از خود نداشت و روند دادرسی با سرعتی کمسابقه طی شد.
سرانجام شعبه دادگاه انقلاب مشهد مجیدرضا رهنورد را با اتهام «محاربه» به اعدام محکوم کرد. این حکم در دیوان عالی کشور نیز تایید شد و تنها ۲۳ روز پس از بازداشت او، در ملاعام و در شهر مشهد به اجرا درآمد.
تصاویری که رسانههای داخل ایران منتشر کردند نشان میداد که اجرای حکم در محوطهای محصور با بلوکهای سیمانی و با حضور مامورانی که چهرههایشان را پوشانده بودند، انجام شد. همزمان منابع حقوق بشری گزارش دادند که خانواده رهنورد از زمان اجرای حکم بیاطلاع بودند و پس از آغاز مراسم خاکسپاری از اعدام او مطلع شدند. بر اساس این گزارشها، مادر مجیدرضا صبح روز اعدام و در حالی که نیروهای حکومتی در حال دفن پیکر او بودند، خود را به محل رساند.
چند روز پس از اعدام، رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی ویدیویی از رهنورد منتشر کردند که گفته میشد پیش از اجرای حکم ضبط شده است. در این ویدیو، او در حالی دیده میشود که دستش در گچ است، چشمبند دارد و چند مامور امنیتی اطرافش حضور دارند. مجیدرضا در پاسخ به پرسشی درباره وصیت خود میگوید: «دوست ندارم سر مزارم گریه کنند، دوست ندارم برایم نماز و قرآن بخوانند... شادی کنند و آهنگ شاد پخش کنند.»
این جملات بهسرعت در شبکههای اجتماعی بازنشر و به یکی از شناختهشدهترین نمادهای انقلاب ملی ایران تبدیل شد.
پس از آن بود که برخی فعالان مخالف جمهوری اسلامی با اشاره به خالکوبی نماد شیر و خورشید بر دست رهنورد، پیشنهاد کردند زادروز او بهعنوان «روز ملی پرچم شیر و خورشید» شناخته شود. این پیشنهاد با استقبال و حمایت رسمی شاهزاده رضا پهلوی نیز روبرو شد.
روز ملی پرچم شیر و خورشید
پرچم شیر و خورشید نزد ایرانیان ملیگرا نماد آزادگی، شجاعت و ایستادگی است و حافظه تاریخی ملتی را نمایندگی میکند که پیشینهاش به هزاران سال پیش در فلات ایران بازمیگردد.
ایرانیان باستان خورشید را مظهر فروغ ایزدی و شیر را به سبب دلاوری، قرینه زمینی آن میدانستند. به گواهی اسناد، «شیر و خورشید» ریشه در جهانبینی تمدنهای باستانی دارد و نشانهای از جایگاه خورشید در صورت فلکی شیر است.
بر مبنای این دیدگاه، خورشید بهعنوان منبع نور و حیات در صورت فلکی اسد (شیر) خانه دارد. این پیوند حامل معنایی نمادین است؛ خورشید در برج شیر در بالاترین نقطه اقتدار تابستانی خود قرار میگیرد. بنابراین، تصویر خورشید در پشت شیر، قدرت، پیروزی نور و نظم را نمایندگی میکند.
کهنترین ردپای این پیوند، مُهری لاجوردی متعلق به تمدن جیرفت با قدمتی بیش از پنج هزار سال است که در موزه ملی ایران نگهداری میشود. این زنجیره تاریخی در هگمتانه ادامه مییابد؛ جایی که حدود دو هزار و ۷۰۰ سال پیش، مادها قدرت پادشاهی را در هیبت شیر بر دیواره کاخها حک کردند. در هزاره اول پیش از میلاد نیز، مفرغهای لرستان در موزههای لوور، بریتانیا و ملی ایران، شیر را کنار دایرههای کیهانی نشان میدهند.
یکی از محکمترین اسناد هخامنشی، مهر مکشوفه در منطقه «آناپا» (ساحل دریای سیاه) در موزه آرمیتاژ روسیه است؛ این مهر ایزدبانو آناهیتا را ایستاده بر پشت شیر و میان هالهای از خورشید نشان میدهد که پیوند ایزدی، زن و قدرت را به نمایش میگذارد.
یکی دیگر از کهنترین تجلیهای آن، صحنه حمله شیر به گاو در هنر هخامنشی است. از آنجا که گاو نماد سرما و رکود زمستانی، و شیر نماد گرما و نور است؛ پیروزی شیر بر گاو استعارهای از چرخش سال و آمدن بهار است. تکرار این صحنه در نقشبرجستههای تخت جمشید نشان میدهد که این نقش صرفا تزیینی نبوده است.
نزد ایرانیان باستان، خورشید جلوه نور ایزدی (مهر یا میترا) و شیر مظهر زمینی شجاعت هم بود؛ لایهای معنایی که نشان میداد شیر میتواند نور آسمانی را بر زمین نمایندگی کند. تداوم این نگاه در دوران ساسانی با تکیه زدن شاهان بر تختهایی با پایههای شیرنشان و هالههای نورانی جلوهگر شد.
پس از اسلام، این میراث در ادبیات و نجوم ادامه پیدا کرد. به طوری که فردوسی در شاهنامه از درفشهای «شیر زرین» در رزم یاد میکند: درفشی بدید اژدهاپیکر است/ بر آن نیزه بر، شیر زرینسر است
نقطه عطف این روند پس از اسلام در دوران سلاجقه روم بود که خورشید برای نخستین بار روی سکههای غیاثالدین کیخسرو دوم بر پشت شیر جای گرفت و جهان باستان را به دوران میانه پیوند داد. این نشان از سدههای میانی به بعد به مرور، بهعنوان نماد ملی و پرچم وارد سپهر سیاسی شد.
بر اساس اسناد تاریخی، قدیمیترین پرچم شناختهشده با نقش شیر و خورشید به سال ۸۲۶ هجری قمری و دوره تیموریان بازمیگردد. بنا به پژوهشهای افسانه نجمآبادی، پس از آن، در دوران شاه عباس صفوی بود که این نشان به نمادی رایج در درفشهای ایران بدل شد. البته در این دوران، خوانشی مذهبی از شیر نیز بیرون آمد که آن را نماد امام اول شیعیان میدانستند.
پس از صفویان، مهر شاهنشاهی نادرشاه افشار هم منقش به شیر و خورشید شد.
در دوره قاجار و بهویژه از زمان فتحعلیشاه قاجار، پرچم شیر و خورشید رسمیت یافت. در این دوره، با پیشنهاد ملا احمد نراقی، تفسیری تلفیقی از این نماد ارائه شد: شیر بهعنوان مظهر امام علی، شمشیر به نشانه ذوالفقار، و خورشید بهعنوان نماد نبوت و وحدت شیعه و سنی.
با پیروزی انقلاب مشروطه، پرچم ایران برای نخستین بار در قالب یک متن قانونی تعریف شد. در پنجمین متمم قانون اساسی مشروطه، پرچم سهرنگ سبز، سفید و سرخ با نشان شیر و خورشید بهعنوان پرچم رسمی ایران تعیین شد.
با آغاز پادشاهی دودمان پهلوی، رضاشاه ضمن حذف قرائت مذهبی از پرچم ملی ایرانیان، آن را در قالب نماد ملی بازتعریف کرد. شاهان پهلوی تعبیر ایرانی و اسطورهای شیر را هم دوباره احیا کردند؛ شیری که یادآور پادشاهی، پهلوانی و رستم شاهنامه است. به این ترتیب شیر و خورشید به نمادی از پاسداری از مام میهن بدل شدند.
پس از وقوع انقلاب اسلامی و در پی حذف نمادهای ملی به دستور روحالله خمینی، نشان شیر و خورشید نیز از پرچم ایران حذف و نماد ایدئولوژیک «الله» جایگزین آن شد. جمهوری اسلامی اکنون این پرچم را رسمی میداند و از سال ۱۴۰۵ نیز روز اول مهر را به نام آن در تقویم رسمی ثبت کرده است.
با این حال، اقبال عمومی به نماد ملی شیر و خورشید پس از انقلاب اسلامی نهتنها متوقف نشد که بیشتر هم شد و امروز پرچم شیر و خورشید نماد بلامنازع میهندوستی ایرانیان است.