«بیمارستانها ایستگاه ثبت مرگ بودند»؛ روایت یک پزشک در تهران از «قتلعام» مردم
22-01-2026
بخش خبر و تحلیل خبر
33 بار خواندە شدە است
بە اشتراک بگذارید :
«بیمارستانها ایستگاه ثبت مرگ بودند»؛ روایت یک پزشک در تهران از «قتلعام» مردم
«صدها کشته با جراحتهای شدید، تنها در بیمارستان خودمان داشتیم؛ ساچمههایی که نای و مری را پاره کرده بود، نخاع را زده بود یا گلولههای جنگی که مستقیم به سر و گردن و چشم خورده بود»
امیرحسین میراسماعیلی
چهارشنبه ۱ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۲۱ ژانویه ۲۰۲۶
ایندیپندنت فارسی
یک پزشک شاغل در دو درمانگاه و یک بیمارستان دولتی در پایتخت ایران، روز سهشنبه ۳۰ دیماه از وضعیت درمانگاهها و بیمارستانهای استان تهران در روزهای پنجشنبه ۱۸ تا یکشنبه ۲۱ دیماه جزئیاتی تکاندهنده ارائه کرد؛ روزهایی که همزمان با فراخوان سراسری شاهزاده رضا پهلوی، خیابانهای تهران و بسیاری از شهرهای ایران صحنه حضور گسترده و میلیونی مردم ایران بودند و جمهوری اسلامی با استفاده از سلاح جنگی، ساچمه و یورش مستقیم به مراکز درمانی، به این خیزش پاسخ داد.
«د.ت» میگوید: «هیچ سالی اینطور نبود. تعداد مجروحان و کشتهها فراتر از چیزی بود که بتوان تصور کرد. صدها کشته با جراحتهای شدید، تنها در بیمارستان خودمان داشتیم؛ ساچمههایی که نای و مری را پاره کرده بود، نخاع را زده بود یا گلولههای جنگی که مستقیم به سر و گردن و چشم خورده بود. تا سالها میتوان از ابعاد این فاجعه گفت.»
به گفته او، در بسیاری از شیفتها، درمانگاهها و بیمارستانها عملا به صحنه جنگ تبدیل شده بودند. «درمانگاه دیگر معنای درمان نداشت؛ پر از خون و جنازه بود. مجروحان را یکییکی میآوردند. بعضیها از همان ابتدا امیدی نداشتند. این عکس سیتیاسکن یک پسر ۱۶ ساله است که برای شما میفرستم. او از فاصله نزدیک هدف گلوله قرار گرفته بود.»
این پزشک به وضعیت یکی از همکارانش هم اشاره میکند و میافزاید: «مثلا خانم دکتر متخصص زیبایی که هنوز خانوادهاش نمیخواهند نامش افشا شود و تنها ۳۰ سال سن دارد، الان در بیمارستانی در شمال بستری است، چون ماموران خامنهای از داخل خودرو به او شلیک کردند. گلوله به گردنش خورده و دچار فلج کامل شده است. او حالا با دستگاه نفس میکشد، وضعیتش بحرانی است و خانوادهاش با امیدی اندک، در انتظار معجزهاند.»
او تاکید میکند که سرکوب شدید تنها به خیابانها محدود نبود و نیروهای حکومتی حتی به مراکز درمانی هم یورش بردند: «در سعادتآباد، درمانگاه مجد هدف حمله قرار گرفت، چون مجروحان را پناه داده بودند. شیشهها را شکستند، الکل ریختند وسط درمانگاه و تهدید کردند که آنجا را آتش میزنند.»
این پزشک در ادامه گفتگو با ایندیپندنت فارسی، از ابعاد بیسابقه کشتار در سایر مناطق استان تهران هم خبر داد و گفت در شب پنجشنبه ۱۸ دی، حدود ۷۰ کشته و در شب جمعه ۱۹ دی، حدود ۶۰ کشته، فقط به بیمارستان امامرضای اسلامشهر منتقل شدند. بر اساس اطلاعات دریافتی، مجموع مراکز درمانی اسلامشهر در این دو شب، بیش از ۳۰۰ کشته را ثبت کردند که عمده آنان جوانان زیر ۲۵ سال بودند.
ارسالکننده این گزارشها تاکید کرد که در میان قربانیان، دختران و پسران ۱۴ و ۱۵ سالهای نیز بودند که به گفته همکارانش در این مراکز درمانی، مستقیم از ناحیه قلب هدف گلوله جنگی قرار گرفته بودند.
گزارشی دیگر هم از یکی از پزشکان بیمارستان الغدیر تهران، وابسته به دانشگاه علوم پزشکی بهشتی تهران، به ایندیپندنت فارسی رسیده که نشان میدهد تنها در شامگاه پنجشنبه ۱۸ دی، دستکم ۵۰ معترض که بر اثر تیراندازی ماموران جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی کشته شده بودند، به این بیمارستان منتقل و نام آنها ثبت شده است.
در همین ارتباط، نتایج اسکن یکی از مجروحان از بیمارستانی در تهران به ایندیپندنت فارسی رسیده که نشان میدهد مردی ۵۵ ساله، که تاکنون دو عمل جراحی روی او انجام شده است، در اثر اصابت ساچمه به سر، در آستانه از دست دادن بینایی هر دو چشم قرار دارد.
او در پایان تاکید میکند که مردم با وجود این حجم از کشتار، عقب ننشستند: «ویدیوهایی از جمعیت عظیم مردم در مناطق مختلف تهران از جمله پونک، مربوط به یکشنبه ۲۱ دی را برای شما میفرستم که آخرین روز فراخوان عمومی شاهزاده رضا پهلوی بود. با وجود این همه خون و کشتار، مردم تهران و سراسر ایران تا آخرین روز فراخوان برای پشتیبانی از شاه خود در خیابان ماندند.»
این روایتها از آنچه در روزهای اوج انقلاب ملی مردم ایران در بیمارستانها و درمانگاههای استان تهران گذشت، تصویری روشن ترسیم میکند؛ آنجا که به گفته منابع پزشکی، خط درمان و امداد عملا فروپاشید و مراکز درمانی به ایستگاههای ثبت مرگ و جراحت تبدیل شدند.
همزمان با ادامه قطع کامل اینترنت در ایران، حجم شهادتهای رسیده از طریق اینترنت ماهوارهای استارلینک، نشان میدهد جمهوری اسلامی نهتنها در خیابانها، بلکه پشت در بیمارستانها نیز به سرکوب و کشتار وسیع ادامه داده؛ واقعیتی که به باور ناظران، ابعاد آن فراتر از یک برخورد امنیتی و نشانهای از کشتار سازمانیافته مردم غیرمسلح است.