معترضان ایران به چیزی بیش از تشویق نیاز دارند؛ آنها نیازمند حمایتی پایدار هستند،اورشلیم پست
01-01-2026
بخش دیدگاهها و نقدها
17 بار خواندە شدە است
بە اشتراک بگذارید :
معترضان ایران به چیزی بیش از تشویق نیاز دارند؛ آنها نیازمند حمایتی پایدار هستند
دهها هزار نفر در سراسر ایران در حال اعتراض هستند، اما تاریخ بر لزوم احتیاط حکم میکند. پرسش کلیدی این است که حمایتهای خارجی چگونه میتواند بدون آسیب رساندن، به آنها کمک کند.
معترضان در جریان اعتراض علیه دولت ایران، در مقابل ساختمان فدرال لس آنجلس، کالیفرنیا، آمریکا در ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵، پرچم های ایران از دوران محمدرضا شاه پهلوی را در دست دارند(عکس: رویترز/دیوید سوانسون(
یادداشت سردبیری جروزالم پست ۱ ژانویه ۲۰۲۶
این سناریویی است که از سال ۱۹۹۹ (۱۳۷۸) بارها تکرار شده است: اعتراضات گسترده در ایران، پیشبینیهایی مبنی بر اینکه این بار میتواند پایان رژیم آیتاللهها باشد، سرکوب خشونتآمیز و در نهایت فروکش کردن تظاهرات.
این اتفاق در سالهای ۲۰۰۰-۱۹۹۹ با اعتراضات دانشجویی (کوی دانشگاه)، دوباره در ۲۰۱۰-۲۰۰۹ با جنبش سبز، در ۲۰۱۸-۲۰۱۷ با اعتراضات علیه تنگناهای اقتصادی، در ۲۰۱۹ (آبان ۹۸) در پی افزایش ناگهانی قیمت بنزین، در ۲۰۲۱ (۱۴۰۰) در میان کمبود آب و نان، و بار دیگر در ۲۰۲۳-۲۰۲۲ با اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» که در پی مرگ مهسا امینی در بازداشت آغاز شد، رخ داد.
و اکنون، دوباره در حال وقوع است. از روز شنبه، دهها هزار ایرانی شجاع به خیابانها آمدهاند؛ جرقه اولیه این حرکت فروپاشی ارزش ریال بود، اما به سرعت شعارهایی سر داده شد که تردیدی در عمق خشم آنها باقی نمیگذارد: «مرگ بر دیکتاتور».
در پی ضربات سنگینی که ایران در طول «جنگ ۱۲ روزه ژوئن» متحمل شد، بسیاری در اسرائیل و غرب بر این باور بودند که تحولات داخلی به دنبال آن خواهد آمد؛ اینکه رژیمی که ثروت ملی را صرف برنامه هستهای (که تا حد زیادی نابود شده) و گروههای نیابتی منطقهای (که شکست خوردهاند) کرده است، سرانجام با حسابکشی از درون مواجه خواهد شد.
آیا این همان لحظهای است که ایرانیان منتظرش بودهاند؟ در ابتدا این اتفاق نیفتاد. در عوض، جهان شاهد تظاهراتی در داخل کشور در حمایت از دولت بود. اما اکنون چیزی تکان خورده است. آیا این میتواند لحظهای باشد که تودههای مردم ایران سرانجام یوغ رهبران سرکوبگر خود را به دور افکنند؟ یا این هم صرفاً اعتراض دیگری است که در نهایت فروکش کرده و از بین میرود و هیچ تغییر واقعی به جای نمیگذارد؟
اگرچه برای قضاوت هنوز زود است، اما تاریخ نسبت به جشن و پایکوبی زودهنگام هشدار میدهد. در حالی که جهان نظارهگر است، یک سؤال اساسی مطرح میشود: غرب و اسرائیل چگونه میتوانند از معترضان حمایت کنند بدون آنکه ناخواسته به رژیم بهانهای بدهند تا علیه آنها استفاده کند و آنها را «ابزار دست بیگانه» جلوه دهد؟
غرب با یک پارادوکس (تناقض) روبروست: اگر حمایت کند، رژیم از آن برای سلب مشروعیت از معترضان استفاده خواهد کرد. اما اگر حمایت نکند، معترضان احساس تنهایی و رهاشدگی خواهند کرد.
این بنبستی است که اسرائیل به شکلی حاد با آن روبروست. اورشلیم مشتاق دیدن رژیم متفاوتی در ایران است؛ رژیمی که دیگر صادرکننده خشونت و آشوب در منطقه نباشد. اما اگر ردپای اسرائیل در اعتراضات دیده شود، تلاشهای تبلیغاتی رژیم آسان میشود.
بیانیه فاسی این هفته موساد خطاب به معترضان که گفته بود: «بیایید با هم به خیابانها بیاییم. زمان آن فرا رسیده است. ما با شما هستیم، نه فقط از دور و به صورت زبانی. ما در میدان هم با شما هستیم»؛ ممکن است با هدف تقویت اراده معترضان صادر شده باشد، اما دقیقاً همان چیزی را به تهران داد که میخواست: بهانهای برای متهم کردن اسرائیل و قاببندی اعتراضات به عنوان یک توطئه خارجی. این نمونهای کلاسیک از نیت خیر بود که نتیجه معکوس داد.
این بدان معنا نیست که اسرائیل و غرب باید کنار بایستند و هیچ کاری نکنند. بلکه به این معناست که باید متفاوت عمل کنند. تغییر در ایران بعید است که در یک لحظه دراماتیک و واحد، مانند «سقوط دیوار برلین»، رخ دهد. احتمال وقوع آن از طریق فرسایش تدریجی بیشتر است: فشارهای اقتصادی و تضعیف آهسته ابزارهای کنترل رژیم.
تحریمهای اقتصادی علیه ایران تاثیرگذار بودهاند و به تورم و فروپاشی پولی که جرقه اعتراضات فعلی را زد، کمک کردهاند. این تحریمها باید تشدید شوند. اما تحریمها به تنهایی کافی نیستند.
موثرترین حمایتی که غرب اکنون میتواند از معترضان انجام دهد، فنی است، نه کلامی. این شامل فراهم کردن وسایل تضمین دسترسی به اینترنت، ویپیانها (VPN)، ارتباطات رمزگذاری شده و اتصال ماهوارهای برای مقابله مستقیم با کنترل رژیم بر اطلاعات است.
ایالات متحده و متحدانش همچنین باید کسانی را که ابزارهای سرکوب را در اختیار ایران قرار میدهند، هدف قرار دهند؛ از جمله تامینکنندگان فناوریهای نظارتی برای دستگاههای امنیتی ایران و شرکتهای مخابراتی ایرانی که سیاستهای سانسور را اجرا میکنند.
غرب همچنین نیاز دارد حمایت از سازمانهای دیاسپورا (ایرانیان خارج از کشور) را افزایش دهد. این گروهها میتوانند کمکهای مادی و معنوی را با فاصلهای غیردولتی ارائه دهند و به معترضان کمک کنند بدون اینکه برچسب «مزدور بیگانه» به آنها بخورد.
علاوه بر این، «صندوقهای اعتصاب» که از داراییهای مصادره شده ایران تامین مالی میشوند، میتوانند به کارگرانی که در اعتصابات و تحریمها شرکت میکنند کمک کنند تا به دلیل استیصال اقتصادی مجبور به سکوت دوباره نشوند.
این رویکرد در طول جنگ سرد برای حمایت از جنبش «همبستگی» لهستان به طور موثری مورد استفاده قرار گرفت. معترضان ایران پیش از این شجاعت فوقالعادهای از خود نشان دادهاند. آنچه آنها اکنون نیاز دارند، نه تنها تشویق، بلکه حمایتی سنجیده و پایدار است. معیار همبستگی، نه در شدت بیانیهها، بلکه در این است که آیا کسانی را که جانشان را به خطر میاندازند قویتر میکند یا آسیبپذیرتر.
منبع:اورشلیم پست