جنبش در ایران، رد عملی لنینیسم است
نقدی بر مواضع برخی از گروههای کمونیست چپ
ارسال شده توسط فردو کوروو در ۱ مارس ۲۰۱۸
برگردان : آرمان جمهور
به نظر میرسد جنبشهای کارگری در ایران مدتهاست توسط گروههایی که به چپ کمونیست بینالمللی اشاره میکنند، نادیده گرفته شده است. گروه اسپانیایی نوئوو کورسو که به چپ اسپانیایی دِ مونیس (1) متکی است، بلافاصله دو مقالهای را که در این شماره «دیجست» منتشر شده بود، ارائه داد: «بسیج کارگران در خاورمیانه» (29/12/2017) و «چرا جنبش در ایران در حال بازگشت است؟» (03/01/2018). در حالی که در زمان نگارش این مطلب، هنوز هیچ تحلیلی از گروههای مختلف بوردیگیست در دسترس نیست، ICT و ICC (جریان کمونیست بین المللی) اخیراً تحلیلهای خود را ارائه کردهاند. ICT تصمیم گرفت ترجمه انگلیسی هر دو مقاله از نوئوو کورسو را به نسخه چاپی آینده خود از « چشماندازهای انقلابی » موکول کند. در وبسایت خود مقالهای با عنوان «اعتراضات ایرانیان علیه ریاضت اقتصادی» (2) منتشر کرده است که تفاوتهای قابل توجهی با متون نوشته شده توسط نوئوو کورسو دارد. همین تفاوتها در دو مقاله ICC در مورد جنبشهای ایران نیز دیده میشود. (3) چنین اتفاق نظر برادرانهای بین ICT و ICC، با توجه به سالها خصومت آشکار متقابل آنها، قابل توجه است.
اول از همه، اجازه دهید بگویم که مقالات مورد بحث، بخش مهمی از کمکهای Nuevo Curso را تشکیل میدهند ، زیرا عمیقتر به تنشهای بین اصلاحطلبان و تندروهای مذهبی در ایران، به علاوه موقعیت ایران در تنشهای بین امپریالیستی در خاورمیانه میپردازند. (4) در رسانههای هلندی، میتوانیم درخواستهای «همبستگی» از سوی به اصطلاح اپوزیسیون ایرانی در تبعید را بخوانیم که خواستار حمایت از تلاشهای ترامپ برای تشدید تحریمها علیه ایران و/یا کمک به تقویت موقعیت اصلاحطلبان در ایران هستند. بگذارید در این مورد کاملاً واضح باشم: طبقه کارگر در ایران، نه در هلند و نه در هیچ جای دیگر جهان، هیچ علاقهای به حمایت از هیچ یک از نیروهای امپریالیستی، بزرگ یا کوچک، که در خاورمیانه با یکدیگر مخالف هستند، ندارد: ایالات متحده آمریکا، روسیه، چین، اسرائیل، عربستان سعودی، ترکیه. همچنین به نفع طبقه کارگر هلند نیست که بین منافع متضاد سرمایه در ارتباط با صادرات به ایران یا سایر کشورهای درگیر در جنگهای امپریالیستی یکی را انتخاب کند. بخشهای مختلف سرمایه ایران همگی به یک اندازه نسبت به طبقه کارگر ارتجاعی هستند و پرولتاریا هیچ انتظاری از «دستاوردهای» غربی مانند «آزادسازی» و «دموکراتیزه کردن» که پرولتاریا در غرب هر روز از ثمرات شوم آنها بهرهمند میشود، ندارد. تاکنون هیچ چیز خاصی مشاهده نشده است. با این حال، وقتی صحبت از تحلیل مبارزه کارگران در ایران میشود، مقالات منتشر شده توسط ICT و ICC با مقالات Nuevo Curso متفاوت است که میگوید:
«این طبقه شروع به بیدار شدن میکند و تمایل خود را برای عمل سیاسی مستقل، فراتر از مرزهای ملی، زبانی و قومی در مکانی که مرکز درگیری امپریالیستی جهانی است، نشان میدهد.»(5)
چگونه فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در حال رشد و شکوفایی است…
وقایع ایران که نوئوو کورسو توصیف کرده است ، توانایی طبقه کارگر را برای رهایی از نفوذ ایدئولوژیک همه جنبشهای بورژوایی و مبارزه برای اهداف خود تأیید میکند. این تحول عموماً خودمختاری – کارگرانی که برای منافع طبقاتی خود ایستادگی میکنند – یا سیاسی شدن – علیه دولت و همه جناحهای سیاسی آن نامیده میشود. به این ترتیب، جنبش در ایران همچنین رد قاطعی بر انواع ایدههای لنینیستی بود که جدایی قاطعی بین «مبارزه اقتصادی» و «مبارزه سیاسی» قائل هستند. این نه تنها در مورد مواضع سازمان کارگران کمونیست و گروه بینالمللی سوسیالیستی (هر دو وابسته به ICT) بلکه در مورد مواضع ICC نیز صدق میکند. بنابراین ICT باید تمام تلاش خود را میکرد تا دوگانگی لنینیستی خود را در رابطه با مبارزه اقتصادی و مبارزه سیاسی حفظ کند. کارگران فراتر از مبارزه اقتصادی نمیرفتند، در حالی که برای مبارزه سیاسی، حزب باید آگاهی طبقاتی را به درون طبقه بیاورد. بنابراین، تشکیل حزب و قبل از آن، فعالیت سازمان انقلابیون، ماهیتی داوطلبانه و آرمانگرایانه دارد. در مقالهای که CWO در ۱۶ ژانویه منتشر کرده است، «تحلیل» قابل توجه زیر را خواندم:
«این جنبش، «در کمتر از یک هفته، به بیش از ۴۰ شهر گسترش یافت. سپس، به طور فزایندهای به اعتراضات ضد رژیم تبدیل شد و هم محافظهکاران و هم اصلاحطلبان را هدف قرار داد. این جنبش حتی «رهبر معظم انقلاب» را نیز در امان نگذاشت و فریادهای «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنهای» در اکثر شهرها با صدای بلند و واضح شنیده میشد. این طغیانها اساساً محصول نارضایتیهای اقتصادی هستند و ریشه آن در هیچ جای دیگری جز در خود نظام سرمایهداری و بحران طولانی مدت آن نهفته نیست.» (با حروف پررنگ توسط FC)
راهش همین است: در زمانی که اعتصابات حول محور مسائل اقتصادی خود به خود منجر به تظاهرات سیاسی علیه جنگ و رژیم به طور کلی میشود، ما فقط خیلی «مادیگرایانه» میگوییم که این «مبارزه اقتصادی» است، که بدون حزب به هیچ چیز منجر نخواهد شد. با این حال، به نظر من استدلالهای بهتری برای نیاز به حزب وجود دارد. تأکید بر ضرورت حزب به سختی میتواند این واقعیت را پنهان کند که بقیه این تحلیل از مبارزه کارگران به سختی با تحلیل Nuevo Curso متفاوت است .
… و دیوان کیفری بینالمللی (ICC) بیاساس عمل میکند…
تا اینجای کار، انتشار در وبسایت ICT. ICC حتی بدتر عمل میکند، مقاله WH حتی در تشخیص ماهیت پرولتری جنبش در ایران مشکل دارد. ببینید چگونه اعتصابات پنهان میشوند:
«ماههاست که بازنشستگان، بیکاران (۲۸٪ از جوانان بیکار هستند)، معلمان و کارگرانی که دستمزدشان پرداخت نمیشود ، تظاهرات نارضایتی خود را نشان میدهند . در نهایت، افزایش ۵۰ درصدی قیمت روغن و مواد غذایی اساسی، مانند دو برابر شدن قیمت تخممرغ – صحبت از «انقلاب تخممرغ» شده است – جرقه اعتراضات را زد.»(با حروف پررنگ)
در مقاله استاینکلوفر (6) کلماتی مانند «پرولتاریا»، «کارگران» فقط دو بار ذکر شدهاند، ابتدا در عنوان و سپس در مورد مربوط به «بهار عربی» در مصر. از سوی دیگر، کلمه «خشم عمومی» یا معادلهای آن چهار بار استفاده شده است.
میتوان انتظار داشت که اگر کسی با تحلیل نوئوو کورسو در مورد اهمیت جنبش اعتصابی که پیش از موج تظاهرات رخ داد موافق نباشد، حداقل سوالاتی بپرسد یا سعی کند ماهیت واقعی آن را انکار کند، مثلاً به عنوان «تبلیغات سعودی». اما نه، از این سوال به سادگی طفره میرود.
تبدیل مبارزه به مبارزه علیه مشارکت ایران در جنگ، از قبل برای WH دادگاه کیفری بینالمللی منزجرکننده بوده است:
«علاوه بر این، ایران توسط کشورهای درگیر جنگ احاطه شده است که جلب همبستگی پرولتاریا در این کشورها را برای کارگران ایران بسیار دشوار میکند و ناسیونالیسم را در درون صفوف خود تقویت میکند.»(7)
همیشه خوب است که در مورد «خطرات» تکرار «بهار عربی» هشدار داده شود ، اما در این مورد، جریان کمونیست بین المللی به سادگی انکار میکند که جنبش به طور فزایندهای علیه مشارکت ایران در جنگ تغییر موضع داده است. متأسفانه، برای جریان کمونیست بین المللی، این تحول واقعی، انکار عملی موضع دهه 1970 آن است که زمینه بحران اقتصادی برای توسعه مبارزه کارگران مطلوبتر از زمینه جنگ یا وضعیت پس از جنگ مانند 1918-1923 است. در اینجا نیز، حفظ اصول قدیمی، دید واقعیت را کور میکند.
واکنشهای ناسیونالیستی و توسعه آگاهی طبقاتی
هرگز ICC واقعاً نتوانسته است خود را از ایده قرن نوزدهمی انقلابهای پرولتری در هر کشور جدا کند، ایدهای که همیشه مورد مخالفت چپهای هلندی و آلمانی و دیگر کمونیستهای صادق بوده است. همانطور که با تبدیل شدن Engymo به یک گروه بورژوایی مشهود است، گروههای وابسته به ICT نیز از چنین واکنشهای ناسیونالیستی مصون نیستند.(8) در پیوست، نقل قولهایی را ارائه میدهم که موضع ضد ملی چپ کمونیست [تاریخی] را نشان میدهد.
اگر ICT یا ICC به این انتقاد پاسخ دهند، بسیار محتمل است که آنها اتهاماتی مانند «اکونومیسم»، «خودجوشگرایی»، «لوکزامبورگیسم» و «شوراییگرایی» را مطرح کنند. این شیوه «چارچوببندی» ممکن است برای جلوگیری از تفکر مستقل هواداران خودشان مؤثر باشد، اما پاسخی به تحولات واقعی که در ایران رخ داده است، نیست. همچنین کاملاً ناکافی است که این تحول را با «خودجوشی» یا «بلوغ زیرزمینی آگاهی» رد کنیم (که ج ک چ همیشه دوست دارد در غیاب حقایق وانمود به درست بودن کند، اما اکنون «موش کور پیر» زمین محکمی را به نمایش گذاشته است، و به سادگی از آن طفره میرود). در پشت خودجوشی، یک فرآیند یک ساله در طبقه کارگر به طور کلی پنهان شده است که در آن کارگران به صورت فردی و در بحثهای دقیق متقابل، منافع خود را در رابطه با بحران اقتصادی، تلاشهای جنگی و تبلیغات جناحهای اصلاحطلب و بنیادگرا بازتاب دادهاند. پس از شروع، این توسعه آگاهی پرولتاریا جهشهای بزرگی داشته است. این واقعیت که برخی شعارها بلافاصله به عنوان بیان بهتر منافع به عنوان یک طبقه شناخته شدند، تنها از این فرآیند قبلی قابل توضیح است. همچنین به این ترتیب است که طبقه در واقع مواضع گروههای کوچک را تغذیه میکند و بعداً حزب را بر اساس آن تولید خواهد کرد.
فردو کوروو، ۲۱ ژانویه ۲۰۱۸
پیوست: مبارزه طبقاتی پرولتاریا بینالمللی است
«سخنان مارکس در مانیفست کمونیست، که طبق آن کارگران همه کشورها باید ابتدا خود را از شر بورژوازی خودشان خلاص کنند، به هیچ تبدیل شده است. امپریالیسم ثابت کرده است که آنها اشتباه میکردند.»
هرمان گورتر، امپریالیسم، جنگ جهانی و سوسیال دموکراسی ، 1914. (9)
«سالهای گذشته شاهد تقدم اتحادیه کارگری ملی در برابر کارفرمایانی بود که توسط اصناف و ملتها از هم جدا شده بودند؛ در برابر انجمنهای کارفرمایان، فدراسیون ملی اتحادیههای کارگری؛ در برابر دولت ملی، حزب ملی. اکنون، در این مرحله جدید سرمایهداری، در برابر سازمان جدید سرمایهداری، در برابر تراستهای بینالمللی و سرمایه مالی بینالمللی، باید یک فدراسیون جهانی اتحادیههای کارگری تأسیس شود؛ در برابر امپریالیسم و سیاستهای همه دولتها، باید یک حزب بینالمللی جدید تأسیس شود. در برابر ابعاد ملی و بینالمللی امپریالیسم، اقدام جمعی ضروری است. این مرحلهای است که ما در آن زندگی میکنیم. بازتاب این نظریه جدید، ترجمه این نظریه به واقعیتها، عمل به این نظریه: این همان چیزی است که بینالملل جدید باید باشد، بینالملل جدیدی که باید از بینالملل قدیمی و از این جنگ زاده شود.»
هرمان گورتر، امپریالیسم، جنگ جهانی و سوسیال دموکراسی، 1914. (10)
«مبارزه طبقاتی بینالمللی است؛ انقلاب پرولتری، اگر میخواهد پیروز شود، نمیتواند در مرزهای بسته بازی کند. این یک انقلاب جهانی است. در همان نبردهای اولیه، اهمیت بینالمللی بودن مورد توجه پرولتاریا قرار گرفت. در سراسر جنبش طبقه کارگر، یک رشته مشترک، تلاش برای ایجاد یک جبهه نبرد بینالمللی است.»
Programm der Kommunistischen Arbeiter-Partei Deutschlands ، برلین، ژانویه 1924، ص. 21. (11)
«مرزهای سرزمینی که دیکتاتوری پرولتاریا در آنها اعمال میشود، تنها در لحظهای خاص از خصلت بینالمللی اجتنابناپذیر انقلاب کارگری میتوانند به هم متصل شوند. انتخاب لحظه مناسب یکی از دشوارترین مسائل سیاسی برای قدرت شورایی خواهد بود. بسیار محتمل است که این مرزها با مرزهای سیاسی فعلی یا مانع زبانی منطبق نشوند. برعکس، تحت فشار روابط اقتصادی و طبقاتی، احتمالاً برای مدتی تا حدودی باریکتر و زمانی گستردهتر خواهند بود. انقلاب پرولتاریا ممکن است به طور موقت سرزمینهای کاملاً جدیدی را در مسیر بینالمللی خود ایجاد کند و آنها را به طور مداوم نابود کند تا زمانی که به هدف بزرگ دست یابد و مرزهای کشورها از بین برود.
در طول مسیر، با هر موج رو به افزایش انقلاب، انفجاری از مرزهای قدیمی سرزمینی و ملی رخ خواهد داد. از سوی دیگر، هنگام بازگشت، لازم است مرزهای منطقهای ثابت را برای مدت زمان معینی به رسمیت بشناسیم و مسدود کنیم. تسلط مطلق بر این محدودیتهای زمانی ضروری، جابجایی آزاد و کنترل کامل بر اینکه کدام افراد و کدام کالاها میتوانند در هر دو جهت منتقل شوند، از نظر سیاسی و اقتصادی یک شرط حیاتی برای دیکتاتوری است. با این حال، به همان اندازه مهم است که بینظم و خرابکاری به هر وسیلهای در حفاظت از مرزهای سیاسی و اقتصادی سرزمینهای تحت حاکمیت سرمایهداری، و انتقال تبلیغات و سازماندهی از سرزمینهای فتحشده به سرزمینهای هنوز ستمدیده[کوشید] زیرا مبارزه طبقاتی پرولتاریا بینالمللی است و تنها در شکل بینالمللی میتواند پیروز شود.
Programm der Kommunistischen Arbeiter-Partei Deutschlands ، برلین، ژانویه 1924، ص. 30/31. (12)
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع سایت شوراها را منعکس نمی کند.
یادداشتها:
۱) برای مثال رجوع کنید به: https://en.wikipedia.org/wiki/Grandizo_Munis، یا (به فرانسوی): «Positions et parcours d’un internationaliste: G. Munis (1912-1989)» در وبسایت Controversies : http://leftcommunism.org/spip.php?article264&lang=fr .
۲) D Saadati، ۱۶ ژانویه ۲۰۱۸: «اعتراضات ایرانیان علیه ریاضت اقتصادی»؛ http://www.leftcom.org/en/articles/2018-01-16/iranian-protests-against-austerity
۳) WH، ۵ ژانویه ۲۰۱۸، «تظاهرات در ایران: نقاط قوت و محدودیتهای جنبش»: http://en.internationalism.org/icconline/201801/14695/demonstrations-iran-strengths-and-limits-movement ؛ اشتاینکلوپفر، ۹ ژانویه ۲۰۱۸: «ایران: مبارزه بین گروههای بورژوازی خطری برای طبقه کارگر است»: [http://en.internationalism.org/icconline/201801/14694/iran-struggle-between-bourgeois-cliques-danger-working-class
4) به همین دلیل مقاله مذکور از اشتاینکلوپفر در وبسایت ICC در وبلاگ ‘ Arbeidersstemmen ‘ به زبان هلندی منتشر شده است.
5) به توییتی که در انتهای مقاله Nuevo Curso در ۲۹ دسامبر آمده است مراجعه کنید.
6) به پاورقی ۳ مراجعه کنید.
7) همانجا.
8) «تز ۱۲. انقلاب پرولتاریا از نظر شکل ملی و از نظر محتوا بینالمللی است . این امر مستلزم مبارزه بینالمللی طبقه کارگر در هر کشور علیه طبقه بورژوازی خود است. سوسیالیسم یا کمونیسم نه در مقیاس ملی، بلکه فقط در مقیاس بینالمللی ساخته میشود.» این ایده از Engymo در ادامه مانیفست کمونیست را میتوان در تزهای اساسی برنامهای سال ۲۰۱۲ (Bold by FC) یافت.
۹) https://www.marxists.org/archive/gorter/1914/imperialism.htm#h4[/url]
۱۰) https://www.marxists.org/archive/gorter/1914/imperialism.htm#h17
۱۱) http://www.left-dis.nl/d/Programm.KAPD.1924.docx.pdf
۱۲) (همانجا)
اولین بار در وبلاگ وردپرس هلندی [url=https://arbeidersstemmen.wordpress.com/2018/01/21/iran-de-strijd-tussen-burgerlijke-fracties-is-een-gevaar-voor-de-arbeidersklasse/ (صدای کارگران) منتشر شد. این ترجمه انگلیسی در خلاصه A Free Retriever’s Digest آمده است. منتخب علاقه مند از مقالات و فیدهای خبری . جلد 2 شماره 1 1 فوریه 2018.
