تظاهرات و اعتراضات در ایران ادامه دارد
این مقاله در مورد قیام کنونی مردم ایران است. این مقاله کسانی را که موفقیت را مهم نمیدانند، رد میکند. در اینجا به چند نکته مهم در اهمیت موفقیت اشاره میکنیم.
نویسنده : ظاهر باهر
برگردان به فارسی : آرمان جمهور
۰۱/۰۱/۲۰۲۶ برابر 11 دی 1404
اعتراضات ایران تا روز پنجم به نزدیک به ۳۰ شهر و شهرستان گسترش یافته است. در همین حال، ژاندارمری[کذا] و سپاه پاسداران با خشونت پاسخ دادهاند و همچنان با کشتن، دستگیری و آدمربایی معترضان را سرکوب میکنند.
آمار دقیقی وجود ندارد و هیچکس نمیداند چند نفر کشته یا زخمی، دستگیر یا آدمربایی شدهاند. با این حال، آنچه مشخص است این است که مردم از تظاهرات و اعتراضات فراتر رفتهاند و جنبش به یک قیام تبدیل شده است. به همین ترتیب، خواستههای روزمره آنها در مورد افزایش قیمت مایحتاج اولیه به خواستههای سیاسی تبدیل شده است که در شعارهایی مانند «مرگ بر رژیم»، «بیرون برو، دیکتاتورها»، «زنان، زندگی، آزادی» و بسیاری دیگر منعکس شده است.
در همین حال، مسعود پزشکیان، رئیس جمهور ایران، ادعا میکند که سعی دارد با معترضان به طور مسالمتآمیز صحبت کند و میگوید که «به خواستههای آنها گوش میدهد، مشکلات آنها را حل میکند و میخواهد با نمایندگان آنها ملاقات کند و با آنها صحبت کند.» با این حال، همانطور که فرهاد، نام واقعی او نیست و دانشجوی دانشگاه است، گفت: «فقط یک احمق حرف آنها را باور میکند. اگر میخواهند به ما گوش دهند، چرا ما را در خیابانها میکشند؟ چرا زندانیان را آزاد نمیکنند؟ چرا زندگی مردم را تغییر نمیدهند؟»
در میان برخی از مردم ایران و عراق، مطالعات و تحلیلهای گستردهای در مورد وضعیت فعلی وجود دارد که بسیاری از آنها بدبینانه است و حتی نشان میدهد که نتیجه ممکن است بدتر باشد. این دیدگاهها اغلب با نمونههایی از سالهای گذشته، مانند عراق، مصر، لیبی و سوریه، توجیه میشوند. علاوه بر این، برخی از چپگرایان و مارکسیستها استدلال میکنند که تغییر یک رژیم به جای رژیم دیگر، زندگی کارگران را بهبود نخواهد بخشید.
البته، همانطور که قیامها غیرقابل پیشبینی هستند، نتایج آنها لزوماً از برنامهها، آرزوها یا اهداف ما پیروی نمیکند. آنچه واضح است این است که هیچ کس نمیتواند مسیر تاریخ را متوقف کند و تغییر اغلب فراتر از اراده ما اتفاق میافتد.
اگر قیام ایران موفق شود، من معتقدم که تغییرات بزرگی نه تنها در ایران، بلکه در سراسر منطقه نیز رخ خواهد داد.
اول، اراده و اعتماد مردم به خودشان را بازیابی خواهد کرد. وقتی آنها بتوانند رژیمی را که ۴۷ سال بر سر کار بوده و همه جنبههای زندگی را کنترل کرده است، تغییر دهند، میتوانند حاکمان آینده را نیز راحتتر تغییر دهند. مردم ایران تجربه ارزشمندی کسب خواهند کرد که میتواند سرمشقی برای تمام جهان، به ویژه منطقه، باشد.
دوم، تغییرات در ایران زمینه را برای تغییر در عراق فراهم میکند، زیرا در عراق این باور عمومی وجود دارد که ایران بر بسیاری از جنبههای این کشور تسلط و کنترل دارد و مقادیر زیادی از پول عراق را به سمت ایران و نیروهای طرفدار ایران هدایت کرده است.
سوم، تهدید حملات اسرائیل و آمریکا به ایران، حتی اگر موقت باشد، از بین خواهد رفت. این امر نه تنها از تلفات جلوگیری میکند، بلکه برای مدتی درجهای از امنیت را به منطقه بازمیگرداند.
چهارم، قدرتهای اصلی شیعه و سنی که با یکدیگر روبرو هستند، مسلحتر خواهند شد و شرکتهای اسلحهسازی و مهماتسازی در کشورهای توسعهیافته تقویت میشوند. این امر همچنین تشکیل گروههای مسلح در کشورهای دیگر را برای جنگیدن با یکدیگر و استفاده از آنها به عنوان نیروهای نیابتی علیه اسرائیل و ایالات متحده تشویق میکند. با تغییر رژیم در ایران، این تنشها تا حدودی، حتی اگر فقط به طور موقت، کاهش خواهد یافت.
پنجم، احزاب سیاسی وابسته به مقامات ایرانی، حمایت لجستیکی، ایدئولوژیکی، نظامی و مالی خود را از دست میدهند و ضعیف میشوند.
ششم، تضعیف احزاب ملیگرا و سایر احزاب اقتدارگرا در ایران رخ خواهد داد که تحولی بسیار مثبت است.
هفتم، تجربه ۴۷ ساله ایرانیان با این رژیم، احتمال روی کار آمدن یک رژیم مذهبی دیگر را کمتر میکند و منجر به بهبودهای چشمگیر در وضعیت زنان در ایران میشود.
هشتم، واضح است که تظاهرات و قیامها همیشه ناشی از نیازهای اولیه، افزایش قیمتها و فقدان آزادی هستند، نه اهداف دوردستی مانند اهدافی که چپگرایان و مارکسیستها برای ایجاد یک دولت کارگری یا دیکتاتوری پرولتاریا در نظر دارند. ما باید درک کنیم که مردم دسترسی امن به غذا و نیازهای ضروری را بر شعارهای بلندپروازانه احزاب و سازمانهای اقتدارگرا اولویت میدهند. افرادی که گرسنه هستند، از مراقبتهای پزشکی محرومند یا نمیتوانند فرزندان خود را به مدرسه بفرستند، نمیتوانند منتظر یک دولت کارگری یا پرولتاریایی بهتر باشند؛ آنها به راهحلهای فوری نیاز دارند.
بدون شک، نکات فوق از مزایای اصلی تغییر رژیم ملاها در ایران هستند. مزایای بسیار دیگری نیز وجود دارد که نیازی به بحث در اینجا نیست. در عین حال، قیام میتواند یا از طریق کنترل احزاب سیاسی که بعید است، یا از طریق مذاکره مقامات با چند تظاهرکننده که به عنوان فرستاده انتخاب شدهاند به جای انتخاب نمایندگان از طریق جلسات جمعی و دموکراسی مستقیم، خاموش یا سرکوب شود. خطر قابل توجه دیگر، دخالت رهبران ایالات متحده، اروپا، روسیه و اسرائیل است که به شدت بر پوشش رسانهای تأثیر گذاشته و آشکارا از تظاهرکنندگان حمایت کردهاند.
به نظر من و بسیاری دیگر، موفقیت این قیام بسیار مثبت خواهد بود. مردم ایران بسیار آگاه و باتجربه هستند، همانطور که کارگران و شهروندان در طول انقلاب به اصطلاح ۱۹۷۸-۱۹۷۹ خود را سازماندهی کردند، اکنون میتوانند با تجربهای حتی بیشتر، چه در ایران و چه در سطح جهانی، عمل کنند. آنها میتوانند از طریق مجامع غیر سلسله مراتبی در محلهای کار، دانشگاهها، خیابانها و محلهها، تصمیمات مهمی بگیرند و دموکراسی مستقیم را تمرین کنند. آنها میتوانند با هم این تصمیمات را اجرا کنند، به صورت جمعی کار کنند و تعاونیهایی برای مدیریت و بهبود زندگی خود ایجاد کنند.
انجام این کار ضروری است و زندگی نشان میدهد که جوامع سوسیالیستی یا آنارشیستی، چه کوچک و چه بزرگ، میتوانند ایجاد شوند و به عنوان نمونهای برای سایر مکانها و مناطق عمل کنند.
بیایید امیدوار باشیم که افرادی که قیام را در ایران رهبری میکنند، این گامها را برمیدارند.
دیدگاه و نظرات ابراز شده در این مقاله لزوماً سیاست یا موضع شوراها را منعکس نمی کند
