بحران در نظریه سوسیالیستی،آنتون پانه‌کوک

تعداد بازدید: 1
نویسنده: آنتون پانه‌کوک
زمان مطالعه: 7 دقیقه

آنتون پانه‌کوک

بحران در نظریه سوسیالیستی: «گروه کمونیست‌های بین‌المللی» در هلند

۱۹۴۷

توسط یوناس هولمگرن برای آرشیو اینترنتی مارکسیست‌ها علامت‌گذاری شده است .

منبع: چپ ، شماره ۱۳۲، اکتبر ۱۹۴۷، صفحات ۲۲۵-۲۲۸.

برگردان به فارسی : آرمان جمهور

جنگ جهانی اول و انقلاب‌های روسیه و آلمان پس از آن، مشکلات جدیدی را مطرح کرد و تغییرات عمیقی در ایده‌های کارگران و سوسیالیست‌ها ایجاد کرد. حزب سوسیالیست آلمان، سازمانی ظاهراً قدرتمند که آماده‌ی تسخیر سلطه‌ی سیاسی و در نتیجه استقرار سوسیالیسم بود، هنگامی که به قدرت رسید، به ابزاری برای برقراری مجدد سرمایه‌داری تبدیل شد. در روسیه، کارگران تزاریسم را شکست داده و کارخانه‌ها و زمین‌ها را به تصرف خود درآورده بودند؛ اکنون سرمایه‌داری دولتی آنها را به بردگی سخت‌تر تحت یک طبقه‌ی ارباب جدید کشانده بود. و نه تنها اصلاح‌طلبی باید سرزنش می‌شد؛ بلکه برجسته‌ترین سخنگویان رادیکالیسم سازش‌ناپذیر، که به عنوان مارکسیست شناخته می‌شدند، مانند کائوتسکی و لنین، نیز در این تحول نقش داشتند. واضح است که باید در دکترین فعلی مشکلی وجود داشته باشد.

دکترین رایج این بود که کارگران با رأی خود پارلمان را انتخاب کرده و دولت سوسیالیست‌ها را تعیین می‌کنند؛ سپس این سیاستمداران و مقامات باید کار اساسی سلب مالکیت از سرمایه‌داران، لغو مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و سازماندهی تولید را انجام دهند. سیستم مالکیت عمومی که در آن کارگران مزدبگیر در خدمت دولت هستند، کاملاً با مالکیت اشتراکی متفاوت است، جایی که کارگران اربابان مستقیم بنگاه‌ها هستند و خودشان کار خود را تنظیم می‌کنند. در مورد دوم، این مشکل مطرح می‌شود که چگونه می‌توان این بنگاه‌ها را در یک سازمان اجتماعی برنامه‌ریزی‌شده ترکیب کرد. در بحث‌های پرشور و فعالیت‌های معنوی شدید، گروه‌های مختلف چپ‌گرا که از احزاب سوسیالیست و کمونیست جدا شده بودند، سعی کردند کشف کنند که چه راه‌های دیگری برای عمل باید طبقه کارگر را به هدف آزادی هدایت کند.

پناهندگان سیاسی به هلند که در نبرد کارگران آلمانی، در سال‌های ۱۹۲۰-۱۹۲۱، در شورش روهر و در شورش کارخانه‌های ساکسونی شرکت کرده بودند، تجربه کرده بودند که چه ابتکار عمل و ظرفیت‌های فراوانی در توده‌ها پدیدار می‌شود، زمانی که در برابر وظیفه سازماندهی خود، زندگی و مبارزه‌شان قرار گرفتند. در هلند، به دلیل موقعیتش در میان تأثیرات انگلیسی، فرانسوی و آلمانی، درک نظری بنیادی در گروه‌های نسبتاً وسیعی از کارگران و روشنفکران نفوذ کرده بود. از دل همکاری آنها، گروهی از مبارزان که خود را “گروه کمونیست‌های بین‌المللی” (GIC) می‌نامیدند، پا به عرصه گذاشتند و به مطالعه مبانی اقتصادی جامعه جدید پرداختند. آنها به خوبی می‌دانستند که انقلاب کارگری به یکباره، مانند یک معجزه، دنیایی از فراوانی را به ارمغان نخواهد آورد که در آن هر کس فقط باید مطابق میل خود برداشت کند. نظم سوسیالیستی جدید باید در مبارزه سخت و کار آگاهانه، به وسیله یک سازمان طراحی شده و مطابق با قوانین سختگیرانه برابری پرولتری، ساخته شود. هر شکلی از جامعه، پایه مادی محکم خود را در یک سیستم اقتصادی، یک شیوه تولید و توزیع، دارد که ساختار و شخصیت آن را تعیین می‌کند. پیش از جنگ، اما پس از آن، بسیاری از نویسندگان (کائوتسکی، هیلفردینگ، نویرات، لایشتر، ماکس وبر، کول و غیره) خود را با این مسئله اقتصادی مشغول کرده بودند، اما همه آنها فرض کرده بودند که یک قدرت رهبری مرکزی ضروری است، دولتی که مقررات خود را بر واحدهای جداگانه تولید تحمیل کند. نویسندگان آنارشیست، مطمئناً، استقلال کارگاه‌های جداگانه را اعلام کرده بودند؛ اما در آنجا، ارتباط به یک سازمان اجتماعی فقط به حسن نیت واگذار شده بود.

گروه GIC در مطالعه‌ی مسئله، مسئله‌ی اصلی سوسیالیسم، یعنی چگونگی ترکیب آزادی با سازماندهی، دریافت که تنها باید در امتداد خطوط فکری مطرح‌شده توسط مارکس در یادداشت‌های کوتاه گاه‌به‌گاه، در سرمایه و در اظهاراتش در مورد برنامه‌ی گوتای حزب سوسیال دموکرات آلمان، ادامه دهند. مارکس در آنجا از سوسیالیسم دولتی، که به شدت با آن مخالف بود، صحبت نکرد، بلکه از «انجمن تولیدکنندگان آزاد و برابر» صحبت کرد که خودشان کارشان را هدایت کنند. او خاطرنشان کرد که به جای ارزش و پول، «میانگین زمان تولید»، که با ساعات کار اندازه‌گیری می‌شود، اساس سیستم اقتصادی جدید را تشکیل خواهد داد. این ایده‌ها که نویسندگان «مارکسیست» کاملاً کنار گذاشته بودند، اکنون توسط نویسندگان GIC در یک کتابچه‌ی مهم با عنوان « اصول تولید و توزیع کمونیستی» که در سال ۱۹۳۰ به زبان‌های آلمانی و هلندی منتشر شد، تدوین شده است. در آنجا نشان داده شده است که با حسابداری هر بنگاه اقتصادی، که با ثبت و حسابداری فرآیندهای تولید اجتماعی، بر اساس ساعات صرف‌شده تکمیل می‌شود، کارگران می‌توانند خود بر تولید و توزیع نظارت و آن را هدایت کنند. هیئت‌های نمایندگان، «شوراهای کارگری»، ابزارهایی برای سازماندهی بنگاه‌های جداگانه در قالب یک کلیت اجتماعی هستند. نشان داده شده است که این صرفاً یک شکل ممکن و بهتر از سوسیالیسم تحت هدایت دولت نیست، بلکه تنها شکل ممکن است. برای یک بوروکراسی مرکزی متشکل از مقامات و متخصصان، تعیین تمام نیازها، تجویز تمام کارها و نظارت بر تمام فرآیندها در جزئیاتشان امکان‌پذیر نیست؛ تمام سیستم‌های پیشنهادی منجر به خودسری در توزیع توسط یک اقلیت حاکم می‌شود. از یک سو، خودگردانی تولیدکنندگان آزاد و برابر، قادر است تولید و توزیع را بدون مشکل تنظیم کند، قوانین و معاملات توسط واقعیت‌های اقتصادی تحمیل می‌شوند. مشکلات با مداخله یک قدرت دولتی بین تولید و مصرف ایجاد می‌شوند. بنابراین، آرمان‌های خودمختاری که در کارگران، از احساسات و برنامه سیاسی صرف، ناشی می‌شد، به تجسم یک ضرورت اقتصادی تبدیل شد. بدین ترتیب، یک پایه علمی برای وظیفه خودرهایی طبقه کارگر بنا نهاده شد.

جای تأسف است که این کتاب برای کارگران انگلیسی قابل دسترسی نبود (علاوه بر این، بخش عمده‌ای از نسخه آلمانی با ظهور نازیسم از بین رفت)، زیرا مبانی عملی آن می‌توانست به شدت برای ذهن عمل‌گرای انگلیسی جذاب باشد. اکنون که سرمایه‌داری به یک قدرت بین‌المللی تبدیل می‌شود و شرایط جنگی در سراسر جهان رو به برابری بیشتر است، کارگران در هر کشوری باید به دنبال تبادل بین‌المللی تجربیات و ایده‌ها باشند.

فعلاً این مطالعه انگیزه‌ی قوی به تبلیغات این گروه کوچک داد. GIC در بیانیه‌ی اصول خود، سیاست‌های حزبی و رهبری اتحادیه‌ای را رد کرد و شوراهای کارگری را به عنوان شکل سازماندهی خودگردانی مطرح نمود. این بیانیه از کارگران خواست تا برای تولید کمونیستی مبارزه کنند، هدایت و مدیریت تولید و توزیع را طبق قوانین عمومی به دست خود بگیرند و از این طریق، اتحاد تولید آزاد و برابر را محقق سازند. GIC خود را به عنوان یک حزب جدید که در پی جذب هوادار باشد، تأسیس نکرد؛ بلکه این اصل را مطرح کرد که در تمام اقدامات عملی مبارزه واقعی، کارگران باید به عنوان یک وحدت مستحکم عمل کنند – و عمل خواهند کرد – که در برابر آن، اختلافات بین گروه‌ها، احزاب و اتحادیه‌ها بیهوده است. علاوه بر چندین جزوه، مرتباً «مطالب مطبوعاتی» را در اختیار همه گروه‌هایی که مایل به انتشار آن بودند، قرار می‌داد که در آنها به رویدادهای جاری از این دیدگاه جدید پرداخته می‌شد. بنابراین، در بحث دوستانه با سایر گروه‌های چپ‌گرا، که به شدت و اساساً با سوسیالیست‌های در قدرت و احزاب کمونیست مخالف بودند، ایده‌های خود را منتشر کرد. در یک Rätekorrespondenz (مکاتبات شورا) که به طور نامنظم منتشر می‌شد، به سوالات نظری پرداخته شد. در سال ۱۹۳۸، آن را به زبان آلمانی با عنوان Lenin als Philosoph (لنین به عنوان یک فیلسوف) منتشر کرد که در آن نشان داده شده است که لنین، در ایده‌های فلسفی اساسی خود، در مقابل مارکسیسم ایستاده است. به دلیل کمبود منابع مالی، این کتاب فقط در تعداد محدودی نسخه چاپی قابل چاپ بود. پس از جنگ، GIC با گروه اسپارتاکوس که تا حد زیادی در همان مسیر رفته بود، ادغام شد؛ گروهی که اعضای گسترده‌تری داشت، اما در مبارزه زیرزمینی علیه آلمانی‌ها برجسته‌ترین سخنگویان خود را از دست داده بود. آنها اکنون با هم هفته‌نامه اسپارتاکوس را منتشر می‌کنند ، تنها روزنامه هفتگی که مبارزه طبقاتی سازش‌ناپذیر طبقه کارگر برای آزادی و تسلط بر تولید را اساس و محتوای تمام تبلیغات خود قرار می‌دهد. کتابی درباره شوراهای کارگری ( De Arbeudersraven ) که این دیدگاه‌ها را شرح می‌دهد (که نسخه انگلیسی آن نیز به صورت دست‌نویس موجود است) سال گذشته توسط آنها منتشر شد.

اشتراک‌گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار مرتبط

پربازدیدترین‌ها

خبرنامه شوراها

آخرین نوشته های سایت را در ایمیل خود دریافت کنید.