مباحثه جمعی از کمونیست های شورایی(9)

تعداد بازدید: 1
نویسنده: شوراها
زمان مطالعه: 16 دقیقه

 مباحثه جمعی از کمونیست های شورایی(9)

[07/08/2026 18:55] آلترناتیو در پاسخ به Lupus Audens:

نکته دقیقاً همین‌جاست. از منظر تاریخی، این ایده که شوراها توسط یک حزب هماهنگ شوند، کاملاً پوچ و فاقد محتواست. شوراها توسط سازمان‌های سیاسی هماهنگ نمی‌شوند؛ بلکه از طریق اقدامات خودجوش و تدافعی کارگران — به‌ویژه اعتصابات در سطوح ملی و بین‌المللی — به یکدیگر پیوند می‌خورند و به شکل‌گیری شبکه‌های سراسریِ شورایی می‌انجامند. لنین و کائوتسکی دیدگاهی برعکس داشتند و معتقد بودند آگاهی کارگران، اگر به حال خود رها شود، در نهایت تنها به سندیکالیسم (اتحادیه‌گرایی) ختم می‌شود؛ در مقابل، کمونیست‌های شورایی نقشی کلیدی و اهمیتی حیاتی برای اعتصابات خودجوش در توسعه آگاهی طبقاتی قائل هستند.

نگاهی به تاریخ نشان می‌دهد که حزب به عنوان یک عامل هماهنگ‌کننده عمل نمی‌کند؛ بلکه دقیقاً برعکس است. برای نمونه در انقلاب روسیه، بلشویک‌ها به سوویت‌ها (شوراها) به چشم مراکز قیام و نهادهایی می‌نگریستند که روابط میان انقلابیون را در سراسر کشور هماهنگ می‌کرد. یک حزب — یا یک سازمان سیاسی — ابزار مناسب برای هماهنگ کردن کل طبقه را در اختیار ندارد؛ بلکه این سازمان‌های برآمده از نیازها و ضرورتهای عملی هستند که چنین رسالتی را تحقق می‌بخشند.

[07/08/2026 19:03] خاویر مارتین: احزاب سیاسی منشأ هماهنگی شوراها نیستند؛ بلکه این شوراها ساختارهایی تشکل‌یافته از نمایندگان بدنه کارگری هستند — هم از محل‌های کار و هم از میان بیکارانی که در سراسر منطقه حضور دارند. این پرنسیپی است که ارزش دفاع دارد و به نظر من بسیار روشن است.

اما حزب — یا احزاب — به هر حال شکل می‌گیرند، و بنابراین ما باید رابطه‌ای مناسب با جنبش طبقاتی پیدا کنیم.

حزب، قطب فکریِ تقسیمِ کار میان کار یدی و فکری نیست. من سازمان‌هایی را می‌شناسم که اکثر اعضای آن کارگر بودند و شورا هم نبودند، بلکه سازمان‌هایی دارای جهت‌گیری، برنامه و شیوه‌ای برای مداخله و تعامل با جنبش و نیروهای سرمایه بودند. البته احزابی متشکل از روشنفکران نیز وجود دارند، یا احزابی که در آن‌ها روشنفکران — به دلیل همان ساختار حزب — برجستگی غیرنسبی و مخربی پیدا می‌کنند.

ضمناً، بسیاری از شوراگرایانِ ضدحزب، کارگر نبودند و روشنفکران زیادی در میانشان حضور داشتند.

در تجربه من در اسپانیا و پرتغال، این موضوع بسیار مشهود است. آگاهی طبقاتی صرفاً دانشی نیست که از یک کتاب درسی علمی یا یک دکترین ایدئولوژیک آموخته شده باشد، و آگاهی طبقاتیِ انقلابی نیازمند دانش و توانایی ارزیابی انتقادی است، نه صرفاً اقدام خودجوش — اقدامی که می‌تواند اشکال گوناگونی به خود بگیرد و تحت تأثیر تجربیات قبلی و شیوه‌های درک آن نیز قرار دارد… و غیره. (Aníbal.Inter-rev)

[07/08/2026 19:08] خاویر مارتین: داشتن «رسالت» برای هماهنگی، به این معنی نیست که این امر محقق شده است، یا در سطح جهانی و با محتوایی انقلابی به دست آمده است. من ابتکارات جنبش کارگری را دیده‌ام که یا به اتحادیه تبدیل شدند، یا باعث شکل‌گیری فراکسیون‌های اتحادیه‌ای گشتند، و یا نتوانستند به عنوان نهادهای هماهنگ‌کننده انقلابی عمل کنند.

من نمایندگان کارگری زیادی را دیده‌ام که بی‌ربط‌گوئی‌ها و حماقت‌های زیادی گفته و انجام داده‌اند؛ من فقط شفافیت و شجاعت مبارزاتی ندیده‌ام — اگرچه آن را هم بارها دیده‌ام. بدیهی است که حل این مسئله چیزی نیست که یک حزب واحد بتواند آن را حل کند؛ این امر مربوط به توسعه اجتماعی — و در نتیجه متناقض — و برآمده از تنش طبقاتی است. ما نباید هیچ چیز را اسطوره‌سازی کنیم؛ نباید دچار سوگیری شویم — چرا که این کار به ایدئولوژیِ مغشوش‌کننده و خرافه‌پرستانه می‌انجامد. (Aníbal.Inter-rev)

[07/08/2026 19:09] آلترناتیو در پاسخ به خاویر مارتین:

بحثی را با یک تروتسکیست به یاد می‌آورم که مرا به چالش کشید و پرسید: «کمونیست‌های شورایی واقعاً کدام جنبش را رهبری کردند؟» من این مثال را می‌زنم تا نشان دهم که نسبت دادن چنین نقشی، در واقع با ذات کمونیسم شورایی در تناقض است. کمونیسم شورایی به دنبال اجرای مستقیم سیاست یا دیکته کردن اهداف خود به پرولتاریا نیست. برعکس، جوهر آن در نقدِ دقیقِ همین روش‌ها و دیدگاه‌ها نهفته است. کمونیست‌های شورایی برای جایگزینی احزاب لنینیستی موجود به وجود نیامدند؛ بلکه خودِ آن‌ها محصولِ افولِ نقش احزاب در مبارزه طبقاتی هستند.

[07/08/2026 19:11] Lupus Audens در پاسخ به آلترناتیو:

من حرفی را که خاویر در بالا نوشت تکرار می‌کنم: معتقدم ایده تبلوریافته و متافیزیکیِ حزب یا شورا باید به نفعِ شورایی یا حزبیِ واقعی با ویژگی‌های مشخص کنار گذاشته شود. در مورد اعتصاب سراسری، این اقدام مسلماً یک لحظه سازنده و تعیین‌کننده است، اما اگر از بافت اجتماعی جدا شود، قدرتش به تحلیل می‌رود. در ایتالیا، اتحادیه‌های بدنه کارگری دست به اعتصاب علیه جنگ و در حمایت از فلسطین زدند (همراه با جبهه‌گرایی کورکورانه)، و به جز بخش‌های کوچکی که از قبل سیاسی شده بودند و چند دانش‌آموز دبیرستانیِ شیفته اسطوره فلسطین، این اقدام هیچ دستاوردی نداشت. این حرکت همان تأثیری را داشت که گروه‌هایِ فعال در مبارزه برای مسکن (که قبلاً اشاره کردم) داشتند: خودارجاع و گسسته از کارگران.

[07/08/2026 19:15] خاویر مارتین: آیا این درست نیست که در روسیه، از اکتبر ۱۹۱۷ تا حدود اواسط ۱۹۱۸، شوراها — که از نمایندگان کارگران، سربازان و اصناف مختلف تشکیل شده بودند — قدرت را به «سوفنارکوم» (شورای کمیسارهای خلق) — با اکثریت لنینیست و اقلیت اس‌ار (سوسیالیست‌های انقلابی) — واگذار کردند و به این ترتیب سرمایه‌داری با «سرعت و شدت تمام» به راه افتاد؟ سوویت‌ها بعداً از طریق نیرنگ و زور توسط بلشویک‌ها کنترل شدند، اما در ابتدا خودشان قدرت را به حکومت سوفنارکوم تحویل دادند؛ آن هم با برنامه‌ای برای ملی‌سازی و توسعه سرمایه دولتی و غیره.

در آلمان، اکثریت شوراها با پیروی از حزب سوسیال دموکرات (SPD) رفتاری ضد انقلا‌بی داشتند… در ایتالیا، تنها اقلیتی از شوراها انقلابی بودند، درست مانند جاهای دیگر (مجارستان و غیره). شوراها باید انقلابی شوند، اما به خودی خود و ذاتاً انقلابی نیستند.

و این امر گاهی تحت شرایط خاصی رخ می‌دهد، اما به این معنی نیست که سازمان‌هایی که شورا نیستند — یعنی آن‌هایی که بر اساس یک برنامه، روش و… سازمان یافته‌اند — نقشی برای ایفا کردن ندارند یا نیازی به وجودشان نیست. (Aníbal.Inter-rev)

[07/08/2026 19:16] آلترناتیو در پاسخ به Lupus Audens:

پیاده‌سازیِ سیاستِ درست باید توسط عاملان مادیِ مربوطه انجام شود. همان‌طور که اشاره کردید، آنارشیست‌ها روشنفکران خرده‌بورژوا هستند؛ بنابراین نمی‌توانند عاملان یک انقلاب واقعی باشند. دانشجویان جوان نیز اغلب به گونه‌ای عمل می‌کنند که از نیازهای واقعی جنبش کارگری گسسته است. این عامل واقعی کیست، اگر خودِ کارگران نیستند؟ در مواجهه با خودارجاعیِ حزبی، آیا باید از خودارجاعیِ یک حزب دفاع کنیم — هرچقدر هم که ایدئولوژی آن رادیکال باشد — یا از خودارجاعیِ خودِ کارگران؟

[07/08/2026 19:19] آلترناتیو در پاسخ به خاویر مارتین:

همه این حقایق درست هستند و به حماقت‌ها و نقاط ضعف لحظه‌ای خودِ کارگران اشاره دارند. من این را انکار نمی‌کنم. از نظر من، نه شوراها و نه کارگران چهره‌هایی آرمانی و ایده‌آل‌شده نیستند. اما سؤالی که برای من پیش می‌آید این است: آیا منظورتان این است که اگر یک حزب رادیکال برای ارتقای آگاهی کارگران وجود داشت، چنین اتفاقی نمی‌افتاد؟ آیا خود بلشویک‌ها اپوزیسیون چپ نداشتند؟ خب، سرانجامِ کار برای آن‌ها چه شد؟ آن‌ها نتوانستند تأثیر تاریخی بر این طبقه بگذارند؛ آن اپوزیسیون رادیکال و چپ توسط استالین تصفیه شد.

[07/08/2026 19:21] خاویر مارتین: پرولتاریا باید بر پراکندگی و نابرابری در صفوف خود، فقدان همبستگی و خودسازمان‌دهی و غیره غلبه کند؛ این موضوع بدیهی است. این یک فرآیند است، نه یک تک اقدام یا یک نقطه شروع.

تا زمانی که پرولتاریا به صورت توده‌ای انقلابی نشده است، نباید برای هر کاری که بخش‌هایی از پرولتاریا انجام می‌دهند دست بزنیم و هورا بکشیم.

[07/08/2026 19:21] خاویر مارتین: نمیدانم شما را، اما من در مبارزه طبقه کارگر سختی‌ها و مزخرفات زیادی دیده‌ام — نه فقط کارگرانی که همیشه رفتاری فوق‌العاده داشته باشند.

همچنین سازمان‌هایی دیده‌ام که آشغال بودند و برخی دیگر که فرقه بودند، و بقیه‌ای که با حسن نیت اما با «جایگزین‌های غلط» سعی در پرورش گرایش‌های انقلابی داشتند… و غیره. من یک «کارگرگرا» (ورکریست) نیستم. (Aníbal.Inter-rev)

[07/08/2026 19:24] آلترناتیو: این واقعیت شاید برای فعالان تلخ باشد، اما اگر خودِ کارگران فاقد آگاهی، اراده و روحیه لازم باشند، هیچ حزب انقلابی نمی‌تواند این پتانسیل را به آن‌ها اعطا کند.

گاهی تصور می‌کنیم اگر سازمانی آگاه وجود داشت، می‌توانست از فروپاشی انقلاب جلوگیری کند. با این حال، همان‌طور که پانه‌کوک بیان کرد، اگرچه خودسازمان‌دهی و مشارکت از طریق شوراها — و رها کردن انقلاب تا مسیر خود را طی کند — چالش بزرگی برای هر کارگری ایجاد می‌کند، اما تنها مسیر به سوی آزادی است.

[07/08/2026 19:27] خاویر مارتین: آلترناتیو، تو از من می‌پرسی: «اگر حزبی رادیکال برای ارتقای آگاهی کارگران وجود داشت، آیا چنین اتفاقی نمی‌افتاد؟» پاسخ این است که به هر حال رخ می‌داد، زیرا یک حزب باعث اقدام عمومی و انقلابی طبقه پرولتاریا نمی‌شود. آیا حزب رهنمودهایی علیه سرمایه هم در داخل شرکت‌ها، هم در سراسر منطقه و هم در ساختارهای شورای کارگری صادر می‌کند (آیا ممکن است کسی عضو چنین حزبی باشد و به عنوان نماینده در شورای کارگری خدمت کند)؟ بله، اما اقدامِ خودِ طبقه را خلق نمی‌کند.

اعتقاد دارم پاسخ رسا و روشن است. دفاع از شکلی از حزب به معنای اسطوره‌سازی از فرم حزبی یا رویاپردازی در مورد این نیست که حزب راه‌حلی جهانی است. اما ناپدیدشدنی و دورپرت‌کردنی هم نیست؛ بلکه باید به درستی سازماندهی شود. برای من، این همان تفاوت بین رویکرد KAPD (حزب کمونیست کارگری آلمان) و کمونیسم شوراییِ ضدحزب است. (Aníbal.Inter-rev)

[07/08/2026 19:30] خاویر مارتین: سازمان‌های انقلابی آگاهی را خلق نمی‌کنند، اما اگر کار خود را به خوبی انجام دهند، می‌توانند به رشد آن تا سطوح و اشکال جدیدی از شفافیت و وسعت در میان بخش‌های در حال رشدی از طبقه کارگر کمک کنند. رشد آگاهی صرفاً بازتابی مستقیم از وضعیت آنی طبقه نیست، بلکه امری بسیار پیچیده‌تر است که من در اینجا به آن نمی‌پردازم. (Aníbal.Inter-rev)

[07/08/2026 19:36] آلترناتیو در پاسخ به خاویر مارتین:

پاسخ شما روشن است. من به سهم خود، موضعم را به عنوان کمونیسم شوراییِ ضدحزب نمی‌بینم. من وجود یک سازمان یا گروه آگاه را به عنوان یک هدف فوری و امکان‌پذیر برای خودمان نفی نمی‌کنم. چنین سازمان‌هایی در درجه اول به عنوان تریبون‌هایی برای آموزش و بحث و گفتگو میان اعضا عمل می‌کنند. سازمان‌هایی با این مدل در طول تاریخ جنبش کمونیستی شورایی وجود داشته‌اند. من مکرراً با نمونه‌هایی مانند «سوسیالیسم یا بربریت» (Socialisme ou Barbarie)، «کمیته انتشارات مکاتبات» و دیگران برخورد کرده‌ام. با این حال، مسئله من در مورد مبارزه طبقاتی فراتر از بحث‌های درون‌گروهی و مکتبی است. اگر بپرسید آیا نیاز به یک نهاد هماهنگ‌کننده برای کمونیست‌های شورایی را رد می‌کنم، می‌گویم خیر. اگر بپرسید آیا ضرورت یک سازمان یا حزب سیاسی که به نام طبقه کارگر عمل کند را انکار می‌کنم، می‌گویم بله — به دلایل تاریخی.

[07/08/2026 21:21] خاویر مارتین در پاسخ به آلترناتیو:

مسئله این است که این گروه سازمان‌یافته که مدافع کمونیسم شورایی است، چه کاری باید انجام دهد و چه کاری نباید انجام دهد.

فعالیت‌هایی وجود دارند که برای توسعه خودمختاری انقلابی طبقه مثبت هستند و فعالیت‌های دیگری که این‌طور نیستند. این امر به ارزیابی صورت‌گرفته از گذشته بستگی دارد. موارد دیگر، در صورت لزوم و با توجه به فقدان تجربیات قابل توجه، هنوز باید تعیین شوند. در میان چپ کمونیست آلمانی-هلندی، ما به یک موضع واحد نمیرسیم و این مسئله کار را دشوار می‌کند. (Aníbal.Inter-rev)

[07/08/2026 21:27] آلترناتیو در پاسخ به خاویر مارتین:

بحث، گفتگو و مطرح کردن مسائل باید صورت گیرد. دیدگاه‌های گوناگون باید شنیده شوند تا در نهایت به یک سنتز و جمع‌بندی نهایی برسند. خودِ عملِ شکل‌دهی به یک گفتمان انتقادی علیه سرمایه‌داری معاصر، بدون نقد بی‌امان تجربیات گذشته و گفتگو در مورد حال و آینده غیرممکن است. من نگرانی شما را در مورد نیاز به ایجاد درجاتی از تمرکزگرایی در این سازمان درک می‌کنم. با این حال، معتقدم این تمرکزگرایی باید از طریق گفتگو و مبارزه شکل بگیرد؛ هیچ راه‌حل تشکیلاتیِ پیش‌فرض‌گرفته‌شده‌ای برای این فقدانِ تمرکزگرایی وجود ندارد که در نهایت به اقتدارگرایی و بوروکراسی ختم نشود.

[07/08/2026 21:28] آلترناتیو: البته اصول باید از قبل تعیین شوند! یک گروه از کمونیست‌های شورایی به چه اساسنامه و اصولی پایبند است؟ این موضوع مهم است.

[07/08/2026 21:31] آلترناتیو: وجوه مشترک میان کمونیست‌های شورایی عمدتاً حول مخالفت با پیشگام‌گرایی (وانگاردیسم)، سندیکالیسم (اتحادیه‌گرایی) و پارلمانتاریسم می‌چرخد. با این حال، شرایط سرمایه‌داری بر اساس زمان و مکان متفاوت است؛ در برخی زمینه‌ها، بر برخی اصول چنان تأکید می‌شود که گاهی اصول دیگر غفلت می‌شوند.

[07/08/2026 21:32] خاویر مارتین در پاسخ به آلترناتیو:

در مجموع، خوب است. آنچه مورد نیاز است فعالیت‌های هماهنگ‌شده‌ای است که در آن مشخص باشد آیا همگرایی مواضع وجود دارد یا خیر، آیا تناقضاتی هست یا نه، آیا محدودیت‌ها و کاستی‌هایی وجود دارد یا خیر…، و سپس بسته به شرایط و توانمندی‌ها، سطح بالاتری ایجاد شود. تمرکزگرایی و خودمختاری مشروط هستند، نه مطلق و نامشروط. (Aníbal.Inter-rev)

[07/08/2026 21:36] خاویر مارتین: تشکیل فرقه‌های دکترینال خطری است که من مدت‌هاست از آن آگاهم و این نوع خطر می‌تواند هر کسی را تهدید کند — من «شورایی‌ها»، «بوردیگیست‌ها»، «دامنیست‌ها»، کمونیزه‌کنندگان، اتونومیست‌ها، کارگرگرایان و… را دیده‌ام. (Aníbal.Inter-rev)

[07/08/2026 21:37] آلترناتیو: من معتقدم ابتدا باید وجوه مشترکمان را شناسایی کنیم — دیدگاه‌هایی که آن‌ها را به عنوان اصول معتبر جهانی می‌پذیریم. یعنی همه ما به این نتیجه رسیده‌ایم که سوسیالیسم دولتی و حزب پیشگام مترادف با کمونیسم نیستند، بلکه اشکالی از به بندگی کشیدن طبقه کارگر هستند. همه ما به این نتیجه رسیده‌ایم که شوراهای کارگری، اشکال سازمانیِ رهاییِ خویشتنِ طبقه کارگر هستند. با این حال، ممکن است در مسائل خاص دیدگاه‌های متفاوتی داشته باشیم؛ دیدگاه‌ها و تحلیل‌های ما در مورد شرایط جامعه بورژوایی و وضعیت مبارزه طبقاتی در کشور خودمان، عمدتاً توسط تجربیات و مطالعات شخصی‌مان شکل گرفته است.

[07/08/2026 21:41] خاویر مارتین: پروژه «نامه‌هایی علیه جنگ» (از خوددفاعی پرولتاریایی تا انقلاب جهانی) از ترکیب ارزیابی‌های انتقادی و نیازهای انقلابی، در شرایطی که با توجه به وضعیت تاریخی و توازن قوا میان دو طبقه بنیادی در اقلیت بسیار ناچیزی قرار داریم، شکل گرفت. https://www.councilist.org/landing-page (Aníbal.Inter-rev)

[07/08/2026 21:42] آلترناتیو در پاسخ به خاویر مارتین:

کاملاً درست است؛ در ایران نیز جنبش‌های چپ از فرقه گرایی آسیب‌های فراوانی دیده‌اند. ریشه این فرقه گرایی در گسستگی آن‌ها از طبقه کارگر و گرایش‌شان به خودارجاعیِ محض است. در ایران، هر یک از احزابی که خود را چپ یا مارکسیست می‌نامند — مانند حکمتسیت‌ها — خود را تنها نیروی رهایی‌بخش و نجات‌دهنده معرفی می‌کنند. اما در واقعیت، فرسنگ‌ها از وضعیت واقعی جامعه و سطح مبارزه طبقاتی فاصله‌ دارند.

[07/08/2026 21:43] خاویر مارتین در پاسخ به آلترناتیو:

البته. مواضع و جنبه‌هایی از برنامه و اهداف آن وجود دارد که ناگزیر با تعاریف سلبی تبیین می‌شوند، و موارد دیگری هم هستند که به بهترین شکل به صورت ایجابی توصیف می‌گردند.

[07/08/2026 21:44] خاویر مارتین در پاسخ به آلترناتیو:

آیا شما عضو گروه سازمان‌یافته‌ای در ایران هستید؟ (Aníbal.Inter-rev)

[07/08/2026 21:45] آلترناتیو در پاسخ به خاویر مارتین:

پروژه «نامه‌هایی علیه جنگ» (از خوددفاعی پرولتاریایی…

بله، ما بیشتر مقالات مربوطه را خوانده‌ایم.

[07/08/2026 21:50] آلترناتیو در پاسخ به خاویر مارتین:

هیچ گروه سازمان‌یافته‌ای در ایران وجود ندارد که به معنای واقعی در جهت تحقق اهداف پرولتاریایی فعال باشد. سرکوب سیاسیِ حاکم مانع از شکل‌گیری هرگونه سازمان مستقل و ضد رژیم می‌شود. تنها سازمان‌هایی که واقعاً می‌توان ایجاد کرد «هسته‌های شورشی» و هسته‌های انقلابی موقت هستند — گروه‌هایی که من برای مدتی در آن‌ها فعال بودم. اما دیگر این‌طور نیست؛ تنها سازمانی که من در حال حاضر با آن همکاری می‌کنم وب‌سایت شوراها است که فاقد پایگاه مادی و ملموس در داخل ایران است.

[07/08/2026 21:52] آلترناتیو: بیشتر فعالان سازمان‌یافته در خارج از کشور متعلق به سازمان‌هایی هستند که فاقد پیوندهای گسترده با توده‌های کارگر و مبارزات داخلی‌اند. آن‌ها تنها قادر به برپایی تجمع‌های کوچک و نمایشی در خیابان‌های لندن یا سایر کشورها هستند. حکمتسیت‌ها یک نمونه بارز در این زمینه‌اند.

[07/08/2026 21:59] آلترناتیو: به استثنای یک یا دو وب‌سایت، هیچ سازمانی در ایران به دنبال سازماندهی یا ترویج رویکردهای شبیه به چپ کمونیست آلمانی-هلندی و کمونیسم شورایی نبوده و نیست؛ بلکه ایدئولوژی غالب در همه سطوح، لنینیسم است. فعالیت‌های خود ما کاملاً وقف احیا و معرفی همین گفتمان شده است.

[07/08/2026 22:45] خاویر مارتین در پاسخ به آلترناتیو:

من متوجه نمی‌شوم منظور از «مبارزات داخلی» چیست؟ — مبارزات ملی؟ آیا به کردها، بلوچ‌ها و غیره اشاره می‌کنید؟ موضع شما در این باره چیست؟

[07/08/2026 22:49] آلترناتیو در پاسخ به خاویر مارتین:

خیر، من فقط به آن‌ها اشاره نمی‌کنم؛ آن‌ها گرایش‌های قومی و ناسیونالیستی هستند، اگرچه بخشی از مبارزات داخلی محسوب می‌شوند. در اینجا دقیقاً منظور من هرگونه مبارزه سیاسی و اقتصادی علیه نظم حاکم موجود است. طبیعتاً کسی انتظار ندارد کمونیست‌های شورایی از مبارزانی که به دنبال استقلال ملی یا قومی هستند حمایت کنند — اگرچه گرایش‌های اصلی کمونیستی اغلب چنین جنبش‌هایی را تحت عنوان «حق تعیین سرنوشت» به رسمیت می‌شناسند.

[07/08/2026 22:52] خاویر مارتین در پاسخ به آلترناتیو:

در وب‌سایت «شوراها» دقیقاً از چه چیزی دفاع می‌شود؟ به یاد دارم مقالاتی درباره آزادی‌های دمکراتیک و ملی وجود داشت، اما الان نمی‌توانم آن را صحت‌سنجی کنم. (Aníbal Inter-rev)

[07/08/2026 22:56] آلترناتیو در پاسخ به خاویر مارتین:

هدف اکثر آن مقالات حمایت‌گرانه نیست؛ بلکه تحلیلی از شرایط سیاسی ارائه می‌دهند. متأسفانه بسیاری از منتقدان دقیقاً مرتکب همین اشتباه شده‌اند و تحلیل را با اعلام موضع خلط کرده‌اند. موضع و هدف بنیادی سایت، حمایت از حاکمیت شوراها و برپایی سوسیالیسم جهانی است.

[07/08/2026 23:00] آلترناتیو: سایت اخیراً به‌روزرسانی شده است و اکنون می‌توانید از گوگل کروم برای خواندن خودکار مقالات به زبان خودتان استفاده کنید.

[07/08/2026 23:10] خاویر مارتین در پاسخ به آلترناتیو:

که این‌طور. فردا نگاهی به آنچه خوانده بودم می‌اندازم. (Aníbal.Inter-rev)

[07/08/2026 23:19] شوراها: من در خواندن چت‌های شما عقب افتاده‌ام، بنابراین باید ابعاد مختلف بحث را بعداً بهتر و بیشتر بررسی کنیم. امروز کاملاً درگیر سایت بودم و توانستم مشکل تصاویر صفحه اول را حل کنم. بعداً به اسناد اصلی‌مان رجوع خواهم کرد که مهم‌ترین آن‌ها مانیفست جدیدی در بیش از ۱۰۰ صفحه است که وضعیت فعلی جهان و ایران را تحلیل می‌کند و بر محتوای جنبش و انقلاب فعلی مردم ایران تأکید و آن را ارزیابی می‌نماید.

ما باید با چشم و گوش باز گوش دهیم تا حرف‌های یکدیگر را کاملاً درک کنیم و منصفانه و صادقانه قضاوت کنیم. یا باید با آن‌ها موافقت کنیم که این عالی است، یا باید از جنبه‌هایی از آن نقد کنیم تا امور را بهبود ببخشیم و پیچیدگی‌های دنیای معاصر را بهتر درک کنیم.

ما بر دستگاه تحلیلی و بازتعریف مقولات متناسب با نیازهای زمانه، واقعیت‌ها و عوامل اصلی روز تأکید ورزیده و آن را صراحتاً بیان می‌کنیم. برای ما هیچ چیز مطلق و تکراری نیست. روش شناخت حقیقت از هر چیز دیگری مهم‌تر است. هیچ چیز مقدسی وجود ندارد. نو که آمد به بازار، کهنه شود دل‌آزار (امر نو، کهنه می‌شود و امر کهنه، نو می‌گردد). بنابراین، درست مانند دیگر رفقای کمونیست شورایی در سایر نقاط جهان، مرز و خط قاطعی آن را از کمونیسم روسی جدا می‌کند. ما کمونیسم روسی را یک ایدئولوژی نمی‌دانیم، بلکه روایتی می‌دانیم که پایه یک ایدئولوژی است، و این روایت و ایدئولوژی به پایه‌ای برای برپایی امپراتوریِ موسوم به «اردوگاه سوسیالیستی» تبدیل شد و بعداً این امپراتوری فروپاشید. چرا که این ایدئولوژی و این روایت تناسبی با رشد و روند منافع کارگران و زحمتکشان روسیه و سایر نقاط جهان نداشت و پاسخگوی آن نبود. امیدواریم بعداً در این باره بیشتر بحث کنیم.

[07/09/2026 05:30] اشرا (Asherah): https://www.usatoday.com/story/news/world/2026/07/08/trump-islamic-republic-of-japan-nato-remarks/90850675007/

[07/09/2026 08:47] خاویر مارتین: نشست سران ناتو در ترکیه به پایان رسیده است، و آن‌ها متحد باقی می‌مانند… به افزایش هزینه‌های نظامی ادامه می‌دهند… در مواجهه با آینده هماهنگ عمل می‌کنند: ایالات متحده بر چین تمرکز دارد و اتحادیه اروپا بر روسیه و بلاروس، و دیگران نیز مکمل چارچوب ناتو هستند. اتحادیه اروپا هزینه‌های خود را برای دستیابی به «خودمختاری استراتژیک» بیشتر افزایش می‌دهد، اما روابط خود را با آمریکا قطع نمی‌کند. (Aníbal.Inter-rev)

اشتراک‌گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار مرتبط

پربازدیدترین‌ها

خبرنامه شوراها

آخرین نوشته های سایت را در ایمیل خود دریافت کنید.