اعتراضات و قدرت ایرانیان خارج از کشور؛ درسهایی از جنبشهای موفق جهان
04-02-2026
بخش انقلابها و جنبشها
11 بار خواندە شدە است
بە اشتراک بگذارید :
اعتراضات و قدرت ایرانیان خارج از کشور؛ درسهایی از جنبشهای موفق جهان
نگارش از یورونیوز فارسی
تاریخ انتشار ۰۴/۰۲/۲۰۲۶
جمهوری اسلامی ایران سعی دارد جنبش اعتراضی را که در داخل کشور شکل گرفته، با قدرت سرکوب خفه و معترضان را مجبور به عقبنشینی کند. در چنین شرایطی، تلاشهای ایرانیان در خارج از کشور اگر بصورتی نظاممند انجام شود، میتواند به موتور اصلی تداوم جنبش تبدیل شود.
تقریبا هیچ جنبش اعتراضی بزرگی را نمیتوان در تاریخ معاصر یافت که تنها با شجاعتهایی که در خیابانها نشان داده شده، به پیروزی رسیده باشد. آنچه جنبشها را پس از رسیدن به لحظه «فوران اعتراضها» حفظ میکند و منجر به «دوام اعتراضات» تا زمان رسیدن به نتیجه مطلوب میشود، عواملی است که تبدیل همدلی عمومی به یک «قدرت واقعی برای تغییر» را ممکن میکند.
جمهوری اسلامی ایران سعی دارد جنبش اعتراضی را که در داخل کشور شکل گرفته، با قدرت سرکوب خفه و معترضان را مجبور به عقبنشینی کند. در چنین شرایطی، تلاشهای ایرانیان در خارج از کشور اگر بصورتی نظاممند انجام شود، میتواند به موتور اصلی تداوم جنبش تبدیل شود.
اما منظور از نظاممند شدن فعالیتها چیست؟ پاسخ را میتوان در تجربیات موفق دیگر جنبشهای اعتراضی جهان یافت؛ درسهایی که میتوانند چراغ راهی برای تداوم راه معترضان غرقه به خون ایران باشند.
جنبشهایی که فهمیدند «خیابان» کافی نیست
نگاه به تجربه جنبش ضد آپارتاید در آفریقای جنوبی، یک واقعیت کلیدی را نشان میدهد؛ اینکه در کنار مبارزاتی که در کیپتاون و ژوهانسبورگ دیده شد، آنچه فعالان این جنبش در لندن، نیویورک، استکهلم و ژنو انجام دادند نیز در پیروزی آن نقش بسزایی داشت.
آپارتاید واژهای هلندی است به معنای سیاست تفکیک رسمی نژادها و امکانات آنها و برتری دادن به سفیدپوستان در مقابل غیرسفیدپوستان که از سال ۱۹۴۸ تا ۱۹۹۴ میلادی در آفریقای جنوبی به اجرا گذاشته شد.
در دهههای پایانی رژیم آپارتاید، شبکهای از فعالان تبعیدی، دانشجویان، اتحادیههای کارگری، کلیساها و سازمانهای حقوق بشری در خارج از آفریقای جنوبی شکل گرفت که به موازات مبارزات در داخل این کشور، بطور سیستماتیک روی سه موضوع اساسی کار میکردند: زنده نگه داشتن روایت قربانیان، اعمال فشار سیاسی بر دولتهای غربی، و تامین منابع مالی برای دوام جنبش.
همین شبکهها بودند که درخواست تحریمها و بایکوتهای دانشگاهی، ورزشی و اقتصادی رژیم آپارتاید را مطرح و آن را به یک مطالبه اجتماعی تبدیل کردند.
- در چهارچوب کمپینهای بایکوت فرهنگی، علمی و ورزشی، تیمهای ملی و باشگاهی آفریقای جنوبی از رقابتهای بینالمللی از جمله المپیک محروم شدند. دانشگاهها و هنرمندان در کشورهای مختلف نیز از همکاری با نهادهای آفریقای جنوبی خودداری کردند.
- در آن زمان اینترنت و اشکال گسترده ارتباطات امروز وجود نداشت اما در ایالات متحده، بریتانیا، اروپا و دیگر مناطق، علاوه بر برگزاری تظاهرات خیابانی علیه آپارتاید، پخش قطعات موسیقی و محتواهای فرهنگی مثلا با مضمون آزادی «نسلون ماندلا» بویژه به زبان کشورهای میزبان، بخش جدایی ناپذیر تجمعات بود.
- این فشار اجتماعی بود که منجر شد کشورها بهتدریج اقدام به قطع یا کاهش روابط تجاری با آفریقای جنوبی کنند، موضوع تحریم رژیم در سازمان ملل مورد بحث قرار گیرد، اعلام حمایت کشورهای مختلف از مبارزان ضدآپارتاید آغاز شود و فشار بینالمللی به تدریج رژیم آپارتاید را منزوی کند.
- فعالان در اروپا، آمریکا و آفریقا همچنین کمپینهای گستردهای برای فشار به شرکتها و دولتها راه انداختند. آنها این کار را با انتشار فراخوانهای متعدد برای سرمایهگذاری نکردن در شرکتهای فعال در آفریقای جنوبی آغاز کردند و حتی در فعالیت شرکتهای چندملیتی اختلال ایجاد کردند.
بنابراین، آپارتاید نهتنها به دلیل مقاومت داخلی، بلکه به دلیل حمایت بینالمللی پایدار و فشار دیپلماتیک پایان یافت.
تجربه اعتراضات جهانی در حمایت از غزه
نمونه معاصر فعالیتهایی که منجر به تغییر نگاه سیاستمداران شد را میتوان در موج گسترده اعتراضات جهانی در واکنش به جنگ غزه دید.
آنچه این اعتراضات را از بسیاری از واکنشهای احساسی پیشین متمایز کرد، نه صرفا بزرگی تجمعات، بلکه تداوم، هماهنگی و برگزاری کاملا حرفهای آن بود.
در شهرهای بزرگ جهان، از لندن و پاریس گرفته تا نیویورک و تورنتو، اعتراضات نه بصورت خودجوش و پراکنده، بلکه با برنامهریزی، همراهی تیمهای رسانهای و پشتیبانی حقوقی و لجستیکی برگزار شدند.
در پس این صحنه نیز شبکهای از سازمانهای مدنی، خیریهها، گروههای دانشجویی، اتحادیهها و بنیادهای حقوق بشری با سالها تجربه بسیج مردمی قرار داشتند.
برخی از این پروژههای سازماندهی شده عبارت بودند از:
- راه اندازی کمپین بینالمللی «روز جهانی اقدام برای غزه»
حامیان فلسطینیها در این جنبش، موفق به تشکیل یک ائتلاف بینالمللی با حضور ۶۵ سازمان از ۲۵ کشور جهان شدند. این ائتلاف که Global Alliance for Palestine (GAFP) نام داشت، در لندن کنفرانسی با هدف تقویت فعالیتها و تحکیم اتحاد میان خود برپا کرد و پس از آن برای راهپیمایی «روز جهانی اقدام برای غزه» که برای ۶ سپتامبر ۲۰۲۵ برنامهریزی شده بود، فراخوان داد.
پس از صدور فراخوانها، مردم در «روز جهانی اقدام برای غزه» در میدانها، مقابل دفاتر دولتی و سفارتخانهها و شرکتها در سراسر جهان تجمع کردند و خواستار آتشبس دائم، پایان محاصره غزه و پاسخگو کردن اسرائیل شدند.
ویژگی مهم سازمانهای متحد در این کمپین، دادن فراخوانهای هماهنگ برای برگزاری همزمان اعتراضات در شهرهای مختلف جهان بود و درنهایت نیز شرکت مردم در این راهپیماییها، نه بصورت خودجوش بلکه با مدیریت این سازمانها عملی میشد.
- راهپیمایی ۴۰۰ هزار نفره واشنگتن
یکی از بزرگترین اعتراضات سازمانیافته در آمریکا در حمایت از آتشبس در جنگ غزه محسوب میشود که در ۱۳ ژانویه ۲۰۲۴ میلادی برگزار شد.
برای برگزاری این راهپیمایی، سازمانهای متعددی از جمله شورای روابط اسلامی-آمریکایی (CAIR) و «گروه ویژه مسلمانان آمریکایی برای فلسطین» با یکدیگر همکاری داشتند و شرکتکنندگان را از ایالتهای مختلف از جمله مینه سوتا و فلوریدا با اتوبوس به واشنگتن آوردند تا در این تجمع بزرگ شرکت کنند.
- اعتراضات زنجیره ای در کشورهای اروپایی
در چهارچوب پروژهای تحت عنوان Red Line Demonstrations، مجموعهای از اعتراضات طی روزهای ۱۸ می تا ۵ اکتبر ۲۰۲۵ در سراسر اروپا از جمله شهرهای لاهه، آمستردام، استکهلم و بروکسل برگزار شد که ائتلافی از سازمانهای طرفدار فلسطین و گروههای حقوق بشری (مانند عفو بینالملل، اکسفام و پزشکان بدون مرز) آن را سازماندهی میکرد.
تنها در اعتراضات هلند بیش از ۱۵۰ هزار نفر شرکت کردند که بزرگترین تظاهرات در هلند در دو دهه اخیر محسوب میشد و هدف مشخص آن، فشار بر دولتها برای توقف همکاریهای تجاری با اسرائیل و در مقابل، حمایت سیاسی از فلسطین بود.
- اعتراضات ۹۰ هزار نفری در استرالیا
گروه Palestine Action Group نیز در ۳ اوت ۲۰۲۵ میلادی موفق شد دستکم ۹۰ هزار نفر را در شهر سیدنی به خیابان آورد که همین حرکت، زمینهساز برگزاری موج اعتراضات گستردهتر و همزمان در شهرهایی همچون ملبورن و بریزبن شد.
حقیقت مبارزه؛ بدون پول هیچ کاری پیش نمیرود
یکی از بزرگترین تابوها در میان کنشگران، صحبت صریح درباره پول است. اما تاریخ جنبشها نشان داده که بدون حمایتهای مالی، حتی عادلانهترین درخواستها هم بهتدریج از حافظه عمومی پاک میشوند.
داشتن منابع مالی کافی، نهتنها برای برگزاری تظاهرات گسترده ضروری است بلکه باعث میشود که سازماندهندگان چنین جنبشهایی بتوانند خود را به امکانات حرفهایتری تجهیز کنند؛ مانند داشتن یک تیم رسانهای ثابت برای فعالیت در همه کانالهای ارتباطی، امکان تولید محتوای چندزبانه، دسترسی به مشاوران حقوقی، استمرار لابیگری و مهمتر از همه صرف زمان کافی برای رسیدن به اهداف.
بدون داشتن چنین پشتوانه محکم مالی و تجهیزاتی، چند داوطلبی که مشتاقانه در راه یک جنبش گام برمیدارند، درنهایت خسته و احتمالا ناامید، از ادامه راه باز میمانند.
در جریان اعتراضات جهانی در حمایت از مرم غزه و توقف حملات اسرائیل که دو سال از عمر آن میگذرد نیز هزینههای چاپ و تبلیغات، حملونقل سازماندهندگان تظاهرات همچنین انتقال مردم به شهرهای محل برگزاری اعتراضات، پروسههای دریافت مجوزها و حتی آموزش کنشگران، همگی به کمک منابع مالی انجام شد که برای فعالان حرفهای آشناست: کمک بنیادهای خیریه و سازماهای غیردولتی، کمکهای مردمی سازمانیافته، و حتی حمایتهای دولتهای ثالث.
اگرچه بسیاری از سازمانهای فعال، شفافیت کامل مالی ندارند یا گزارشهای مالیشان بهطور عمومی منتشر نمیشود؛ اما بنیادهای ثروتمندی همچون Tides Foundation و Open Society Foundations (وابسته به جورج سورس) در ایالات متحده از جمله بنیادهایی هستند که سالهاست به پروژههای مرتبط با فلسطین کمک میکنند.
بنیاد Rockefeller Brothers Fund نیز از جمله مراکزی است که به گروههای حقوق بشری مثل Palestine Legal و Adalah Justice Project کمک میکند.
روند اعطای این کمکها در حالی ادامه دارد که برخی از گروهها برای دولتهای غربی مشکل آفرین هستند. بطور مثال گروه صامدون (Samidoun) که برای پروژههایش به حمایتهای مالی سازمانهای غیرانتفاعی آمریکایی تکیه دارد، در سال ۲۰۲۴ میلادی توسط دولت کانادا به عنوان گروه دارای ارتباط با سازمانهای تروریستی تعریف شد.
گمانهزنیها همچنین از حمایت مالی گسترده کشورهای مسلمان از جمله ایران، ترکیه و قطر از جنبشهای حامی فلسطین در کشورهای غربی حکایت دارد؛ با این وجود تا کنون هیچ سندی درباره تایید یا رد این ادعاها منتشر نشده است.
سال ۲۰۲۴ میلادی پایگاه اینترنتی آتلانتیکو فرانسه، گزارشی درباره نفوذ جمهوری اسلامی ایران در احزاب چپ فرانسه منتشر کرد که در بخشی از آن نوشته شده بود حزب کمونیست فرانسه چند بار میزبان شخصیتهای مهم مرتبط با جمهوری اسلامی ایران بوده است و برخی از اعضای حزب چپ افراطی «فرانسه تسلیم ناپذیر» نیز با فعالان فلسطینی که به نوشته آتلانتیکو عضو یک سازمان تروریستی هستند و با سپاه پاسداران ایران ارتباط دارند، روابط آشکاری برقرار کردهاند.
منبعی که زمانی به دستگاه امنیتی ایران نزدیک بوده، برای آتلانتیکو تایید کرده است که ایران حتی از جنبشهای چپ در اروپا و فرانسه، از مسیر موضوع فلسطین بهرهبرداری میکند. زیرا فلسطین هم یک مسئله سوسیالیستی و هم یک مسئله اسلامی است.
چگونه میتوان فعالیتهای یک جنبش را اثرگذار، پایدار و قابل دفاع کرد؟
- اولین گام، عبور از پراکندگی است. تجربه جنبشهای موفق نشان میدهد که ائتلافهای احساسی خیلی زود فرو میریزند. بنابراین ایجاد هستههای حرفهای با تقسیم روشن وظایف ضروری است.
برای موفقیت در یک جنبش اعتراضی، باید افرادی که مسئول ارتباط با رسانهها هستند، کسانی که روی لابی سیاسی کار میکنند، کسانی که شبکه NGOها و دانشگاهیان را فعال میکنند، و کسانی که بهطور مشخص روی جذب منابع مالی تمرکز دارند، مشخص شوند و مسئولیت هرکدام نیز به تفکیک روشن شود.
- گام دوم، یاد گرفتن زبان گفتگو با نهادهای بینالمللی است. بنیادها و سازمانهای حامی حقوق بشر معمولا به پروژههایی کمک میکنند که هدف مشخص، برنامه عملی و یک ساختار پاسخگویی روشن داشته باشند. باید به این بنیادها نشان داد بودجهای که از آنها مطالبه میکنید قرار است کجا خرج شود و چه تغییری را ایجاد کند.
- گام سوم، سرمایهگذاری روی حافظه جهانی است. اگر اعتراضات ایران قرار است فراموش نشود، باید دائما در قالب گزارش، روایت شخصی، پروندههای حقوقی و کمپینهای موضوعمحور درباره آن صحبت شود و محتواهای لازم متناسب با گروههای مختلف هدف بازتولید شود. این نیز کاری است که بدون بودجه و نیروی حرفهای ممکن نیست.
جنبشهایی که به موفقیت نزدیک شدند، یک نقطه مشترک دارند: آنها اعتراض را به «پروژه» تبدیل کردند. پروژهای با زمانبندی، منابع، شبکه و هدف مشخص.
جهان امروز به جنبشهایی گوش میدهد که بتوانند هم اخلاقی صحبت و هم حرفهای عمل کنند.