ایران را نمی‌توان با بمباران به دموکراسی رساند/سایمون تیسدال


21-01-2026
بخش دیدگاهها و نقدها
22 بار خواندە شدە است

بە اشتراک بگذارید :

artimg

ایران را نمی‌توان با بمباران به دموکراسی رساند. اما می‌توان به آن کمک کرد راه خود را به سوی دموکراسی پیدا کند

سایمون تیسدال مفسر امور خارجی گاردین

رسانه‌های مستقل، جامعه مدنی، حاکمیت قانون – این‌ها چیزهایی هستند که ایرانیان واقعاً به آن نیاز دارند. و راه‌هایی وجود دارد که غرب می‌تواند به تحقق آن‌ها کمک کند.

یکشنبه ۱۸ ژانویه ۲۰۲۶

اندکی پس از آن‌که دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۷ رئیس‌جمهور شد، دستور حمله‌ای به یک مجموعه زیرزمینی داعش در استان ننگرهار افغانستان را صادر کرد. در این حمله، برای نخستین بار در میدان نبرد از بمب بسیار بزرگ GBU-43 با قدرت انفجار هوایی (معروف به «مادر همه بمب‌ها») استفاده شد؛ قدرتمندترین سلاح متعارف آمریکا. این بمباران حدود ۹۰ شورشی را کشت، اما نتوانست داعش را نابود کند. همچنین هیچ تأثیر بلندمدتی بر نبردِ از پیش باخته آمریکا با طالبان نداشت.

اما اصل ماجرا این نبود. ترامپِ کم‌تجربه، که مشهور بود از خدمت نظامی طفره رفته، مشتاق بود نشان دهد او زمام امور را در دست دارد؛ فرمانده کل قواست و از گرفتن تصمیم‌های سخت و فرستادن نیروها به دل خطر نمی‌ترسد. او تشنه یک «انفجار بزرگ» بود – نمایشی تماشایی از قدرت بی‌رقیب آمریکا. مثل نوجوانی که ناگهان به کلیدهای قفسه اسلحه خانواده دست پیدا می‌کند، نتوانست در برابر وسوسه بازی با آن همه سلاح براق پنتاگون مقاومت کند.

تهدیدهای اخیر ترامپ برای بمباران ایران، که در پی رویدادهای هولناک اخیر در سراسر کشور مطرح شده، نشان می‌دهد طرز فکرش تغییری نکرده است. ساده‌لوحانه است اگر تصور کنیم او واقعاً نگران کشته شدن و brutalisation (خشونت و تحقیر) معترضان بی‌سلاح ایرانی است، وقتی که به دستور خودش، شبه‌نظامیان مسلح فدرال در مینیاپولیس و شهرهای دیگر به شهروندان آمریکایی به شیوه‌ای مشابه تعرض می‌کنند. روشن است که ترامپ ذره‌ای به دموکراسی در آمریکا اهمیت نمی‌دهد، چه برسد به ایران (یا ونزوئلای تازه «استعمارشده»).

برعکس، ترامپ در این وضعیت فرصتی می‌بیند برای تحمیل هژمونی آمریکا بر کشوری که از نظر تاریخی سرکش، بد اداره‌شده و سرشار از انرژی است؛ کشوری که دموکرات‌ها، از جیمی کارتر تا جو بایدن، نتوانستند آن را مطیع یا همسو کنند. این فرصتی است برای بازی در نقش «رهبر supreme» ترامپ خواهان سازش با ملاها نیست. او تسلیم می‌خواهد – و تغییر رژیم، آن هم طبق شرایط خودش. با این حال، او در پی ارضای فوری و نتایج سریع است. همان‌طور که مداخلات نامتوازن او در اوکراین و اسرائیل–فلسطین نشان می‌دهد، ترامپ فاقد چشم‌انداز راهبردی، ثبات و توان ماندگاری است.

وقتی کاخ سفید هفته گذشته گزینه‌های نظامی را بررسی می‌کرد، روشن شد که حمله به تأسیسات به‌اصطلاح هسته‌ای، سامانه‌های دفاع موشکی و پایگاه‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، موفقیت فوری و تیترسازی را که ترامپ در پی آن است، به همراه نخواهد داشت. رهبران کشورهای خلیج فارس با اقدام نظامی مخالفت کردند؛ از بیم تلافی ایران و آشوب منطقه‌ای. حتی متحد نزدیک ترامپ، بنیامین نتانیاهو – که او در ژوئن گذشته به‌طور بی‌پروا همراهش ایران را بمباران کرد – خواستار احتیاط شد؛ شاید به این دلیل که حملات موشکی به شهرهای اسرائیل می‌توانست به چشم‌انداز انتخاب مجدد او آسیب بزند.

حذف رأس رژیم نیز – تاکتیکی که در ونزوئلا دنبال شد و به ربودن نیکلاس مادورو انجامید – گزینه قانع‌کننده‌ای نبود. ترامپ در ژوئن مدعی شد که نیروهای آمریکا و اسرائیل می‌توانستند به‌راحتی رهبر واقعی ایران، آیت‌الله علی خامنه‌ای، را بکشند. اما ترور او تضمینی برای تغییر نبود – و حتی می‌توانست اوضاع را بدتر کند. ایران «نیمکت ذخیره» عمیقی از جانشینان احتمالی دارد، از جمله پسر خامنه‌ای، که همگی از همان جنس تندرو و الهی‌سالار هستند.

به همه این دلایل، و با وجود آن‌که به معترضان ایرانی اطمینان داده بود «کمک در راه است»، به نظر می‌رسد ترامپِ «بمب‌افکن» فعلاً عقب‌نشینی کرده است.

رژیم روحانیون ایران – رژیمی آدم‌کش، ناتوان و فاسد که پس از انقلاب ۱۹۷۹ بر سر کار آمد – بی‌تردید تمام مشروعیت خود را از دست داده و باید جایگزین شود؛ همان‌گونه که پیش‌تر در همین‌جا استدلال شده است. جنایاتش بی‌شمار و شکست‌هایش ساختاری است. این‌ها با سرکوب وحشیانه این ماه آغاز نشده‌اند و بدون تغییرات بنیادین نیز پایان نخواهند یافت. اما تغییر رژیم تحمیلی از بیرون، راه تحقق این هدف نیست و منافع بلندمدت غرب – یعنی ایرانی باثبات، صلح‌آمیز، مرفه و غیرتهدیدکننده – را تأمین نخواهد کرد.

مداخله نظامی فقط وضعیت مردم رنج‌کشیده ایران را بدتر می‌کند. تمرکز باید بر این باشد که نظام حاکمِ تاریک‌اندیش و «الهی‌منشأ» کشور – میراثی مذهبی که برای خوشایند رهبر متعصب انقلاب، آیت‌الله روح‌الله خمینی، طراحی شده – از راه‌های مسالمت‌آمیز کنار گذاشته شود. مراکز قدرت رژیم، مانند شورای نگهبان، سپاه پاسداران، نهادهای امنیت داخلی و انحصارات فاسد دولتی نیز باید منحل شوند.

نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد اکثریت ایرانیان از یک قانون اساسی سکولار و انتخابات آزاد، عادلانه و کاملاً دموکراتیک استقبال می‌کنند. مقام منسوخ «رهبر supreme» باید حذف شود. حقوق بشر جهان‌شمول، به‌ویژه حقوق زنان، باید در قانون گنجانده شود. و افرادی که مسئول جنایات گذشته و حال هستند باید در ایران یا از طریق سازمان ملل و دادگاه‌های بین‌المللی به پای عدالت کشانده شوند. خلاصه این‌که، الهی‌سالاری باید ویران شود.

چگونه می‌توان بدون خشونت بیشتر به این هدف رسید؟ کشورهای غربی می‌توانند از طریق تحریم‌ها، تعرفه‌ها، ممنوعیت‌ها و بایکوت‌ها، فشارهای اقتصادی و مالی مستقیم بر رژیم و رهبرانش را افزایش دهند. تماس‌های دیپلماتیک باید تعلیق شود و سفارتخانه‌های تهران، مانند سفارت بریتانیا، برای مدتی نامحدود بسته شوند. هرگونه گفت‌وگو درباره کاهش تحریم‌ها و مسائل هسته‌ای که به عادی‌سازی این رژیم یاغی می‌انجامد، باید متوقف شود.

اگر اراده سیاسی وجود داشته باشد، می‌توان عملیات سایبری و اقدامات ترکیبی را برای از کار انداختن سامانه‌های دفاع موشکی، فلج کردن ارتباطات نیروهای امنیتی و مختل کردن درآمدهای رژیم آغاز کرد. این کار پیش‌تر هم انجام شده است. نفتکش‌های «شبح» حامل صادرات نفت ایران می‌توانند توقیف شوند. فشار قهری بیشتری می‌توان بر چین، روسیه و کره شمالی وارد کرد تا تجارت و کمک‌های خود را محدود کنند.

در هر صورت، بریتانیا و متحدانش باید برای حمایت از اپوزیسیون پراکنده ایران و شناسایی رهبران آینده کار بیشتری انجام دهند. شرکت‌های فناوری غربی می‌توانند راه‌هایی برای دور زدن قطع اینترنت و سانسور اطلاعات در اختیار مردم عادی بگذارند. استفاده از ابزارهای قدرت نرم، مانند پخش برنامه‌های فارسی‌زبان، باید گسترش یابد، نه آن‌که کوته‌بینانه کاهش داده شود. از هر وسیله ممکنی باید برای تقویت جامعه مدنی ایران، رسانه‌های مستقل و حاکمیت قانون استفاده کرد.

ترامپ هفته گذشته به ایرانیان وعده داد که زندگی تغییر خواهد کرد. این وعده‌ای نبود که او حق دادن آن را داشته باشد و با لوله تفنگ هم قابل تحقق نیست. نیروی محرک اصلاحات بنیادین در نهایت باید از درون بجوشد. اما رئیس‌جمهور آمریکا که مدعی است با اخلاق راهبری می‌شود، اکنون تعهدی اخلاقی روشن دارد: این‌که عادت خود به نمایش‌های فرصت‌طلبانه و کوتاه‌مدت را کنار بگذارد و سخنانش را با کمک‌های پایدار، عملی، سازنده و غیرخشونت‌آمیز پشتیبانی کند.

انداختن بمب‌های بزرگ روی مردم کار آسانی است. ساختن آینده‌ای امن و صلح‌آمیز برای کودکان خیانت‌دیده و یتیمِ انقلاب شکست‌خورده ایران، بسیار، بسیار دشوارتر است.

سایمون تیسدال

مفسر امور خارجی گاردین

(توضیح شورا:

موارد درخواست شده در متن به منظور تغییر ساختاری حکمرانی در ایران همه ارزشمند است. این‌ها شامل موارد زیر می‌باشند:

مراکز قدرت رژیم، مانند شورای نگهبان، سپاه پاسداران، نهادهای امنیت داخلی و انحصارات فاسد دولتی باید منحل شوند. اکثریت ایرانیان از یک قانون اساسی سکولار و انتخابات آزاد، عادلانه و کاملاً دموکراتیک استقبال می‌کنند. مقام منسوخ «رهبر supreme» باید حذف شود. حقوق بشر جهان‌شمول، به‌ویژه حقوق زنان، باید در قانون گنجانده شود. و افرادی که مسئول جنایات گذشته و حال هستند باید در ایران یا از طریق سازمان ملل و دادگاه‌های بین‌المللی به پای عدالت کشانده شوند. خلاصه این‌که، الهی‌سالاری باید ویران شود.

اما مساله این جاست که آیا این موارد که هم اکنون مبارزه‌ی مرگ و زندگی بر سر آن‌ها در ایران جاری است، با روش حقوقی و سیاسی به عاملیت کشورهای خارجی و روند دیپلماسی موجود امکان تحقق دارد؟ )

 

 

اسم
نظر ...