چرایی ادامه فعالیت سفارتخانههای رژیم در اروپا/امیر آذر
20-01-2026
بخش دیدگاهها و نقدها
30 بار خواندە شدە است
بە اشتراک بگذارید :
چرایی ادامه فعالیت سفارتخانههای رژیم در اروپا:
تحلیل پیامدهای تحریمهای سیاسی، قرار گرفتن سپاه در فهرست سازمانهای تروریستی و حذف رهبری جمهوری اسلامی
مقدمه
در سالهای اخیر، جهان بارها شاهد رفتارهای سرکوبگرانه جمهوری اسلامی ایران بوده است؛ اما وقایع اخیر، با ابعاد خشونت و شمار قربانیان، بیسابقه جلوه میکند. هزاران نفر کشته شدهاند، هزاران نفر بینایی خود را از دست دادهاند و بیش از چهارصد هزار نفر زخمی شدهاند. شواهد موثق نشان میدهد که دستور این قتلعام از بالاترین سطح حکومتی، علی خامنهای، صادر شده و سپاه پاسداران، بسیج و نیروهای خارجی وابسته به این نظام اجرای آن را برعهده داشتهاند. با این حال، بسیاری از کشورهای اروپایی به جای اقدام جدی دیپلماتیک نظیر تعطیلی سفارتخانهها، به محکومیتهای لفظی و تحریمهای محدود اکتفا کردهاند.این واقعیت باعث طرح پرسشهای مهمی میشود: چرا تعطیلی سفارتخانهها رخ نمیدهد؟ پیامدهای آن برای رژیم و کشورهای اروپایی چیست؟ اگر سپاه پاسداران به فهرست سازمانهای تروریستی افزوده شود، چه تغییری در قدرت و رفتار آن ایجاد خواهد شد؟ و در نهایت، حذف رهبر جمهوری اسلامی چه تأثیری بر ساختار حکومت و توازن قدرت خواهد داشت؟ پاسخ به این پرسشها نیازمند تحلیل دقیق ساختار قدرت، منافع بینالمللی و محدودیتهای سیاسی و اقتصادی است.
چرا کشورهای اروپایی سفارتخانههای رژیم را تعطیل نمیکنند؟
تعطیل کردن سفارتخانهها اقدامی شدید و نمادین است که در عمل به معنای قطع کامل روابط دیپلماتیک است. کشورهای اروپایی با وجود اعتراض به جنایات رژیم، چنین گامی را به دلایل استراتژیک کوتاهمدت و میانمدت محدود میکنند.اولاً، سفارتخانهها هنوز کانالی برای دسترسی به اطلاعات میدانی فراهم میکنند. گزارشهای حقوقبشری، پیگیری وضعیت اتباع و نظارت بر شرایط داخلی، بدون حضور دیپلماتها بسیار دشوار خواهد شد. قطع کامل این کانال میتواند نهتنها اطلاعات را محدود کند، بلکه توانایی اروپا در واکنش به بحرانهای انسانی را نیز کاهش دهد.ثانیاً، تعطیلی سفارتخانهها میتواند پیامدهای امنیتی مستقیم داشته باشد. تجربه نشان داده است که کشورهای غربی در صورت قطع کامل روابط دیپلماتیک، ممکن است با واکنشهای تند حکومت ایران مواجه شوند؛ از جمله بازداشت دیپلماتها، حملات علیه اموال دیپلماتیک و افزایش تنشهای منطقهای.ثالثاً، منافع اقتصادی و انرژی نیز عاملی بازدارنده است. اروپا همچنان به دنبال حفظ حداقل کانالهای تجاری و تأمین منابع انرژی است و قطع کامل روابط میتواند هزینههای اقتصادی غیرقابلپیشبینی به همراه داشته باشد.بنابراین، کشورهای اروپایی ترجیح میدهند فشارها و تحریمهای هدفمند را افزایش دهند و در عین حال کانالهای دیپلماتیک محدود اما فعال را حفظ کنند تا هم پیام سیاسی بفرستند و هم امکان مدیریت بحرانهای احتمالی را داشته باشند.
تأثیر تعطیلی سفارتخانهها بر رژیم و اروپا:
اگر کشورهای اروپایی تصمیم به تعطیلی سفارتخانهها بگیرند، اثرات آن در دو سطح قابل بررسی است:
الف) برای جمهوری اسلامی:کاهش مشروعیت بینالمللی و افزایش انزوای سیاسی، زیرا قطع روابط دیپلماتیک به معنای فقدان هرگونه تعامل رسمی با جامعه جهانی است.افزایش فشار داخلی و احتمال تشدید بحرانهای مدنی و اجتماعی، زیرا بدون کانالهای رسمی، گروههای مخالف و شهروندان برای پیگیری مطالبات خود با موانع بیشتری مواجه میشوند.تلاش رژیم برای تقویت روابط با کشورهای غیرغربی مانند روسیه و چین، که اگرچه ممکن است خلأ روابط با اروپا را تا حدی پر کند، اما نمیتواند جای مشروعیت بینالمللی را پر کند.
ب) برای کشورهای اروپایی:مواجهه با هزینههای دیپلماتیک و امنیتی بالا، از جمله احتمال بازداشت یا اخراج دیپلماتها و تهدید اموال دیپلماتیک. پیامدهای اقتصادی و انرژی، به ویژه در بخش تجارت و تأمین منابع انرژی، که میتواند بر بازارهای داخلی و منطقهای تأثیرگذار باشد.به بیان دیگر، تعطیلی سفارتخانهها اقدامی قوی و سیاسی است اما با پیامدهای متقابل و پیچیده همراه است که کشورهای اروپایی باید پیش از اتخاذ آن مدنظر قرار دهند.
پیامدهای قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی:
قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی، هم محدودیتهای مالی و اقتصادی شدیدی ایجاد میکند و هم انزوای دیپلماتیک نهادهای مرتبط با سپاه را تشدید میکند.که تاثیرات زیرین را در بر خواهد داشت :محدودیتهای مالی: هرگونه تعامل با سپاه یا نهادهای وابسته میتواند برای شرکتها و افراد خارجی جرم تلقی شود و جریان منابع مالی این نهاد را کاهش دهد.انزوای دیپلماتیک: تعاملات سیاسی و امنیتی با سپاه محدود میشود و کشورهای خارجی ناچار خواهند شد از کانالهای غیررسمی استفاده کنند، که خطرات بیشتری به همراه دارد.افزایش تنشهای متقابل: رژیم ایران ممکن است واکنشهای مقابلهای داشته باشد و گروههای غربی یا دیپلماتها را هدف اقدامات متقابل قرار دهد.
در نتیجه، قرار گرفتن سپاه در فهرست سازمانهای تروریستی توان عملیاتی و قدرت سیاسی این نهاد را محدود میکند و فشار داخلی و خارجی بر رژیم را افزایش میدهد.
پیامدهای حذف رهبری جمهوری اسلامی:
حذف علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، سناریویی پیچیده است که اثرات مستقیم آن به ساختار سلسلهمراتبی و نهادهای وابسته به قدرت بستگی دارد.تاثیرات آن :رقابت در نهادهای سرکوب و قدرت: حذف رهبری میتواند باعث ایجاد شکاف و رقابت در میان سپاه، وزارت اطلاعات و دستگاه قضایی شود و ناپایداریهای داخلی را افزایش دهد.احتمال تغییرات ساختاری: این رویداد ممکن است فرصتی برای بازتعریف ساختار قدرت و اعمال اصلاحات محدود فراهم کند، اما تضمینی برای سقوط فوری رژیم نیست.تأثیر بر مشروعیت و انسجام نظام: فقدان رهبر میتواند مشروعیت نظام را کاهش دهد و به بحران اعتماد داخلی و بین نخبگان منجر شود، که ممکن است به تغییرات عمیقتر سیاسی بیانجامد.به طور خلاصه، حذف رهبر ممکن است رژیم را تضعیف کند و دورهای از بیثباتی و رقابت داخلی آغاز کند، اما سقوط فوری را تضمین نمیکند.
نتیجهگیری:
تحولات اخیر ایران، با ابعاد فاجعهبار خود، فشار جهانی برای واکنش سیاسی و حقوقبشری را افزایش داده است. تعطیلی سفارتخانهها، قرار دادن سپاه در فهرست سازمانهای تروریستی و حذف رهبری، هر یک میتوانند فشار بر رژیم را افزایش دهند، اما با پیامدهای متقابل و پیچیدهای برای کشورهای اروپایی همراه هستند.تحولات واقعی و پایدار نیازمند همگرایی داخلی در ایران، استراتژی روشن اپوزیسیون و واکنش متحد بینالمللی است که حقوقبشری را در اولویت قرار دهد و از تشدید خشونت جلوگیری کند. تنها در چنین شرایطی، امکان کاهش رنجها و محدود کردن خشونتهای نظام به واقعیت نزدیک میشود و اعداد قربانیان، روزی به خاطرهای تلخ بدل میشوند، نه واقعیتی تکرارشونده.
امیر آذر
۱۵ ژانویه ۲۰۲۶