سازماندهی بیش از هر زمان دیگری مهم است/اتان ارل، فدریکا دروبنیتسکی


20-03-2025
بخش انقلابها و جنبشها
43 بار خواندە شدە است

بە اشتراک بگذارید :

artimg

سازماندهی بیش از هر زمان دیگری مهم است

پس از مرگ بنیانگذار جین مک آلوی، سازماندهی برای قدرت قاطعانه کار خود را با برنامه های جدید و گسترده پیش می برد

مصاحبه | 20.12.2024

نویسنده:

اتان ارل، فدریکا دروبنیتسکی

جین مک آلوی و اتان ارل، بنیانگذاران سازماندهی برای قدرت، در بنیاد رزا لوکزامبورگ در برلین.

جین مک آلوی و اتان ارل، بنیانگذاران سازماندهی برای قدرت، در بنیاد رزا لوکزامبورگ در برلین.

  

از زمان کارل مارکس و فردریش انگلس، جنبش کارگری در مرکز تمام کنش سیاسی سوسیالیستی بوده است. به عنوان سازمان هایی که به روی همه کارگران باز هستند، اتحادیه های کارگری بیشترین اکثریت ممکن جمعیت را متحد می کنند و فرصتی را برای تحمیل تغییرات سیاسی علیه منافع نخبگان قدرتمند از طریق اعتصابات و توقف کار به گونه ای فراهم می کنند که با رای گیری یا اعتراض امکان پذیر نیست. این امر آنها را به بخش مهمی از هر استراتژی برای به چالش کشیدن و در نهایت غلبه بر سرمایه داری تبدیل می کند.

اتان ارل هماهنگ کننده و به همراه جین مک آلوی، یکی از بنیانگذاران سازماندهی برای قدرت است.

با این حال، در دهه های اخیر، توازن قدرت به طور قابل توجهی به ضرر جنبش کارگری توسعه یافته است. تعداد اتحادیه های کارگری در کشورهای صنعتی از دهه 1980 از تقریبا 40 به 15 درصد کاهش یافته است. این امر به ویژه بر اتحادیه های کارگری در صنایع سنگین سنتی تأثیر می گذارد که مدت هاست ستون فقرات جنبش کارگری بوده اند. سیاست های اقتصادی نئولیبرال بسیاری از دستاوردهای اصلی جنبش را از بین برده است و سهم دستمزد، یا سهمی از درآمد ملی که به دستمزد کارگران می رود، به شدت کاهش یافته است. با وجود چند پیروزی کوچک در سال های اخیر، چپ نتوانسته است این روند را معکوس کند.

بنابراین، در سال 2019، بنیاد رزا لوکزامبورگ، همراه با سازمان دهنده و محقق اتحادیه های کارگری محترم جین مک آلوی، سازماندهی برای قدرت (O4P) را راه اندازی کردند، یک برنامه آموزشی آنلاین برای سازمان دهندگان و فعالان از سراسر جهان. در پنج سال منتهی به مرگ نابهنگام مک آلوی در ژوئیه 2024، جین و تیمش با هماهنگی اتان ارل، به بیش از 40,000 نفر آموزش دادند. و برنامه ادامه خواهد داشت: اخیرا ، اتان ارل و فدریکا دروبنیتسکی از بنیاد رزا لوکزامبورگ در مورد فلسفه پشت O4P ، آنچه این برنامه تاکنون به دست آورده است و اهدافی که تیم قصد دارد در سال های آینده به آن دست یابد صحبت کردند.

امسال، O4P پنجمین سالگرد خود را جشن می گیرد. می توانید چیزی در مورد آغاز به ما بگویید؟ چه چشم اندازها و اهدافی منجر به تأسیس O4P شد؟

سازماندهی برای قدرت (O4P) توسط جین مک آلوی و من تأسیس شد، اما در هسته آن، O4P میراث جین است. این ایده از تلاش های خستگی ناپذیر آنها برای حمایت از کمپین ها در آلمان، بریتانیا و ایرلند تا ساحل غربی ایالات متحده و جاهای دیگر متولد شد. او همه چیز را برای آن داد. در مقطعی، متوجه شدیم که به یک پلت فرم در دسترس جهانی نیاز داریم که مردم بتوانند از ایده جین برای سازماندهی بیاموزند.

روش جین اساس O4P را تشکیل می دهد و بر اهمیت مشارکت منظم و استراتژی که به دنبال کسب اکثریت است تأکید می کند. تمرکز بر روی افرادی است که بیشترین آسیب را دیده اند - کارگران یا افرادی که بی عدالتی را تجربه می کنند - و ایجاد کمپین های ساختارمند و روشمند با استفاده از ابزارهایی است که ما در آموزش های خود آموزش می دهیم. اینها شامل شناسایی رهبران (تمایز بین رهبران و فعالان)، مکالمات یک به یک ساختاریافته، کار فهرست، نقشه برداری قدرت و آزمون های ساختاری است که عاملیت جمعی را ترسیم و ارزیابی می کند. شعار جین همیشه این بوده است: "شما اتحادیه هستید." سازماندهی در مورد افرادی است که برای آزادی خود کار می کنند.

تئوری تغییر آنها به یک مشکل مهم پرداخت: سازماندهی بیش از حد در جهت بسیج و حمایت از شخص ثالث سطحی تکامل یافته بود و سازماندهی عمیق متمرکز بر خود کارگران را از دست داده بود. جین متقاعد شده بود که می توان مردم، حتی آنهایی که در مورد هر موضوعی توافق ندارند، متحد کرد تا اکثریت جدیدی ایجاد شود که قادر به ایجاد و تداوم تغییرات واقعی باشد. این محکومیت هنوز هم در قلب O4P است.

جین یک سازمان دهنده عالی، یک نویسنده پرکار و غیره بود. او چه نقشی برای O4P ایفا کرد و مرگ او چه تاثیری بر برنامه داشت؟

جین مک آلوی نه تنها یکی از بنیانگذاران O4P بود، بلکه قلب، روح و نیروی محرکه سازمان نیز بود. او با بینش و درخشش خود، همه کارهای ما را شکل داد. او جان تازه ای به سازماندهی شرکتی در سراسر جهان دمیده است، به ویژه از طریق کارهای پیشگامانه خود، از جمله کتاب "بدون میانبر" و آموزش های دگرگون کننده اش. جین مربی اصلی ما بود، برنامه را طراحی کرد و نیروی محرکه شبکه سازی اتحادیه های جدید و سازماندهی گروه ها در سراسر جهان بود. تأثیر او بر O4P بسیار زیاد بود، او به اصطلاح O4P بود.

پس از یک نبرد طولانی، جین امسال بر اثر سرطان درگذشت. ما می دانستیم که قرار است این اتفاق بیفتد، اما هنوز برای ما سخت بود. اما آخرین پیش بینی به او و همه ما زمان بیشتری نسبت به انتظار داد تا برای آینده آماده شویم. جین به همراه هماهنگ کننده همکارم سارا ریدر و دیگران، به ایجاد زمینه برای فصل بعدی O4P کمک کرد. ما به جای تلاش برای جایگزینی آنها، رویکردی جمعی را در پیش گرفتیم و از قدرت شبکه جهانی خود استفاده کردیم تا میراث آنها را ادامه دهیم و به ساختن جنبش ادامه دهیم.

برنامه های آموزشی زیادی برای برگزارکنندگان وجود دارد - چه چیزی O4P را منحصر به فرد می کند؟

O4P به دلیل دسترسی و فراگیری جهانی بی نظیر خود متمایز است. ما با گروه های سازماندهی شده از حداقل 115 کشور کار کرده ایم - اگر شرکت کنندگان فردی از مجموعه رویدادهای قبلی را در نظر بگیرید 150 نفر - و آموزش هایی را به بیش از 20 زبان ارائه کرده ایم. دوره های ما در چندین منطقه زمانی برگزار می شود. به این ترتیب امکان مشارکت شرکت کنندگان از سراسر جهان را فراهم می کنیم. بنابراین رویدادهای ما واقعا برای همه قابل دسترسی است. مهم: این برنامه کاملا رایگان است. بنابراین ، حتی گروه هایی که تمکن مالی ندارند نیز می توانند از آن بهره مند شوند.

یکی دیگر از نقاط فروش منحصر به فرد، تمرکز ما بر مشارکت گروهی است. در ابتدا، افراد می توانستند در این برنامه شرکت کنند، اما جین از افزایش الزامات حمایت کرد: گروه های اول باید حداقل از چهار نفر، بعدا از ده نفر و در آینده شاید به زودی از 20 نفر تشکیل شوند. سازماندهی ذاتا یک تلاش جمعی است، یک تلاش تیمی که نیاز به همکاری و تمرین دارد، در حالت ایده آل به عنوان بخشی از یک کمپین مشخص.

علاوه بر این ، O4P موقعیت میانی بین دو نوع برنامه رایج را اشغال می کند: برنامه هایی که بر توسعه رهبری فشرده تعداد معدودی از افراد منتخب تمرکز دارند و آنهایی که فقط مقدمه ای سطحی برای موضوع سازماندهی ارائه می دهند. با ما هر گروهی که با سازماندهی سروکار داشته باشد می تواند شرکت کند. هدف ما تجهیز شرکت کنندگان به ابزارها و نظم و انضباط برای ایجاد اکثریت و اجرای کمپین های تاثیرگذار است. این مطالب و اهداف بر اساس استانداردهای بین المللی نادر هستند.

از زمان آغاز به کار، O4P بیش از 40000 نفر را از بیش از 1800 سازمان در 115 کشور آموزش داده است. چه کسی معمولا در این برنامه شرکت می کند؟ آیا می توانید نبردهای مهمی را که می توان با کمک O4P پیروز شد، نام ببرید؟

حدود 70 درصد از بیش از 40000 شرکت کننده در برنامه های آموزشی ما از اتحادیه های کارگری و جنبش کارگری هستند. 30 درصد باقیمانده از گروه هایی با موضوعات مختلف مانند عدالت اقلیمی، مسکن، حقوق مهاجران، حقوق زنان، ضد نژادپرستی، جنبش صلح و جنبش های دانشجویی می آیند. حتی 30 درصد ذکر شده بیش از 10000 نفر هستند. این یک بار دیگر بر دسترسی و تنوع برنامه تأکید می کند. این طیف از سازمان دهندگان باتجربه ای که به طور منظم برای آموزش دیگران و اصلاح مهارت های خود شرکت می کنند، تا افرادی که شخصا بی عدالتی را تجربه کرده اند، برای اولین بار در یک آموزش شرکت می کنند و می خواهند یاد بگیرند که چگونه به صورت جمعی عمل کنند.

داستان های موفقیت بسیار بسیار متفاوتی وجود دارد. اما ما نمی خواهیم خود را با افتخارات آراسته کنیم. در برنامه شش هفته ای خود، ابزارها، آموزش ها و فضای مشترک را ارائه می دهیم، اما شرکت کنندگان و کمپین های آنها مسئول موفقیت ها هستند. برای برخی از گروه ها، این آموزش انگیزه جدیدی برای کار فعلی آنها می دهد. برای دیگران، کمپین متوقف شده آنها را احیا می کند. به عنوان مثال، O4P از یک اتحادیه کارگری بزرگ از تانزانیا حمایت کرد تا تلاش های گسترده خود را احیا کند، به طوری که سازمان های مستاجران در شهرهایی مانند سانفرانسیسکو، ونکوور و برلین بتوانند اقدامات حفاظتی را اجرا کنند، از مبارزات اتحادیه ای کلاسیک توسط کارگران حمل و نقل عمومی در تورنتو و در بخش مراقبت های بهداشتی در آرژانتین حمایت کردند. ما همچنین به تهیه پیش نویس یک توافقنامه چارچوب جهانی برای حمایت از حقوق ناظران محتوا و کارکنان مرکز تماس، شامل اتحادیه هایی از جامائیکا، کلمبیا و السالوادور کمک کردیم.

حتی اگر O4P سهم خود را انجام دهد، خود برگزارکنندگان در نهایت مسئول موفقیت ها هستند. آنها از ابزارهای ما برای رهبری، سازماندهی و پیروزی در کمپین ها استفاده می کنند. کمپین هایی که از حقوق، کرامت و شرایط مادی آنها دفاع می کنند. برنامه ما برای حمایت از آنها در این زمینه در نظر گرفته شده است، اما موفقیت ها صرفا به حساب آنهاست.

جین به تمایز بین "بسیج کردن" و "سازماندهی" اشاره کرد. بسیج به معنای گرد هم آوردن یک پایگاه فعال است، از سوی دیگر، سازماندهی به معنای وادار کردن کارگران به پیوستن به پروژه ای است که لزوما تاکنون از آن حمایت نمی کنند. اگر این رویکرد سازمانی اینقدر موثر است، فکر می کنید چرا در حال حاضر در ایالات متحده و سایر نقاط جهان اینقدر مورد استفاده قرار نمی گیرد؟

این سوال بسیار خوبی است. نسل های گذشته، جنبش های چپ و مترقی، از جمله جنبش اتحادیه های کارگری، به طور فزاینده ای توجه خود را بر بسیج – فعال کردن تعداد زیادی از مردم برای اعتراضات یکباره – و حمایت از حزب ثالث متمرکز کرده اند، جایی که حرفه ای ها به نمایندگی از کارگران یا گروه های دیگر لابی می کنند. در نتیجه، کارگران و آسیب دیده ترین افراد در روند آزادی خود به حاشیه رانده شده اند.

یکی از عوامل، حرفه ای شدن حوزه های خاصی در جنبش های مترقی است. افراد تحصیل کرده در شهرهای بزرگ که در ازای کار خود دستمزد خوبی دریافت می کنند، اغلب برای کسانی که تحت تأثیر بی عدالتی قرار گرفته اند تصمیم می گیرند. این یک شکاف فیزیکی و ایدئولوژیک بین افرادی که باید به آنها کمک شود و کارمندان تمام وقت که از طرف آنها تصمیم می گیرند ایجاد می کند.

این پویایی برای مخالفان ما، شرکت های بزرگ و سیاستمداران اقتدارگرای دست راستی راحت بوده است، زیرا قدرت سازماندهی در سطح مردمی را تضعیف می کند. ما با درگیر کردن کارگران و کسانی که کمتر تحت تأثیر قرار گرفته اند، جنبش را از بزرگترین قدرت خود محروم کرده ایم: قدرت توده ها. سپس این افراد به راحتی توسط مخالفان ما جذب می شوند، که از فاصله خود با نخبگان برای تصمیم گیری برای آنها استفاده می کنند.

به نظر من، ما چیزهای زیادی را از دست دادیم زیرا سازماندهی عمیقی انجام ندادیم. اما اگر شما آن را به کار ببرید و در رهایی مردم آسیب دیده روی آنها تمرکز کنیم، آنگاه ما نیز به موفقیت خواهیم رسید. اگر بر سازماندهی منظم تمرکز کنیم که توسط اکثریت حمایت می شود، باز هم می بینیم که موفقیت با وجود شکست ها امکان پذیر است.

وضعیت فعلی اعتصابات در آمریکا و آلمان چگونه است و چه تفاوت هایی بین دو کشور وجود دارد؟

شرایط در آلمان و ایالات متحده به طور قابل توجهی متفاوت است. این موضوع با موضوع چانه زنی جمعی شروع می شود: در آلمان، کارمندان بسیار بیشتری تحت پوشش قراردادها قرار می گیرند. علاوه بر این، اتحادیه های کارگری مانند IG Metall و Verdi تأثیر قابل توجهی بر سیاست های کارگری و تصمیمات سیاسی دارند. از سوی دیگر، اتحادیه ها در ایالات متحده از نظر نهادی کمتر لنگر انداخته اند و اغلب در مخالفت با کسانی هستند که تصمیمات سیاسی می گیرند. علاوه بر این، اتحادیه های فعال در سطح ملی به شاخه های محلی استقلال بیشتری برای شرکت در فعالیت های مترقی یا امتحان کردن چیزهای جدید می دهند.

قدرت نهادی اتحادیه های کارگری در آلمان چالش هایی را به همراه دارد، زیرا اتحادیه های کارگری بزرگ می توانند برای بسیج در برابر بحران هایی مانند رکود اقتصادی و ظهور نگران کننده AfD تلاش کنند. در همین حال، اتحادیه ها در ایالات متحده با موانع بیشتری از سوی سیستم مواجه هستند، اما به احتمال زیاد از شیوه های تثبیت شده، به ویژه در سطح محلی، جدا می شوند. با وجود این تفاوت ها، فشاری که سرمایه داری جهانی بر کارگران و مردم عادی وارد می کند بسیار شبیه به هم است. بنابراین، استراتژی های مشترک برای دفاع از دموکراسی و حقوق کارگران در هر دو کشور و فراتر از آن مورد نیاز است.

قبل از اینکه سازماندهی برای قدرت را بنیان بگذارید، برای مدت طولانی در دفتر نیویورک بنیاد رزا لوکزامبورگ کار می کردید. چند هفته دیگر، دونالد جی ترامپ از نیویورک به کاخ سفید باز خواهد گشت. با توجه به سابقه فاجعه بار سیاست های او علیه کارگران و اتحادیه ها، انتخاب مجدد او برای جنبش کارگری ایالات متحده چه معنایی دارد؟

انتخاب مجدد ترامپ یک فاجعه برای ایالات متحده و جهان، به ویژه برای کارگران است. با نگاهی به سیاست های ضد طبقه کارگر او در گذشته، روشن است که سیاست های او به جنبش آسیب می رساند. ریاست جمهوری جو بایدن از بسیاری جهات ناامید کننده بوده است، به ویژه از نظر برخورد او با مسائلی مانند جنگ اسرائیل در غزه. اما سیاست کارگری او در مقایسه با ترامپ بهتر بود.

با این حال، در دهه های اخیر، عضویت در اتحادیه ها کاهش یافته است، استانداردهای زندگی کاهش یافته است، و نابرابری درآمد در دولت های دموکرات و جمهوری خواه افزایش یافته است. با توجه به این موضوع، سیاست های ضد طبقه کارگر ترامپ می تواند آنها را متزلزل کند. حمایت از اتحادیه های کارگری در ایالات متحده در حال افزایش است. ترامپ با نامزد کردن یک میانه رو برای وزارت کار، همچنین سعی کرده است برخی از اتحادیه ها را به دست آورد.

اما در نهایت، طبقه کارگر نمی تواند برای نجات آن به سیاستمداران تکیه کند. تغییر واقعی فقط می تواند به طور جمعی توسط خود کارگران مبارزه شود. چالش هایی که ترامپ با آن روبرو خواهد شد می تواند جنبش کارگری را تقویت و تقویت کند. به دلیل سیاست های او، یک اپوزیسیون قوی تر و متحد از کارگران می توانست شکل بگیرد، که در یک دولت دموکراتیک معتدل تر چنین نبود.

این چه عواقبی برای کارگران در سراسر جهان دارد؟

انتخاب مجدد ترامپ پیامدهای جهانی برای دموکراسی خواهد داشت، زیرا ویژگی های اقتدارگرایانه او جنبش های مشابه را در سراسر جهان تشویق می کند. رهبرانی مانند مارین لوپن در فرانسه، آلیس ویدل از AfD در آلمان، و نارندرا مودی در هند، پس از انتخاب او حتی جسورتر شده اند. دموکراسی در خطر جدی است. کسانی که به آنها حمله می کنند می دانند که قدرتی که با اتحاد مردم به وجود می آید قدرتی است که بیش از همه مانع آنها می شود.

در ایالات متحده و در سراسر جهان، امید این است که مردم سازماندهی شوند، متحد شوند و خواستار دموکراسی واقعی شوند. کارگران و جوامع باید متحد شوند و با نخبگان قدرتمند مبارزه کنند. آنها باید صدای خود را علیه به اصطلاح یک درصد و نیروهای اقتدارگرا که می خواهند دموکراسی را تضعیف کنند، بلند کنند.

فاشیسم اغلب به عنوان واکنشی به بحران های شدید اقتصادی درون سرمایه داری به وجود می آید. آیا روش های سازماندهی موثر می تواند به احیای سیاست طبقه کارگر و مقابله با ظهور فاشیسم کمک کند؟

بله، من معتقدم که سازماندهی تنها راه مقابله موثر با ظهور فاشیسم و اقتدارگرایی دست راستی است. فاشیسم توسط یک گروه کوچک نخبه گرا یا جنبش های خودجوش شکست نخواهد خورد. به قدرت توده های سازمان یافته نیاز دارد. تاریخ به ما آموخته است که هیچ چیز به طور تصادفی یا با چند عمل فردی تغییر نمی کند. به عنوان مثال، جنبش حقوق مدنی ایالات متحده فقط در مورد نشستن رزا پارکس در اتوبوس نبود. دستاوردهای جنبش نتیجه سال ها سازماندهی عمیق جمعی بود.

امروز ما باید گروه های مختلف را متحد کنیم، حتی اگر آنها در همه مسائل توافق نداشته باشند، و زمینه های مشترکی پیدا کنیم. خواه مبارزه با یک رئیس کثیف باشد، چه با یک رژیم سرکوبگر، یا تخریب محیط زیست، کلید سازماندهی عمیق و دموکراتیک است. به این ترتیب، شما یک قدرت جبران کننده در جوامع ایجاد می کنید، به عنوان مثال در محل کار، در مدارس یا در محله ها. به این ترتیب، سیاست می تواند نه تنها در سطح نهادی، بلکه از نظر نحوه درک مردم از سیاست و نحوه تعامل سیاسی آنها نیز تغییر شکل دهد. اگر همبستگی و اقدام جمعی را تقویت کنیم، می توانیم جهان را دوباره دموکراتیک تر کنیم.

سوسیالیست ها چه چیزی می توانند از O4P بیاموزند؟ تا چه حد می توان از استراتژی ها و روش های O4P در کمپین های خارج از محل کار استفاده کرد؟

سوسیالیست ها می توانند چیزهای ارزشمندی را از O4P بیاموزند، به ویژه نحوه استفاده از اصول سازماندهی عمیق در مبارزات خارج از محل کار. یک یافته مهم: تمرکز بر سازماندهی مبتنی بر ساختار، در نهادهایی مانند محل کار، مدارس یا آپارتمان های مشترک، می تواند به طور موثر به جنبش های مختلف، از مسکن گرفته تا عدالت اقلیمی منتقل شود.

ما شاهد موفقیت در مبارزات در بخش مسکن بوده ایم. در آنجا، اصول را می توان به راحتی منتقل کرد زیرا مشخص است که با چه کسی مبارزه می کنید: صاحبخانه ها یا صاحبان خانه و آپارتمان. برخی از جنبش ها، مانند جنبش عدالت اقلیمی، با چالش های خاصی روبرو هستند. زیرا همیشه مشخص نیست که با چه کسی یا چه چیزی می جنگید یا هدف چیست. فعالان اغلب شناسایی اهدافی را که برای رسیدگی به مشکلات اساسی به اندازه کافی بزرگ هستند، اما به اندازه کافی کوچک هستند تا به نتایج ملموس دست یابند، دشوار می دانند.

این را می توان با تمرکز بر سازماندهی مبتنی بر ساختار، به عنوان مثال در مدارس یا جوامع محلی، که در آن فعالان می توانند با افرادی که به موضوع تغییرات آب و هوایی اهمیت می دهند، متحد شوند، به دست آورد. سپس آنها می توانند آنها را متقاعد کنند که اقدامات و اقدامات مشخصی را انجام دهند که می تواند تأثیر بگذارد. نکته کلیدی این است که از رویکردهای فردگرایانه استفاده نکنید که صرفا بر مصرف شخصی یا داوطلبانه و داوطلبانه تمرکز دارند. این رویکردها بی اثر بوده و اثر جداسازی دارند.

علاوه بر این، در O4P ما آموخته ایم که اتصال جنبش های مختلف برای عدالت چقدر مهم است. در طول سال ها، مبارزات جنبش ها، مانند جنبش عدالت اقلیمی، اغلب با لابی گری حرفه ای از مبارزات دیگر جدا شده است. مدل O4P از گرد هم آمدن فعالان از حوزه های موضوعی مختلف مانند آب و هوا، مسکن، کار و بسیاری دیگر در یک همبستگی و مبارزه جمعی پشتیبانی می کند.

این همبستگی بسیار مهم است. زیرا پیشرفت واقعی تنها زمانی حاصل می شود که جنبش ها تشخیص دهند که همه این مبارزات به هم مرتبط هستند و برای انجام این کار با هم همکاری کنند. به عنوان مثال، جنبش کارگری باید با مسائلی مانند عدالت زیست محیطی و مسکن سر و کار داشته باشد. این به این دلیل است که زندگی کارگران دور از محل کارشان به طور جدایی ناپذیری با مبارزات آنها در محل کار مرتبط است - درست مانند هوایی که تنفس می کنند، آبی که می نوشند و جوامعی که در آن زندگی می کنند.

مدل O4P نشان می دهد که سازماندهی جمعی و مبتنی بر ساختار و همبستگی بین جنبش ها برای ایجاد تغییرات پایدار کاملا ضروری است. برای یک گروه کافی نیست که به تنهایی بجنگد. تنها زمانی که جنبش های مختلف به هم می پیوندند می توانند به موفقیت واقعی دست یابند.

نگاهی به آینده: O4P در چند سال آینده چگونه ادامه خواهد یافت و چه چشم اندازی برای آینده دارید؟

با نگاهی به آینده، O4P قصد دارد به رشد و انطباق خود برای پاسخگویی به نیازهای رو به رشد جنبش های کارگری و تلاش های سازماندهی جهانی ادامه دهد. پس از از دست دادن بنیانگذار ما جین، برای ما روشن بود که نمی توان او را به عنوان یک رهبر جایگزین کرد و مهم است که به تقویت قدرت جمعی حوزه متنوع شرکت کنندگان O4P ادامه دهیم.

تمرکز ما بر ادامه ساخت و تقویت این جامعه خواهد بود. با انجام این کار، ما می خواهیم فضایی را برای افراد فراهم کنیم تا تجربیات خود را به اشتراک بگذارند، آموزش ارائه دهند و برای غلبه بر چالش های کمپین های خود همکاری کنند. ما قصد داریم برنامه خود را گسترش دهیم و آموزش های پیشرفته تر و خاص زمینه ای را برای پاسخگویی به نیازهای در حال تحول جنبش های کارگری و عدالت اجتماعی توسعه دهیم.

O4P در حال حاضر کار با گروه های منطقه ای را برای تطبیق مدل خود آغاز کرده است. به عنوان مثال، ما با گروهی از هند همکاری کردیم که بر سازماندهی کارهای غیررسمی تمرکز دارد. ما برنامه های مشابهی در فیلیپین داریم. این سازگاری ها با شرایط منطقه ای از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در O4P، ما برای یافتن راه حل هایی برای چالش های موجود در سطح محلی تلاش می کنیم.

اخیرا با فعالانی در اسپانیا مذاکره کرده ایم که می خواهند برنامه ای متمرکز بر اسپانیا ایجاد کنند که می خواهند آمریکای لاتین را نیز در آن نیز بگنجانند. ما امیدواریم که بیشتر به کشورهای آمریکای لاتین مانند برزیل، آرژانتین و مکزیک گسترش دهیم. برای این منظور، ما به دنبال شرکای همکاری هستیم که بتوانند به ترجمه روش ها و استراتژی ها، هم از نظر زبانی و هم از نظر سیاسی کمک کنند. این مشارکت ها نمادی از تعهد ما در زمینه محلی است. علاوه بر این، آنها اطمینان حاصل می کنند که روش ها و اصول اصلی ما با نیازهای هر منطقه سازگار است.

علاوه بر این، ما در O4P می خواهیم در آینده خارج از آموزش از شرکت کنندگان در دراز مدت حمایت کنیم. هدف همراهی گروه ها در مدت زمان طولانی تر، ارائه راهنمایی های بلندمدت و کمک به آنها در ایجاد ساختارهای سازماندهی پایدار و پایدار است. با گسترش و استقرار O4P می تواند شبکه جهانی متصل تری از سازمان دهندگان را تقویت کند و امکان استفاده از روش های سازماندهی مبتنی بر ساختار را در زمینه های مختلف، چه در محل کار، در اطراف برابری مسکن یا در مناطق دیگر فراهم کند.

هدف بلندمدت ما تقویت جنبش های عدالت و حقوق کارگران از طریق برنامه های آموزشی گسترده، یک جامعه جهانی و حمایت پایدار از سازمان دهندگان در سراسر جهان است.

 

 
اسم
نظر ...