قدرت در برابر مبارزه: گزینهٔ ممکن کمون پاریس / مارسلو موستو
17-12-2024
بخش انقلابها و جنبشها
126 بار خواندە شدە است
بە اشتراک بگذارید :

قدرت در برابر مبارزه: گزینهٔ ممکن کمون پاریس
مارسلو موستو
برگردان : شوراها
بورژوازی فرانسه همواره از تمامی دستاوردها بهرهمند شده بود. از زمان انقلاب 1789، آنها تنها کسانی بودند که در دورههای رونق اقتصادی ثروتمند شدند، در حالی که طبقه کارگر همواره سنگینی بحرانها را تحمل میکرد. اما شکست ناپلئون سوم در جنگ فرانسه-پروس فرصتی برای تغییر مسیر به وجود آورد. چشمانداز روی کار آمدن یک دولت محافظهکار که بیعدالتیهای اجتماعی را دستنخورده باقی بگذارد و بار سنگین جنگ را بر دوش کمدرآمدترینها بیاندازد، انقلابی تازه را در 18 مارس برانگیخت. آدولف تیر و ارتشش چارهای جز عقبنشینی به ورسای نداشتند.
برای کسب مشروعیت دموکراتیک، انقلابیون تصمیم گرفتند فوراً انتخابات آزاد برگزار کنند. در 26 مارس، اکثریت قاطع پاریسیها (190 هزار رأی در برابر 40 هزار) انگیزهٔ انقلاب را تأیید کردند و 70 نفر از 85 نمایندهٔ منتخب حمایت خود را از انقلاب اعلام کردند. در 28 مارس، جمعیت زیادی از شهروندان در نزدیکی هتل دو ویل گرد هم آمدند تا جشنهایی به مناسبت تشکیل مجمع جدید برگزار کنند، که اکنون رسماً نام "کمون پاریس" را به خود گرفته بود.
اگرچه این کمون تنها 72 روز دوام آورد، اما مهمترین رویداد سیاسی در تاریخ جنبش کارگری قرن نوزدهم بود و در میان جمعیتی که ماهها سختی را پشت سر گذاشته بودند، بارقهای از امید را زنده کرد. کمیتهها و گروههایی در محلههای مردمی شکل گرفتند تا از کمون حمایت کنند و در هر گوشهای از پاریس، ابتکاراتی برای ابراز همبستگی و طراحی دنیای جدید به جریان افتاد. یکی از احساسات رایج، تمایل به اشتراکگذاری با دیگران بود.
کمون پاریس زاییدهٔ انگیزههای یک رهبر یا گروهی از افراد کاریزماتیک نبود؛ ویژگی برجستهاش بُعد آشکاراً جمعی آن بود. زنان و مردان داوطلبانه گرد هم آمدند تا پروژهای مشترک برای آزادی را دنبال کنند. خودگردانی یک آرمان دستنیافتنی تلقی نمیشد؛ بلکه خودرهایی بهعنوان وظیفهای اساسی در نظر گرفته میشد.
دو مورد از نخستین احکام اضطراری برای مقابله با فقر گسترده، شامل تعلیق پرداخت اجاره و ممنوعیت فروش اقلامی به ارزش کمتر از ۲۰ فرانک در گروخانهها بود. همچنین، مقرر شد که ۹ کمیسیون شورایی جایگزین وزارتخانههای جنگ، مالی، امنیت عمومی، آموزش، تأمین معاش، کار و تجارت، روابط خارجی و خدمات عمومی شوند.
در ۱۹ آوریل، سه روز پس از انتخابات دیگری برای پر کردن ۳۱ کرسی که تقریباً بلافاصله خالی شده بودند، کمون بیانیهای خطاب به مردم فرانسه صادر کرد. این بیانیه شامل "تضمین مطلق آزادی فردی، آزادی وجدان و آزادی کار" و همچنین "مشارکت دائمی شهروندان در امور کمون" بود. در این بیانیه تأکید شد که اختلاف بین پاریس و ورسای "نمیتواند با سازشهای توهمآمیز پایان یابد" و مردم حق و "وظیفهای دارند که بجنگند و پیروز شوند!"
با این حال، اقدامات ملموسی که کموناردها از طریق آنها برای یک دگرگونی کامل در قدرت سیاسی مبارزه کردند، حتی از این متن نیز مهمتر بود. مجموعهای از اصلاحات نه تنها به شیوههای مدیریت سیاسی بلکه به خودِ ماهیت آن پرداخت. کمون مکانیزمهای بازخواست نمایندگان منتخب و کنترل اقدامات آنها از طریق مأموریتهای الزامآور را پیشبینی کرد (هرچند این اقدام به تنهایی برای حل مسئله پیچیده نمایندگی سیاسی کافی نبود). دادگاهها و دیگر نهادهای عمومی نیز تحت کنترل دائمی و امکان بازخواست قرار گرفتند. هدف واضح این بود که از تبدیل حوزه عمومی به قلمرو سیاستمداران حرفهای جلوگیری شود. تصمیمگیریهای سیاسی نباید به گروههای کوچکی از مقامات واگذار شود، بلکه باید توسط مردم انجام گیرد. ارتشها و نیروهای پلیس دیگر بهعنوان نهادهایی جدا از جامعه عمل نمیکردند. جدایی دولت و کلیسا نیز شرطی ضروری و غیرقابلچشمپوشی بود.
اما چشمانداز تغییرات سیاسی به این اقدامات محدود نمیشد؛ بلکه به ریشهها نفوذ میکرد. انتقال قدرت به دستان مردم برای کاهش شدید بوروکراسی ضروری بود. همانطور که هانری دو سن سیمون پیشتر اظهار کرده بود، حوزه اجتماعی باید بر حوزه سیاسی اولویت پیدا کند تا سیاست دیگر به یک کارکرد تخصصی تبدیل نشود، بلکه بهتدریج در فعالیت جامعه مدنی ادغام گردد. بدین ترتیب، جامعه میتوانست وظایفی را که به دولت واگذار شده بود، باز پس گیرد.سرنگونی نظام موجودِ حکومت طبقاتی کافی نبود؛ باید به حاکمیت طبقاتی بهطور کلی پایان داده میشد. تحقق این موارد، دیدگاه کمون از جمهوری را بهعنوان اتحادی از انجمنهای آزاد و واقعاً دموکراتیک که رهایی همه اجزای خود را ترویج میداد، به واقعیت تبدیل میکرد. این وضعیت در نهایت به خودگردانی تولیدکنندگان میانجامید.
کمون پاریس معتقد بود که اصلاحات اجتماعی حتی مهمتر از تغییرات سیاسی هستند. این اصلاحات دلیل وجودی کمون، معیار وفاداری آن به اصول اولیه و عنصر اصلی متمایزکننده آن از انقلابهای پیشین بودند. کمون چندین اقدام با مضامین آشکار طبقاتی تصویب کرد. مهلت بازپرداخت بدهیها به مدت سه سال به تعویق افتاد، اخراج مستأجران به دلیل عدم پرداخت اجاره متوقف شد و فرمانی صادر شد که امکان مصادره مسکنهای خالی برای افراد بیخانمان را فراهم میکرد.
برنامههایی برای کاهش ساعات کار در دست اقدام بود. همچنین، اعمال جریمههای بیاساس علیه کارگران بهمنظور کاهش دستمزد ممنوع شد و حداقل دستمزد در سطحی قابلقبول تعیین شد. تلاشهایی برای افزایش تأمین مواد غذایی و کاهش قیمتها صورت گرفت. کمکهای اجتماعی متنوعی به اقشار آسیبپذیر، از جمله بانکهای غذایی برای زنان و کودکان بیسرپرست، ارائه شد و بحثهایی در مورد پایان دادن به تبعیض بین کودکان مشروع و غیرمشروع انجام گرفت.
تمامی اعضای کمون بر این باور بودند که آموزش عامل اساسی برای رهایی فردی و هرگونه تغییر اجتماعی و سیاسی جدی است. مقرر شد تحصیل برای دختران و پسران رایگان و اجباری شود و آموزش مذهبی جای خود را به آموزش سکولار با محوریت عقلانیت و علم بدهد. کمیسیونهای ویژه و مطبوعات به ارائه استدلالهای قانعکننده برای سرمایهگذاری در آموزش زنان پرداختند. برای تبدیل آموزش به یک "خدمت عمومی" واقعی، باید فرصتهای برابر برای "کودکان هر دو جنس" فراهم میشد. افزون بر این، "هرگونه تبعیض بر اساس نژاد، ملیت، مذهب یا جایگاه اجتماعی" ممنوع اعلام شد. اقدامات عملی اولیه این پیشرفتهای نظری را همراهی میکرد، و در بیش از یک منطقه، هزاران کودک از طبقات کارگر برای اولین بار وارد مدارس شدند و بهطور رایگان مواد آموزشی دریافت کردند.
کمون همچنین تدابیری با ماهیت سوسیالیستی اتخاذ کرد. کارگاههایی که توسط کارفرمایانی که از شهر فرار کرده بودند رها شده بودند، با تضمین پرداخت غرامت به آنها پس از بازگشت، به تعاونیهای کارگری واگذار شد. تئاترها و موزهها برای همه رایگان و جمعی شدند.
کمون فراتر از اقدامات مصوب مجلس قانونگذاری خود بود. حتی به بازطراحی فضای شهری نیز دست زد. نمونه بارز آن تصمیم به تخریب ستون وندوم بود که بهعنوان نمادی از بربریت و جنگ محکوم میشد. همچنین، برخی مکانهای مذهبی سکولار شدند و برای استفاده عمومی به جامعه واگذار شدند. در کمون جایی برای تبعیض ملی وجود نداشت و خارجیها از حقوق اجتماعی برابر با شهروندان فرانسوی برخوردار بودند.
زنان نقشی اساسی در نقد نظم اجتماعی ایفا کردند. در بسیاری موارد، آنها از هنجارهای جامعه بورژوایی فراتر رفتند و هویتی جدید در تقابل با ارزشهای خانواده پدرسالارانه ایجاد کردند، و از حریم خصوصی خانه به حوزه عمومی قدم گذاشتند. "اتحادیه زنان" نقش مرکزی در شناسایی مبارزات اجتماعی استراتژیک داشت. زنان موفق به تعطیلی روسپیخانههای مجاز شدند، برابری معلمان زن و مرد را به دست آوردند، شعار "دستمزد برابر برای کار برابر" را مطرح کردند، حقوق برابر در ازدواج و بهرسمیتشناختن اتحادیههای آزاد را خواستار شدند و اتاقهای ویژه زنان در اتحادیههای کارگری را ترویج دادند.هنگامی که وضعیت نظامی در اواسط ماه مه وخیم شد و نیروهای ورسای به دروازههای پاریس رسیدند، زنان سلاح به دست گرفتند و گردانی مخصوص خود تشکیل دادند. بسیاری از آنان آخرین نفسهای خود را در سنگرها کشیدند.
کمون پاریس بهطرزی وحشیانه توسط ارتش ورسای سرکوب شد. در "هفته خونین" که از 21 تا 28 مه به طول انجامید، بین 17,000 تا 25,000 شهروند قتلعام شدند. آرتور رمبو جوان، پایتخت فرانسه را بهعنوان "شهری اندوهناک و تقریباً مرده" توصیف کرد. این رویداد خونینترین کشتار در تاریخ فرانسه بود. تعداد زندانیان به 43,522 نفر رسید. از میان آنها، 100 نفر پس از محاکمههای سریع در دادگاههای نظامی به اعدام محکوم شدند و 13,500 نفر دیگر به زندان، کار اجباری یا تبعید به مناطق دورافتاده مانند کالدونیای جدید فرستاده شدند.رسانههای محافظهکار و لیبرال، در حالی که خشونت بیسابقه حکومت آدولف تیر را نادیده گرفتند، از بازگشت "نظم طبیعی" ابراز خرسندی کردند.
با این حال، قیام در پاریس نیروی تازهای به مبارزات کارگران بخشید و آنها را به سوی مسیرهای رادیکالتر سوق داد. پاریس نشان داد که هدف باید ساختن جامعهای بهطور اساسی متفاوت از سرمایهداری باشد. کمون، هم نمادی از ایده تغییر اجتماعی-سیاسی و هم نمونهای عملی از تحقق آن بود. این کمون بهمعنای واقعی کلمه مترادف انقلاب شد و به یک تجربه وجودی برای طبقه کارگر تبدیل گشت.
کمون پاریس آگاهی کارگران و ادراک جمعی آنها را تغییر داد. اکنون، پس از گذشت 150 سال، پرچم سرخ کمون همچنان در اهتزاز است و یادآوری میکند که همیشه میتوان بهدنبال جایگزینی دیگر بود.
Strength to Struggle - Marcello Musto