اسرائیل و حزبالله دیگر به قوانین مشخصی پایبند نیستند
08-09-2024
بخش گزارشها
193 بار خواندە شدە است
بە اشتراک بگذارید :

بنیاد رزا لوکزامبورگ
«اسرائیل و حزبالله دیگر به قوانین مشخصی پایبند نیستند»
گفتوگو با کورینا بندر، که دفتر بنیاد در بیروت را در روزهای تشدید نظامی بر عهده گرفته است
اطلاعات نویسندگان:کورینا بندر، کاتیا هرمان
کورینا بندر مدیر دفتر منطقهای در لبنان است. او در رشته مدیریت میانفرهنگی در مناقشات تحصیل کرده و بیش از ۱۰ سال است که بهصورت حرفهای و شخصی با منطقه آسیای غربی ارتباط نزدیک دارد. این گفتوگو را کاتیا هرمان، مشاور بخش آسیای غربی بنیاد رزا لوکزامبورگ، انجام داده است.
*****
عملیات نجات در حومه جنوبی بیروت پس از بمباران خانه یکی از فرماندهان حزب الله توسط ارتش اسرائیل (30 ژوئیه 2024).
عکس: IMAGO / NurPhoto
چند روز پیش، تو مدیریت دفتر بنیاد رزا لوکزامبورگ در بیروت را بر عهده گرفتی. وضعیت بسیار پرتنش است و یک درگیری نظامی بین ایران و اسرائیل در شرف وقوع است. این موضوع چه تأثیری بر لبنان دارد؟
کورینا بندر مدیر دفتر منطقهای در لبنان است. او در زمینه مدیریت تعارضات بینفرهنگی تحصیل کرده و بیش از 10 سال است که هم به صورت شخصی و هم حرفهای با منطقه غرب آسیا ارتباط نزدیکی دارد. گفتوگوی زیر توسط کاتیا هرمان، مشاور در بخش غرب آسیا بنیاد رزا لوکزامبورگ، با او انجام شده است.
وضعیت بهشدت پرتنش است و مردم محلی نیز بسیار نگران هستند. آنها میترسند که کل لبنان به درگیری بین حزبالله و اسرائیل کشیده شود. از دو روز پیش، جنگندههای اسرائیلی در ارتفاع کم بر فراز بیروت پرواز کرده و دیوار صوتی را میشکنند، که این موجب ایجاد صدای بسیار بلندی میشود که ترس و وحشت را در بین مردم پخش میکند. شیشههای پنجرهها آنقدر به لرزه درمیآیند که به نظر میرسد هر لحظه ممکن است بشکنند، به همین دلیل باز نگهداشتن پنجرهها ایمنتر است.
امروز من یک جلسه آنلاین با همکارانم در بیروت داشتم – خودم چند روز پیش به آلمان تخلیه شدم. در حین جلسه، جتهای جنگی بر فراز بیروت پرواز میکردند و صدای آنها آنقدر بلند بود که تصویر روی لپتاپ من تکان میخورد. همکارانم بسیار ترسیده و مضطرب بودند و نگران بودند که جنگ در حال آغاز است. یکی از همکارانم که از جنوب لبنان بود، جایی که درگیریهای خشونتآمیز عمدتاً تاکنون در آنجا رخ داده، به من گفت که او به این صداها عادت کرده، اما اینکه حالا در بیروت هم این اتفاق میافتد، نشاندهنده شدت یافتن بحران است.
تمام این موارد بخشی از جنگ روانی است که اسرائیل علیه ساکنان لبنان به راه انداخته است. اسرائیل بهعنوان یک هشدار آشکار به حزبالله شمشیر را از رو بسته و به آنها گوشزد میکند که باید بهدقت واکنشهای خود را بسنجند و عواقب احتمالی را در نظر بگیرند. این وضعیت بیش از همه بر مردم تأثیر میگذارد که خاطرات تلخی از گذشته را برایشان زنده میکند: جنگ داخلی ۱۵ ساله (۱۹۷۵-۱۹۹۰)، جنگ با اسرائیل در سال ۲۰۰۶ و انفجار وحشتناک بندر در تابستان ۲۰۲۰.
پس از حمله به مجدل شمس، وضعیت تغییر کرده است. این خشونتها بهطور فیزیکی نیز در بیروت احساس میشود. بنابراین، برخی بهطور مخفیانه اظهار میکنند که پاسخهای متقابل به کشتار هدفمند فرمانده ارشد حزبالله، فؤاد شُکر در جنوب بیروت و رئیس دفتر سیاسی حماس، اسماعیل هنیه در تهران، باید به زودی آغاز شود. این موضوع میتواند به درک بهتر اوضاع کمک کند و مردم دیگر در هراس از ناشناختهها زندگی نکنند.
از ۷ اکتبر سال گذشته، حملات و ضدحملات بین اسرائیل و حزبالله در منطقه مرزی افزایش یافته است. اینها دیگر درگیریهای معمولی نیستند. این وضعیت در بیروت چگونه دیده میشود؟
من در اینجا تفاوتی قائل میشوم بین آخرین رویداد – حمله وحشتناک به روستای دروزی مجدل شمس در بلندیهای جولان – و وضعیت پیش از آن. پیش از این، همه از خطرات موجود در جنوب لبنان آگاه بودند. بیش از ۹۰ هزار نفر مجبور شدند خانههای خود را ترک کنند، روستاها بمباران شدند، زمینها با بمبهای فسفری به مدت طولانی غیرقابل کشاورزی و سکونت شدند و بسیاری از غیرنظامیان، از جمله روزنامهنگاران و امدادگران، کشته شدند.
با این حال، خشونتها از هر دو طرف – حزبالله و اسرائیل – در چارچوب خطوط قرمز مشخصی رخ میدادند. این قابلیت پیشبینی نسبی به مردم حس امنیت و کنترل میداد. زندگی روزمره در بیروت – با وجود تنشهای دائمی – به تمامی شکلهای رنگارنگ خود ادامه داشت. بهعلاوه، من فکر میکنم بسیاری از مردم نمیخواستند با احتمال وقوع جنگی منطقهای که میتواند لبنان را نیز تحت تأثیر قرار دهد، مواجه شوند.
پس از حمله به مجدل شمس، وضعیت تغییر کرد. خشونتها بهطور فیزیکی در بیروت احساس میشوند، همانطور که بالاتر توضیح دادم. دیگر قوانین روشنی وجود ندارد که اسرائیل و حزبالله بر اساس آنها عمل کنند. در بهترین حالت، خطوط قرمز جدیدی مورد مذاکره و تعیین قرار میگیرند.
ما نیز برای کارکنان محلی خود امکانی فراهم کردهایم که در صورت شدت گرفتن اوضاع در پایتخت، بتوانند خارج از بیروت اقامت کنند. انتظار میرود که تشدید درگیری بین اسرائیل و ایران (همچنین) از طریق حزبالله انجام شود. این موضوع چگونه در محل بحث میشود و مردم چگونه برای شرایط اضطراری آماده میشوند؟
در این مورد بحثی صورت نمیگیرد، بلکه بیشتر بهعنوان یک واقعیت پذیرفته شده است. در عین حال، ایران و حزبالله در مورد ضربه متقابل پیشبینی شده سکوت کردهاند. نصرالله، دبیرکل حزبالله، در آخرین سخنرانی خود اشاره کرد که ضربه متقابلی از یمن، ایران و حزبالله خواهد آمد، اما جزئیات این حمله را روشن نکرد. او اشاره کرد که همین اعلام ضربه متقابل که هنوز عملی نشده، بخشی از جنگ روانی است تا اسرائیل از پیش تحت فشار قرار گیرد.
این امر بهراحتی ممکن است، اما من معتقدم آنها منتظر میمانند تا آمریکا و متحدانش هماهنگیهای لازم را انجام دهند تا بتوانند حمله بعدی، مشابه حمله پهپادی ایران در آوریل به اسرائیل را با کمترین خسارت ممکن دفع کنند. در این صورت، اسرائیل مجبور نخواهد بود با ضربه تلافیجویانه گستردهای علیه ایران یا لبنان واکنش نشان دهد.
بهطور مشخص، لبنانیهایی که توانایی و امکانات دارند، پناهگاههایی عمدتاً در کوهستانهای نزدیک به بیروت پیدا کردهاند که در صورت نیاز میتوانند به آنجا پناه ببرند. ما نیز برای کارکنان محلی خود امکانی فراهم کردهایم که در صورت تشدید اوضاع در پایتخت، خارج از بیروت اقامت کنند.
دولت برای شرایط اضطراری آماده میشود و با تدوین برنامههای اضطراری و تشکیل یک گروه بحران، خود را آماده کرده است. اینکه این برنامه اضطراری چقدر خوب است، من نمیتوانم قضاوت کنم. به گفته وزیر بهداشت، فیرس ابیض، بیمارستانها آماده هستند و ظاهراً کلینیکهای جنوب با داروها و تجهیزات اضافی تأمین شدهاند تا بتوانند به مجروحان و سوختگیها رسیدگی کنند. با این حال، نحوه واکنش دولت به حملات به شبکههای تلفن، اینترنت و برق هنوز مشخص نیست. همچنین به نظر میرسد دولت پاسخی برای حملات احتمالی به فرودگاه بیروت – مانند جنگ اسرائیل و لبنان در سال ۲۰۰۶ – یا سایر زیرساختها مانند پلها و بزرگراهها ندارد. این تصویر بسیار تاریکی از وضعیت در صورت وقوع حمله است و بهطور طبیعی مردم را به شدت نگران میکند. همین امر بر اهمیت یافتن راههای دیپلماتیک برای کاهش تنشها تأکید میکند.
وضعیت رو به تشدید در غرب آسیا را نمیتوان با نگاهی سیاه و سفید مورد بررسی قرار داد، بلکه باید آن را در تمام پیچیدگیها و پیشینه تاریخیاش تحلیل کرد. این مسئله در فرهنگ بحث و گفتگوی آلمان به شدت کمبود دارد.
فراتر از وضعیت کنونی، لبنان مدتهاست با بحرانهای متعدد مواجه است. از نظر تو بزرگترین چالشهای این کشور چیست؟
لبنان با بحرانهای متعددی مواجه است که به یکدیگر وابستهاند و بر هم تأثیر میگذارند. بنابراین، این موضوع به دیدگاه بستگی دارد که کدامیک از این بحرانها بزرگترین چالش است. برخی از آنها عبارتند از: بحران اقتصادی، فساد، بحران حکومتی و عدم پیگیری انفجار بندر.
یکی از بزرگترین موانع در مدیریت این بحرانها را سیستم سیاسی کشور میبینم. این سیستم بر اساس تقسیم قدرت و یا پاترنالیسم است که بر مبنای خطوط فرقهای اداره میشود. این وضعیت فساد را تقویت میکند، کارایی دولت را کاهش میدهد و منجر به نابرابری اجتماعی میشود. نمایندگان مستقل و غیر فرقهای بهندرت فرصتی برای ورود به پارلمان و تأثیرگذاری بر آینده کشور دارند. بهجای آن، احزاب سیاسی بر کشور سلطه دارند که بیشتر به حفظ قدرت خود علاقهمند هستند تا اجرای اصلاحات عمیق.
برای اینکه بتوان بحرانهای مذکور را واقعاً مدیریت کرد، افرادی که در قدرت هستند باید موقعیتهای خود را ترک کنند. در این زمینه، بسیار مهم است که از نیروهای پیشرو حمایت کنیم، نیروهایی که به دنبال پاسخگویی و اصلاحات هستند.
نقش بازیگران بینالمللی مانند بنیادها و سازمانهای غیردولتی (NGO) در این وضعیت پیچیده چیست؟
به نظر من، وظیفه ما این است که در صورت تشدید درگیری، شاهد جنایات جنگی و نقض حقوق بشر احتمالی باشیم و همچنین دیدگاهها و پیچیدگیهای محلی را به کشورهای خود منتقل کنیم تا به یک فرهنگ بحث متنوعتر کمک کرده و همزمان از راهحلهای دیپلماتیک حمایت کنیم. وضعیت رو به تشدید در غرب آسیا را نمیتوان با نگاهی سیاه و سفید تحلیل کرد. در عوض، باید در تمام پیچیدگیها و پیشینه تاریخی آن بررسی شود. این جنبهای است که در فرهنگ بحث و گفتگوی آلمانی به شدت کمبود دارد. من بهخصوص از نبود نکات دقیق و عدم توجه واقعی به نقش کشورهای غربی در تشدید مستمر اوضاع در غرب آسیا و آنچه که میتوانند برای کاهش آن انجام دهند، ناراضی هستم.
دفتر بنیاد رزا لوکزامبورگ (RLS) در بیروت بر روی چه موضوعاتی کار میکند و نقش خود را به عنوان یک بنیاد چپگرا چگونه میبینید؟
دفتر ما روی موضوعاتی چون فمینیسم تقاطعی، مهاجرت، پاسخگویی و حاکمیت غذایی کار میکند و با سازمانهای شریک در لبنان و عراق همکاری دارد. علاوه بر این، ما تحولات سوریه و ایران را تحلیل میکنیم و روندها و تحولات سیاسی را در آن مناطق دنبال میکنیم. نقش خود را در این میبینیم که در حوزههای ذکرشده بهویژه پروژههای چپگرا و پیشرو و سازمانهای محلی را حمایت کنیم. بهویژه برای ما مهم است که از بازیگرانی حمایت کنیم که به دلیل حاشیهنشینی و رویکردهای پیشرو خود، فرصتهای محدودی برای دریافت حمایت دارند یا فعالیت آنها به دلیل کاهش فضاهای مدنی تهدید شده است.
به نظر تو، چپگرایان آلمان چه چیزی میتوانند از چپگرایان لبنان بیاموزند؟
در سال ۲۰۱۹ یک موج بزرگ اعتراضات شکل گرفت که در آن بسیاری از جنبشهای چپگرا برای اعتراض به فساد، مدیریت ضعیف و نخبگان سیاسی متحد شدند و خواستار اصلاحات شدند. متأسفانه این جو امیدوارانه به دلیل تشدید بحران اقتصادی، اضافه شدن بحران کرونا و همچنین انفجار بندر که اوضاع را بدتر کرد، فروپاشید. مردم دوباره به خود و ساختارهای شخصی خود بازگشتند.
با این حال، هنوز بخشهایی از این جنبشها وجود دارند که استوار ماندهاند و به اهداف خود ادامه میدهند. از این استقامت و توانایی برای ناامید نشدن با وجود مشکلات، چپگرایان آلمان میتوانند درسهای بسیاری بگیرند.
با وجود تمام چالشهایی که پیش رو داری، به چه چیزی در لبنان بیشتر از همه خوشبینی و امید داری؟
ممنون بابت این پرسش مثبت در پایان. متأسفانه پس از تنها چند روز حضور در لبنان به دلیل وضعیت امنیتی، مجبور شدم دوباره به آلمان بازگردم. این موضوع شروع من بهعنوان مدیر جدید دفتر را قطعاً سختتر کرده است. با این حال، در زمانهای بحران مشخص میشود که ساختارها و تیمها چقدر خوب عمل میکنند. همکارانم در بیروت و عراق واقعاً فوقالعاده هستند. با وجود چالشهای غیرقابل تصور، آنها به بهترین شکل ممکن عملیات دفتر را حفظ کرده و از یکدیگر حمایت میکنند. واقعاً به آنها افتخار میکنم. بسیار مشتاقم که به زودی دوباره به دفتر بازگردم و کارمان را در محل با تیم ادامه دهیم. علاوه بر این، لبنان کشوری زیبا و متنوع با مردمی فوقالعاده است و هنوز بسیاری از جنبههای آن برای کشف و گشتوگذار باقی مانده است. از این بابت هم بسیار هیجانزدهام.
*****
[1] حمله در تاریخ ۲۷.۰۷.۲۰۲۴ رخ داد و به حزبالله نسبت داده میشود.