نقش و جایگاه خیزش انقلابی زن زندگی آزادی در جامعه ایران/کاوه دادگری
08-09-2024
بخش دیدگاهها و نقدها
199 بار خواندە شدە است
بە اشتراک بگذارید :

نقش و جایگاه خیزش انقلابی زن زندگی آزادی در جامعه ایران چگونه ارزیابی می شود؟
کاوه دادگری
سقز،شامگاه 26 شهریور1401:
ژينا جان، تو نمی میری / نامت رمز می شود! ژن- ژيان- آزادی!
خیزش انقلابی "زن، زندگی، آزادی" که در سال ۱۴۰۱ و پس از مرگ مهسا (ژینا) امینی به وقوع پیوست، یکی از مهمترین و فراگیرترین اعتراضات در تاریخ معاصر ایران به شمار میرود.
مجموعهی اعتراضهایی که به طور سراسری به یکباره و در عرض چند روز بیش از صد شهر را در کشور به خود مشغول داشت، جنبش سرنگونی طلبانهی مردم ایران را در آستانه یک تغییر اساسی و ریشهای قرار داده است. قتل مهسا(ژینا) اوج ددمنشی و هرج و مرج عملیاتی و بی قانونی مزدوران لجامگسیخته رژیم ارتجاعی و ضد انقلابی حاکم بر ایران که آتش به اختیار جان و حیثیت و حرمت انسانها پشیزی در نظرشان ارزش ندارد، را به رسواترین شکل خود به نمایش گذاشت.
این خیزش تأثیر عمیقی بر جامعه ایران داشته و اینک که در آستانه دومین سالگرد آن قرار گرفته ایم شایسته است که بر نقش و جایکاه آ« نگاهی دوباره و جند باره بیندازیم.
۱. جایگاه اجتماعی و فرهنگی
این جنبش بازتابدهندهی نارضایتی عمیق از محدودیتهای اجتماعی و فرهنگی علیه زنان در ایران است. شعار "زن، زندگی، آزادی" بر اهمیت حقوق زنان و برابری جنسیتی تأکید دارد و بهطور کلی به نمادی از مبارزه برای حقوق انسانی در جامعه تحت استبداد رژیم آخوندی تبدیل شده است. این حرکت موجب افزایش آگاهی در مورد مسائل زنان و دربارهی نابرابریهای جنسیتی در جامعه شد.اعتراض علیه حجاب اجباری،جداسازی های جنسیتی در دانشگاه ها و عرصه عمومی،،اعتراض نسبت به نقش درجه دوم زن در عرصه اجتماعی و حقوقی ،مواجهه مداوم و مستمر با گشت های ارشاد و دسته های امر به معروف و نهی از منکر،دیدگاه ابزاری و جنسیتی به جامعهی زنان و موارد مهم دیگر مبنای اساسی در خیزش زنان و دختران ایران حتی در سطح مدارس نشان دهنده خصلت اصلی این جنبش است.
در عین حال این جنبش از همان روزهای آغازین با شعارهای سرنگونی طلبانه و ضد رژیمی به سرعت کل نظام ارتجاعی را هدف اعتراض ها و جنگ و گریز های خیالانی خود قرار داد.
برخی از مهم ترین و رایج ترین این شعارها:
مرگ بر دیکتاتور،برگ بر خامنه ای،خامنه ای جلاد می کشیمت زیر خاک
نترسید نترسید ما همه با هم هستیم!
زن زندگی آزادی
آزادی آزادی آزادی ،
ننگ ما ننگ ما دولت الدنگ ما
می کشم می کشم هر آن که خواهرم کشت
توپ تانک فشفشه آخوند باید گم بشه
۲. جایگاه سیاسی
جنبش "زن، زندگی، آزادی" نه تنها بر مسائل جنسیتی تمرکز دارد، بلکه بهعنوان یک حرکت اعتراضی گسترده علیه استبداد و محدودیتهای سیاسی شناخته میشود. این خیزش به مبارزات دیگر گروههای اجتماعی نیز الهام بخشیده و فضای سیاسی ایران را متأثر کرده است. با توجه به سرکوب شدید این اعتراضات، نقش این جنبش در تحریک و تشویق دیگر اقشار جامعه برای بیان نارضایتیهای خود نیز مهم است.هر چند در جریان این خیزش که از سی شهریور آغاز شد و در هفته ها و ماه های بعد ادامه یافت جنبش کارگری و فرهنگیان که معمولا در اعتراض و اعتصاب به سر می بردند تا حدودی دامنه اعتراض های خود را محدود کرده و کاهش دادند اما متعاقبا در خاطره جمعی و پشتیبانی معنوی آآنان از این جنبش تا همین امروز نشانه های آشکار و فراموش نشدنی از خود به یادگار گذارده است.
۳. تأثیر بینالمللی
این جنبش توجه جهانیان را به خود جلب کرد و بسیاری از نهادها و دولتهای خارجی، سرکوبهای صورتگرفته علیه معترضان را محکوم کردند. همچنین، این خیزش باعث شد که مسائل مربوط به حقوق زنان در ایران در سطح بینالمللی بیشتر مطرح شود و همبستگی جهانی با معترضان ایرانی افزایش یابد.اختصاص جایزه صلح نوبل به نرگس محمدی،یک زن زندانی که تا هم اکنون در زندان و همراه سایر زندانیان مبارزه پرشوری را علیه قوانین و مقررات ارتجاعی و سرکوبگرانه رژیم و علیه لغو مجازات اعدام و بازداشت و شکنجه آزادیخواهان به پیش برده است یکی از پیامدهای این تاثیر و توجه می باشد.
۴. نقش در تغییرات اجتماعی بلندمدت
گرچه خیزش "زن، زندگی، آزادی" بهطور مستقیم نتوانست به تغییرات سریع و بنیادین منجر شود، اما توانست تغییرات مهمی در نگرشهای اجتماعی ایجاد کند. این خیزش بهعنوان یک نقطه عطف در تاریخ معاصر ایران به شمار میآید که توانست برخی از خطوط قرمز فرهنگی و سیاسی را به چالش بکشد.هم اکنون در بسیاری از شهرهای ایران حجاب اجباری از مشروعیت و رسمیت فرو افتاده و دختران و زنان آنگونه که می خواهند در عرصه خیابان ظاهر می شوند.در همین راستا درگیری های متعدد و خشونت بار ماموران رژیم با نوجوانان وزنان در خیابان ها گزارش می شود که مستقیما به مساله عدم رعایت حجاب اجباری مربوط می شود.تاکنون چندین تن از دختران نوجوان قربانی این خشونت های ماموران گشت ارشاد شده اند.
۵. افزایش آگاهی و همبستگی
جنبش "زن، زندگی، آزادی" باعث افزایش آگاهی در جامعه درباره مسائل جنسیتی، حقوق بشر، و ضرورت تغییرات اجتماعی شد..همزمان با این جنبش و تحت تاثیر مستقیم آن کنفرانس های مختلفی در سطح اپوزیسیون راست و جپ در خارج کشور انجام شد که منحر به انتشار منشورهای چندگانه ای شامل مهمرترین خواسته های مردم ایران و مساله گذار از رژیم اسلامی و راهبرد چایگزینی آن اعلام گردید .در داخل کشور یکی از منسجم ترین و رادیکال ترین آن ها تحت عنوان «منشور مطالبات حداقلی تشکل های مستقل صنفی و مدنی ایران»با امضای 22 تشکل صنفی مدنی در 25 بهمن ماه 1401 منتشر شد.
امضاکنندگان این منشور مشترک با اشاره به حضور گروههای مختلف اجتماعی در اعتراضات نوشتهاند: «پرچم اعتراضات بنیادینی که امروز بهدست زنان، دانشجویان، دانشآموزان، معلمان، کارگران و دادخواهان و هنرمندان، کوئیرها، نویسندگان و عموم مردم ستمدیده ایران در جایجای کشور از کردستان تا سیستانوبلوچستان برافراشته شدهِ و کم سابقهترین حمایتهای بینالمللی را به خود جلب کرده، اعتراضی است علیه زن ستیزی و تبعیض جنسیتی، ناامنی پایان ناپذیر اقتصادی، بردگی نیروی کار، فقر و فلاکت و ستم طبقاتی، ستم ملی و مذهبی، و انقلابی است علیه هر شکلی از استبداد مذهبی و غیر مذهبی که در طول بیش از یک قرن گذشته، بر ما - عموم مردم ایران - تحمیل شده است.»
چرا اکثریت مردم و جنبش های کارگری و فرهنگیان به طور همزمان و در عمل پا به میدان نگذاردند و جنبش را که با جمعیتی نزدیک به نیم میلیون در صدها شهر مبارزه را با سختی و تاکتیک های گوناگون زنده نگه داشته بودند همراهی نکردند و این کوتاهی و انفعال دست رژیم را در سرکوب و خاموش ساختن آتش جنبش به طور موقت هم که شده موفق گرداند.
برای پاسخ به این پرسش می توان بر نکات و عامل های ذیل اشاره کرد:
فقدان چشم انداز سیاسی جایگزین یعنی فقدان آلترناتیو
پروپاگاندای رژیم در خصوص جنگ داخلی،حمله داعش و سوریه ای شدن
سرکوبگری رژیم
فقدان اعتماد به نفس و ناامیدی از پیروزی بر رژیم،احساس ناتوانی در مقابل رژیم
فقدان گفتمان دموکراسی خواهی ،آزادی و برابری درمیان توده ها و غلبه محافظه کاری و امید بستن به رفورم
انتظار از کشورهای خارجی و نهادهای بین المللی در دفاع از مردم ایران
عبور از این موانع عینی و مادی و ذهنی کار های فراوانی را در سطح جامعه و طبقات مختلف و جنبش های اجتماعی میطبد.اما یک چیز روشن است .عبور از این موانع در اساس به تجربه و تجربه آگاهی خود توده ها و طبقات اجتماعی در مصاف های درنگ ناپذیر و دایمی آن ها با دستگاه سرکوبگر و نیرنگ باز رژیم می باشد.در این راه سخت و پرفراز و نشیب مردم می آموزند که جگونه متحد و چگونه متشکل شوند و جگونه در میدان رژیم را از پای درآورند.به میزانی که این فرایند در توده ها سرعت می گیرد دیالکتیک نفی و اثبات،دیالکتیک ضعغف و فروپاشی
دستگاه حکم رانی رژیم ضدانقلابی و تقویت و نیرومندی و آزادسازی ظرفیتهای ملی و طبقاتی مردم در کار تاریخ سازی و فراروی از وضع موجود و اعتلای جامعه به وضعیت مطلوب می باشد.
نتیجهگیری و سخن پایانی:
خیزش "زن، زندگی، آزادی" را میتوان بهعنوان یک جنبش مهم و تأثیرگذار در تاریخ معاصر ایران ارزیابی کرد که اگرچه با سرکوب شدید مواجه شد، اما تأثیرات بلندمدتی بر جامعه و فرهنگ ایران خواهد داشت. این جنبش نشاندهنده یک تغییر مهم در نگرشها و تمایل به دموکراسی، برابری و آزادی در جامعه ایران است.
بیان حال ما در ترانه عارف قزوینی شاعر ملی خلاصه می شود:
همه سیاهی همه تباهی مگر شب ما سحر ندارد
بهار مضطر منال دیگر که آه و زاری اثر ندارد
جز انتظار و جز استقامت وطن علاج دگر ندارد
ز هر دو سر بر سرش کوبند کسی که تیغ دوسر ندارد
«در سالهای پیش رو، هر تاریخ دانی که بخواهد انقلاب کنونی مردم ایران را بررسی و مدون سازد در این که آغاز این انقلاب را کدام حادثه و کدام روز قرار دهد شاید چندان دچار تردید نشود: آن روز احتمالا روز شنبه، 17 سپتامبر/26 شهریور 1401 خورشیدی، روز خاکسپاری مهسا(ژینا) امینی 22 ساله در زادگاهش شهر سقز خواهد بود»(هفته خشم)
کاوه دادگری
شهریور 1403/ سپتامبر 2024
kavedadgari@gmail.com