خلاصه کتاب «مبارزه طبقاتی خودمختار در بریتانیای کبیر» نوشته کایو برندل

تعداد بازدید: 2
نویسنده: کایو برندل
زمان مطالعه: 13 دقیقه

خلاصه کتاب «مبارزه طبقاتی خودمختار در بریتانیای کبیر» نوشته کایو برندل

کایو برندل کتاب خود را در مورد تاریخ مبارزه طبقاتی در بریتانیای کبیر در سه دهه پس از جنگ جهانی دوم شرح می‌دهد.

نویسنده : کایو برندل

برگردان به فارسی : آرمان جمهور

مبارزه طبقاتی مستقلی که کتاب به آن اشاره می‌کند، حتی یک پدیده خاص بریتانیایی نیست – این فرمولی است که تعداد فزاینده اعتصابات رسمی و غیررسمی را در سه دهه اول سرمایه‌داری پس از جنگ در سراسر جهان توصیف می‌کند. اما به دلیل فراوانی چشمگیر آن در بریتانیا، توصیف این تحول به عنوان «بیماری انگلیسی» رایج شده است.

معمولاً اتحادیه‌های کارگری به عنوان مسئول آن سرزنش می‌شوند، و این نوع خطای قضاوت حتی به سنگ بنای ایدئولوژی سیاسی در بریتانیا تبدیل شد، زمانی که در آغاز دهه هشتاد، دولت تاچر مجموعه‌ای از حملات را علیه حقوق سنتی اتحادیه‌های کارگری آغاز کرد. نویسنده قاطعانه با این باور رایج که اتحادیه‌های کارگری را مسئول مشکلات سرمایه می‌داند، مخالف است و در عین حال از پذیرش این که اتحادیه‌های کارگری می‌توانند مشکلات (یا حداقل برخی از مشکلات) طبقه کارگر را حل کنند، امتناع می‌کند. او مسائل را متفاوت می‌بیند: طبقه کارگر به خوبی قادر است مشکلات خود را حل کند و در انجام این کار به حمایت هیچ کس نیاز ندارد.

او برای تأیید دیدگاه‌هایش، از تعداد زیادی منابع بریتانیایی برای نوشتن این کتاب در مورد مبارزه طبقاتی مستقل در بریتانیا استفاده کرده است: روزنامه‌ها (از جمله تایمز، فایننشال تایمز، اکسپرس، دیلی تلگراف، دیلی میل، دیلی هرالد و غیره)، هفته‌نامه‌های حزبی (از جمله رهبر سوسیالیست و استاندارد سوسیالیست)، مجلات مختلف (مثلاً اکونومیست)، کتاب‌ها، جزوه‌ها و اطلاعات شفاهی که توسط برخی از دوستانش از طبقه کارگر بریتانیا به او داده شده است. و با مطالعه این حجم از مطالب، به این نتیجه رسیده است که اتحادیه‌های کارگری در دوره پس از جنگ دستخوش تغییر چشمگیری شده‌اند و آن را به آستانه نابودی کشانده‌اند، جایی که دیگر نمی‌توانند فرار کنند و مانور دهند: در نهایت، اتحادیه‌های کارگری در تقابل کامل با طبقه کارگر قرار گرفته‌اند و توسط طبقه کارگر به عنوان چنین طبقه‌ای دیده می‌شوند.

بنابراین، رشته اصلی که در ۱۱ فصل نسخه اصلی آلمانی یا در ۱۳ فصل نسخه (بزرگنمایی شده) فرانسوی وجود دارد، تفاوت آشکار بین جنبش کارگری به اصطلاح سازمان‌یافته و اقدامات خودجوش خود کارگران است، تفاوتی که به یک تناقض تبدیل شده است. شاید ذکر فهرست عناوین مفید باشد:

۱. اشکال جدید مبارزه طبقه کارگر

۲. «دولت کارگری» علیه کارگران

۳. افسانه‌های اتحادیه‌گرایی کارگری

۴. اعتصابات

۵. قلعه باربارا و اعتصابات غیرقانونی

۶. اعتصابات کارگران پست

۷. «کار اجباری» در کارخانه‌های کشتی‌سازی آپِر کلاید

۸. هجوم معدنچیان

۹. شکست چپ‌ها

۱۰. جنبش کارگران راه‌آهن

۱۱. مسئله قدرت

کتاب با نقل قولی از دیلی تلگراف آغاز می‌شود که به اشتباه اعتصاب عمومی سال ۱۹۲۶ را به ذهن متبادر می‌کند، زمانی که موج اعتصابات سال ۱۹۷۲ در اواخر ژوئیه به اوج خود رسید. در واقع، وضعیت آن زمان به هیچ وجه با وضعیتی که پنجاه سال قبل توسط اعتصاب عمومی ایجاد شده بود، قابل مقایسه نبود، اعتصابی که با اکراه توسط اتحادیه‌ها از بالا اعلام شده بود، و تنها به این دلیل که توسط دولت تحریک شده بودند، و فضای کمی برای اقدام متفاوت برای آنها باقی می‌گذاشت. در یک دیدگاه واقع‌بینانه، اعتصاب سال ۱۹۲۶ را فقط می‌توان به عنوان آواز قو دوران گذشته توصیف کرد: از بالا اعلام شد، از بالا شکسته شد. با این حال، در سال ۱۹۷۲، جنبش اعتصاب از کف کارخانه آغاز شد و توسط خود کارگران رهبری شد. اتحادیه اگر می‌خواست نه تنها وجهه خود، بلکه بسیاری از اعضای خود را نیز از دست بدهد، نمی‌توانست از آنها اجتناب کند، بلکه از آنها حمایت می‌کرد. و در حالی که اتحادیه ملی معدنچیان وانمود می‌کرد که سیم‌ها را می‌کشد، معدنچیان ابتکار عمل را به دست گرفتند و از روش‌های مبارزه‌ای استفاده کردند که بسیار فراتر از چارچوب رویه معمول اتحادیه‌های کارگری بود. همین نوع وضعیت در اعتصاب کارگران راه‌آهن و در اسکله‌ها حاکم بود. می‌توان آن را یک اعتصاب عمومی سازمان‌یافته از پایین توصیف کرد، نوعی «خودسری» عمومی که نه به دلیل اراده و اقتدار یک اتحادیه که تاکتیک‌های خود را به کارگران تحمیل کند، بلکه به دلیل اقدام خود کارگران و برای خود و در نتیجه تحمیل اراده خود به اتحادیه آغاز شد.

در نتیجه، یک مرز مشخص بین سال‌های ۱۹۲۶ و ۱۹۷۲ وجود دارد. سال ۱۹۲۶ آخرین تجلی جنبش کارگری قدیمی و سنتی در بریتانیا بود. در آن زمان، اتحادیه‌های کارگری بریتانیا، در واقع برای آخرین بار و به دلایل خاص، مجبور شدند ظاهر خود را به عنوان نمایندگان طبقه کارگر حفظ کنند. بعدها، و به طور فزاینده‌ای پس از جنگ جهانی دوم، آنها دیگر نمی‌توانستند به خود اجازه دهند که از نعمت اعتصاب بزرگ، حتی اعتصابی که محدود به یک منطقه یا صنف خاص باشد، بهره‌مند شوند. این واقعیت از آن زمان تاکنون عامل تعیین‌کننده‌ای در رفتار کارگران، تمایل آنها به خودمختاری و توسعه مبارزه خودمختار بوده است که موضوع بخش بزرگی از کتاب را تشکیل می‌دهد.

با نگاهی به تاریخ پس از جنگ جنبش کارگری بریتانیا (یعنی جنبش سازمان‌یافته)، به نظر می‌رسد اجتناب از این نتیجه‌گیری دشوار است که این تاریخ در واقع نوعی قضاوت نهایی در مورد سازمان‌های سنتی آن بوده است. تمام باورهای صادقانه به آنها (هر آنچه که ممکن است هنوز از آن باقی مانده باشد) به توهمی محض و ساده تبدیل شد؛ هیچ افسانه‌ای نبود که درخشش خود را از دست نداده باشد؛ هیچ حس سیاسی نبود که به پوچی تبدیل نشده باشد؛ هیچ دستاورد اجتماعی نبود که درست برعکس آنچه مردم فکر می‌کردند، نشده باشد. خیلی زود مشخص شد که سیاست سومین کابینه کارگری که در سال ۱۹۴۵ تشکیل شد، – همانطور که نخست وزیر کلمنت اتلی به کارگران گفته بود – “بر اساس برادری انسان‌ها” نبود. “برادران” با لباس فرم به اسکله‌های ساری لندن حمله کردند تا “آرام آرام” باراندازها را بشکنند. به اصطلاح “دولت کارگران” سربازانی را علیه کارگران فرستاد و پس از آن بارها و بارها این کار را انجام داد. سربازان، اما سربازان بیشتر، همیشه سربازان، این پاسخ مداوم حزب کارگر به اعتصابات بود.

در همین حال، معادن و برخی صنایع دیگر ملی شدند. طولی نکشید که کارگران دریافتند که هیچ تفاوتی بین سرمایه‌داری خصوصی و ملی‌شده وجود ندارد، یا متقاعد شدند که بردگی مزدی در معادن و سایر صنایع ملی‌شده به هیچ وجه تغییر نخواهد کرد، حداقل نه به سمت بهتر شدن. وقتی معدنچیان معدن گریمتورپ در یورکشایر برای ابراز نارضایتی کامل خود از این نوع توسعه اعتصاب کردند، رئیس اتحادیه آنها را “جنایتکار” نامید؛ هیئت ملی زغال‌سنگ علیه ۴۰ نفر از آنها اعلام جرم کرد. آرتور هورنر، دبیرکل اتحادیه (و عضو حزب کمونیست بریتانیا) شاهد دادستانی بود. این نه تنها درس بزرگی در مورد معنای واقعی ملی‌سازی بود، بلکه معنای واقعی اتحادیه‌گرایی کارگری را نیز برای کارگران به ارمغان آورد.

اما این تنها یک آغاز بود. کارگران به طور فزاینده‌ای کشف کردند که در مبارزاتشان با سرمایه‌داران و دولت، به اصطلاح رهبرانشان در آن سوی حصار ایستاده‌اند. البته این کشف نه به نوعی کسب بینش نظری، بلکه به تجربه عملی و اغلب تأمل‌نشده مربوط می‌شد. در بسیاری از موارد، این تجربیات قطعاً هنوز با دیدگاه‌های سنتی کارگران در مورد اتحادیه‌های کارگری و حزب کارگر در تضاد بود. آنها هنوز هم ممکن است تمایل کمی به این باور داشته باشند که ماهیت اساسی سازمان‌ها می‌تواند مسئول مخالفت آنها با طبقه کارگر باشد. آنها هنوز هم ممکن است تمایل داشته باشند که این یا آن فرد را به خاطر شکست سازمان‌ها در حمایت از کارگران سرزنش کنند. اما چنین دیدگاه‌هایی در دوره پس از جنگ به شدت مورد حمله قرار گرفت و در نهایت بیشتر و بیشتر غیرقابل دفاع شد.

مهم‌تر اینکه، کارگران همچنان مطابق با موقعیت طبقاتی خود، مطابق با تجربه شخصی خود در خط مونتاژ یا هر جای دیگر در محل کارشان، مطابق با شرایط، عمل می‌کردند. و حتی اگر اغلب هنوز نمی‌دانستند که کاری که انجام می‌دهند کاملاً با رویه اتحادیه و اصول حزب در تضاد است، مبارزات آنها عملاً این تضاد را ایجاد و آن را بیشتر و بیشتر تشدید می‌کرد. گاهی اوقات توهمات آنها تا آنجا پیش می‌رفت که از بوروکرات‌ها می‌خواستند از اقدامات خودجوش آنها حمایت کنند. آنها قبل از اینکه صد بار متوجه شوند که این حمایت در راه نیست، با اکراه حقیقت در مورد اتحادیه‌ها و حزب کارگر را پذیرفتند.

به دلیل همه این موارد و واقعیت‌های مشابه، اعتصاب‌های غیررسمی به ویژه در دوره پس از جنگ به رویدادهای روزمره تبدیل شدند و اتحادیه‌ها و حزب کارگر را در موقعیت دشواری قرار دادند. زیرا اتحادیه تنها تا زمانی نقش مهمی در صنعت ایفا می‌کند که توسعه سرمایه‌داری هنوز امکان میانجیگری را فراهم کند و هم کارگران و هم سرمایه‌داران کم و بیش از ارزش آن برای هر یک از آنها اطمینان داشته باشند. سقوط اتحادیه‌ها با این واقعیت که اتحادیه‌ها قدرت کمتری برای پر کردن شکاف رو به گسترش بین خود و کارگران داشتند، تسریع شد. روش‌های سنتی حل و فصل اختلافات به طور فزاینده‌ای شکست خورد. بنابراین اتحادیه‌ها دیگر قادر به اعمال نفوذ تعدیل‌کننده خود بر طبقه کارگر نبودند.

در پایان دهه شصت میلادی، مشخص بود که بریتانیا با موج فزاینده‌ای از اعتصابات روبروست، که بخش عمده آن غیررسمی و پایان دادن به آنها دشوارتر از هر اعتصاب رسمی دیگری بود. ری گانتر، وزیر کار در دولت کارگری هارولد ویلسون، با ناامیدی اظهار داشت که «رهبران اتحادیه‌ها کنترل خود را از دست داده‌اند». اقدامات مستقل کارگران به طرز مقاومت‌ناپذیری افزایش یافته بود؛ جنبش کارگران علیه سرمایه‌داران و دوستان خودخوانده طبقه کارگر قطعاً شتاب بیشتری گرفته بود.

در مواجهه با این تحول، طبقه حاکم بریتانیا به این نتیجه رسید که تنها یک معجزه می‌تواند آنها را از وضعیت ناخوشایندشان بیرون بکشد. و در واقع آنها آنقدر خوشبین (یا شاید ساده‌لوح) بودند که نه تنها باور داشتند که چنین معجزه‌ای ممکن است، بلکه ناگهان اتفاق افتاده است. قرار بود معجزه مورد بحث توسط باربارا کسل، وزیر اشتغال و بهره‌وری در دولت کارگری ویلسون، انجام شود. او یک گزارش رسمی با نام گویای «به جای نزاع» تهیه کرده بود که قرار بود نقطه شروع مبارزه دولت علیه هر نوع اعتصاب غیررسمی باشد. این گزارش رسمی جزئیاتی در مورد شلیک‌های اولیه، نبردهای متعدد و اقدامات لازم برای پیروزی در این مبارزه علیه جنبش غیررسمی را شرح می‌داد. در واقع، باربارا کسل هرگز نتوانست بریتانیا را از «طاعون» اعتصابات غیرقانونی رهایی بخشد. وقتی دولت ویلسون مجبور به استعفا شد و محافظه‌کاران به وایت‌هال نقل مکان کردند، آنها به نوبه خود ادعا کردند که می‌توانند کار را تمام کنند: «لایحه روابط صنعتی» به مجلس عوام ارائه شد و در فوریه ۱۹۷۲ به قانون تبدیل شد.

این به نشانه‌ی مبارزات شدیدتری تبدیل شد. اتحادیه‌ها، به دلیل تغییرات اساسی در موضعشان، هیچ قصد (و هیچ وسیله‌ای) برای مبارزه‌ی جدی با این قانون نداشتند. با این حال، کارگران حتی قبل از اینکه پروژه‌ی توری‌ها به قانون تبدیل شود، با آن مبارزه کردند. اولین اعتصاب از یک سلسله‌ی طولانی‌تر، اعتصابی بود که اتحادیه‌ی کارگران پست در اوایل سال ۱۹۷۱ فراخوان آن را داده بود. در اواخر تابستان امسال، مبارزه‌ی مستقل طبقه‌ی کارگر بریتانیا اشکال جدیدی را به نمایش گذاشت. نویسنده به اصطلاح اشغال کارخانه‌های کشتی‌سازی آپِر کلاید می‌پردازد، که در واقع اشغال نبود، اما به مراتب واقع‌بینانه‌تر توسط خود کارگران “کار در محل کار” نامیده می‌شد. مبارزات بسیار دیگری نیز وجود داشت که شایسته‌ی اشغال نامیده شدن بودند. او موارد کارخانه‌ی پلسی در اسکندریه، کارخانه‌ی آلیس-چالمرز در مولد، کارخانه‌ی فیشر-بندیکس در کرکبی و سایر کارخانه‌ها را ذکر می‌کند و توصیفات خود را تا حد زیادی بر اساس اطلاعات شفاهی یا کتبی دست اول شرکت‌کنندگان و شاهدان عینی بنا می‌کند. در طول سال ۱۹۷۲، تعداد مشاغل به طور مداوم افزایش یافت، سریع‌تر و سریع‌تر رشد کرد و به صنایع بیشتر و بیشتری گسترش یافت. کارگران نشان دادند که زرادخانه کاملی از ابتکارات و ابزارهای متنوع برای مطابقت با اهداف خاص مبارزه خود دارند. و نشان دادند که به طور خاص تحت تأثیر تهدیدات قانون روابط صنعتی قرار نگرفته‌اند.

اگرچه قانون روابط صنعتی دولت محافظه‌کار به رهبری نخست‌وزیر هیث در اوایل سال ۱۹۷۲ به قانون تبدیل شده بود، اما برای مهار مبارزه طبقاتی رو به تشدید کاملاً بی‌فایده بود. سخت‌ترین ضربه به آن از سه درگیری عمده در طول هفت ماه اول سال وارد شد. اعتصابات معدنچیان، کارگران راه‌آهن و باراندازان، که یکی حتی قبل از پایان دیگری شروع شد، تا نقطه رویارویی فاجعه‌بار، رقابت قدرت غیرمستقیم بین کارگران بریتانیایی و طبقه حاکم و مستقیماً بین طبقه کارگر و دولت، تشدید شد. بخش عمده کتاب به تحلیل دقیقی از علل و اثرات این درگیری‌ها می‌پردازد. اگرچه اعتصابات به نوبه خود توسط اتحادیه‌ها اعلام شدند، اما توده مردم بسیار فراتر از محدودیت‌های سیاست اتحادیه‌های کارگری رفتند و هیچ شانسی برای اتحادیه‌ها باقی نگذاشتند تا اعتصابات را به سمت آب‌های آرام‌تر هدایت کنند. بنابراین آنچه رسماً به عنوان اقدام رسمی به نظر می‌رسید، در اصل چنین نبود.

حزب کارگر و گروه‌های مختلف رادیکال چپ حزب کارگر نیز هرگز شانسی برای رهبری (یا صرفاً تعدیل) مبارزات طبقه کارگر نداشتند. تمایل به مبارزه، آمادگی برای فداکاری و استقامت صرفاً از روابط اجتماعی در یک نظام سرمایه‌داری، از وضعیت روزمره طبقه کارگر ناشی می‌شد، نه از نوعی آگاهی صحیح که باید در آنها القا شود. در نتیجه، گروه‌های مختلف «چپ» که کمک خود را به کارگران ارائه می‌دادند، نه در جلوی کارگران و حتی نه در پشت آنها، بلکه در مسیری کاملاً متفاوت حرکت می‌کردند.

تا جایی که به حزب کارگر مربوط می‌شود، این حزب ادعا می‌کرد که با لایحه‌ی محافظه‌کاران مخالف است، اما آرزو داشت که در همان لحظه‌ای که مبارزه‌ی پارلمانی علیه قانون روابط صنعتی قطعاً شکست خورد، کاملاً در «محدوده‌های دموکراتیک» باقی بماند. اگرچه حزب کارگر مستقل اعلام کرد که قدرت شکست دادن این لایحه در دست کارگران است، با این وجود اعلام کرد که کارگران باید برای اتحادیه‌ها مبارزه کنند، و بدین ترتیب عدم فعالیت اتحادیه‌های کارگری در دهه‌های گذشته را نادیده گرفت و همچنین کاملاً فراموش کرد که درست در نتیجه‌ی این عدم فعالیت، تعداد اعتصابات غیررسمی به طرز چشمگیری افزایش یافته است. به هر حال، حمله به سنگر قانون روابط صنعتی توسط سازمان‌های سنتی غیرممکن بود.

در عین حال، قانون بی‌اثر ماند، زیرا کارگران به آن احترام نمی‌گذاشتند. طبقه کارگر در توسعه مبارزات خود، قوی‌تر و جسورتر به نظر می‌رسید. کارگران آموختند که مبارزات مستقل را با سرعتی رهبری کنند که دوست و دشمن را شگفت‌زده کرد. در جریان آن سال‌های پرتلاطم، معدنچیان در سال ۱۹۷۴ دوباره اعتصاب کردند. نخست‌وزیر هیث تمایلی به برآورده کردن هیچ یک از خواسته‌های آنها نداشت. همین عدم انعطاف بود که مستقیماً به سرنگونی کابینه‌اش منجر شد. هیچ نقشه شومی، هیچ مانور سیاسی و هیچ اقدام پارلمانی در سقوط او نقش نداشت، فقط تهدید قدرت طبقه کارگر بود. از آن زمان، سرمایه‌داری بریتانیا هرگز واقعاً از ضرباتی که از جنبش مستقل طبقه کارگر در سه دهه پس از جنگ دریافت کرد، بهبود نیافته است.

تحلیل تاریخی دگرگونی مبارزات طبقه کارگر، نقش اتحادیه‌های کارگری و دولت، آنطور که در کتاب ارائه شده است، برای نسخه آلمانی در سال ۱۹۷۲ و برای نسخه فرانسوی در سال ۱۹۷۷ به پایان می‌رسد. نتیجه‌گیری کلی این است که همزمان با فرو رفتن سرمایه‌داری بریتانیا از بحران به بحرانی عمیق‌تر، اشکال جدیدی از مبارزه طبقاتی، گاهی بسیار آشکار و گاهی به سختی قابل مشاهده، توسعه یافته‌اند که برای آنها اشکال سنتی میانجیگری از طریق اتحادیه‌های کارگری و احزاب سیاسی/دولت به طور فزاینده‌ای معنای خود را از دست داده‌اند. در عین حال، این بدان معناست که اختلافات پیشین بین طبقه سرمایه‌دار، اتحادیه‌های کارگری و دولت نیز برای کارگران معنای خود را از دست داده است. از اواسط دهه هفتاد، هر جا که کارگران مبارزه کرده‌اند، با نیروهای متحد سرمایه‌داران، اتحادیه‌ها و دولت روبرو شده‌اند.

و این قطعاً مانع پیشروی به اصطلاح سازمان‌های کارگری شده است، اما آشکارا مانع پیشروی طبقه کارگر نشده است. در واقع، یکی دانستن طبقه کارگر و «سازمان‌های کارگری» درک این تحول را آشکارا غیرممکن می‌کند.

کایو برندل

اشتراک‌گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار مرتبط

پربازدیدترین‌ها

خبرنامه شوراها

آخرین نوشته های سایت را در ایمیل خود دریافت کنید.