ارزیابی شرایط جنگی، انقلاب ملی-دموکراتیک و افق سرنگونی رژیم اسلامی
رویدادهای پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳، منطقه را در مارپیچی از جنگهای ویرانگر فرو برده است. این تقابل و بحرانهای ناشی از آن، زمینهساز بحران مشروعیت بیسابقه برای رژیم اسلامی شده است. ما با تکیه بر تحلیل طبقاتی و ضرورت خودسازمانیابی تودهها، ارزیابی خود را در هشت بخش زیر ارائه میدهیم.
۱. جایگاه جنگ ۱۲ روزه و ۳۹ روزه در تخریب سازوکار دستگاه سرکوب رژیم
جنگهای ۱۲ روزه و ۳۹ روزه (حملات ویرانگر به زیرساختهای نظامی و امنیتی رژیم)، فراتر از ابعاد نظامی، ضربهای کاری به سازوکار مادی دستگاه سرکوب داخلی وارد کرده است.
فرسایش توان لجستیکی: بخش بزرگی از زرادخانهها، پادگانهای آموزشی، سیستمهای ارتباطی و مراکز فرماندهی سپاه و بسیج که همواره ابزار اصلی مهار اعتراضات خیابانی بودند، نابود یا فلج شدهاند.
بحران وفاداری و روحیه ریزش: فروپاشی افسانه «امنیت و اقتدار رژیم»، بدنه پایینی نیروهای سرکوب را دچار تشتت، ترس و ابهام نسبت به آینده کرده است.
تمرکززدایی از سرکوب: رژیم دیگر قادر نیست با تمرکز کامل نیرو از نقطهای به نقطه دیگر، خیزشهای همزمان را سرکوب کند؛ زیرا بخش عمده انرژی مادی و پرسنلی آن درگیر پدافند و مدیریت بحرانهای ناشی از جنگ است.
۲. جنبش اعتراضی دیماه، سرکوب وحشیانه ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ و انتظارات بینالمللی
جنبش اعتراضی دیماه ۱۴۰۴، واکنش مستقیم تودههای جانبهلبآمده به فقر مفرط، تورم جنگی و ناامنی حیاتی بود. سرکوب وحشیانه و خونین تجمعات در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، اوج توحش رژیم در آستانه سقوط را نشان داد. این درجه از توحش و جنایت به روشن شدن قطعی مرزها در افکار عمومی مردم ایران شد. این سرکوب وحشیانه، آخرین بقایای توهم به امکان اصلاح یا گذار مسالمتآمیز را در افکار عمومی خاکستر کرد.
هم اکنون توهمزدایی از کمک دول امپریالیستی به بخشی جداناپذیر از آگاهی سیاسی مردم ما تبدیل شده است. تودههای معترض آموختند که از «جامعه بینالملل» (دولتهای سرمایهداری غربی) جز ابراز تاسفهای دیپلماتیک و استفاده ابزاری از خون لولهشده مردم در جهت منافع ژئوپلیتیک خودشان، چیزی حاصل نمیشود. سازمان ملل، پارلمان اروپا و انواع ائتلافها ریز و درشت در شرق و غرب، چیزی جز باشگاه دیپلماسی برای تقسیم بازارها و مراقبت از نظام سرمایه داری و حفظ منافع انحصارات و کارتلهای قانونی و غیر قانونی گوناگون نیست.
تنها کمک واقعی و نجاتبخش برای مردم ایران، همبستگی طبقه کارگر جهانی و نیروهای مترقی مدنی است که باید بوقهای تبلیغاتی رژیم و ماشین جنگی آن را بایکوت و محکوم کنند. مستقل از این که این انتظار تاکنون به چه میزان واقعیت عملی یافته و یا در تصمیم گیریهای دیپلماسی غرب موثر بوده است، کارگران و زحمتکشان ایران تنها به نیروی خود آزاد میشود و مساعی و همراهی دولتهای خارجی و نهادهای بین المللی و مردمان این کشورها جنبهی تقویت کننده و هموار کننده برای انقلاب ایران محسوب میگردند.
۳. قتل خامنهای در روز اول حمله جنگ ۳۹ روزه و شکست گفتمان «نه جنگ، نه صلح، نه مذاکره»
اصابت موشک به مقر رهبر رژیم در اولین روز جنگ ۳۹ روزه و مرگ وی، نقطه عطف بزرگی در فروپاشی هیرارشی (سلسلهمراتب) ایدئولوژیک و سیاسی رژیم بود. با حذف فیزیکی خامنهای، دکترین محوری او یعنی «نه جنگ، نه صلح، نه مذاکره» به شکستی مطلق انجامید. این دکترین سالها ابزاری بود برای معلق نگه داشتن جامعه در وضعیت «نه جنگ» (برقراری اختناق امنیتی به بهانه تهدید خارجی) و «نه صلح» (ادامه غارتگری تحت پوشش تحریمها). حذف او، رژیم را مستقیماً پرتاب کرد وسط دو راهی مرگباری که همیشه از آن فرار میکرد: یا تسلیم همهجانبه یا جنگ بقا.
۴. انشقاق در حاکمیت: طرفداران مذاکره در برابر طرفداران مقاومت و جنگ
مرگ خلیفه ارتجاع، شکافهای درونی حاکمیت ایران را به لرزههای ویرانگر تبدیل کرد. امروز ما با دو رویکرد مواجهیم:
جناح تسلیم و مذاکره (تکنوکراتها و بخشی از الیگارشی مالی): اینها بقای طبقاتی خود و حفظ اسکلت نظام را در گرو سازش فوری با آمریکا، پذیرش شروط غرب و ادغام مجدد در بازار جهانی میدانند. دست بالا پیداکردن این جناح تنها شانس بقای این رؤیم است که بتواند با پذیرش شرایط تسلیم خود را از انقلاب مردم و جنگ بنیان کن خارجی نجات بدهد.
جناح جنگ و مقاومت (باند مافیایی نظامی-امنیتی سپاه): اینها که منافعشان در غارتگری تحت شرایط انسداد و اقتصاد جنگی گره خورده، خواهان ادامه ماجراجویی نظامی، استفاده از آخرین ظرفیتهای نیابتی و به گروگان گرفتن کل جامعه برای حفظ بقای فیزیکی خود هستند. این که جنین رویگردی بتواند در معادلات رژیم و لانهها زیرزمینی و اولیگارشیک آ«ها دست بالا پیدا کند مستقیما به نوسانهای دلتهای درگیر دز این مخاصمه نظامی مربوط میگردد.
۵. جایگاه منافع ملی در تبیین سیاست انقلابی ما
برخلاف رژیم اسلامی که همواره با ماجراجوییهای منطقهای و هدر دادن منابع مادی و انسانی، حیات و منافع ملی را به تاراج گذاشته و به خطر انداخته است، سیاست انقلابی ما عمیقاً با منافع ملی پیوند خورده است.
افشای ماهیت ضد ملی و عدم کفایت و ناتوانی رژیم ولایت فقیه اکنون برای ملیونها انسان اسیر و زجر کشیده در ایران آشکار شده است. رژیم اسلامی فاقد هرگونه مشروعیت ملی است؛ زیرا به جای تامین امنیت، رفاه و آزادی شهروندان، کشور را به میدان جنگهای نیابتی و ویرانی کشانده است.
دفاع از منافع ملی از طریق یک انقلاب دموکراتیک امکان پذیر است. از نظر ما، بازسازی و دفاع از منافع ملی حقیقی تنها از مسیر یک انقلاب سراسری و همهجانبه میسر است. این انقلاب، حاکمیت ملی را به دست خودِ تودهها (کارگران، زحمتکشان، زنان، جوانان و اقلیتها) میسپارد و منافع غارتشده جامعه را بازپس میستاند.
۶. جنبش اعتراضی، مبارزات کارگری و ضرورت گذار به مصافهای میدانی و جنگ خیابانی
طبقه کارگر تنها از طریق مطالبات صنفی، پراکنده و انفعالی برای افزایش دستمزد نمیتواند اتوریته و هژمونی خود را بر جنبش اجتماعی هموار و تحمیل کند. دفاع از منافع طبقه کارگر و زحمتکشان در گرو حضور فعال، آگاهانه و سازمانیافته در خط مقدم مصافهای سیاسی است.
درسآموزی از خیزشهای پیشین، بخش مهمی از وظایف جاری جنبش کارگری میباشد. کارگران باید تجارب جنبش ۱۴۰۱ و دیماه ۱۴۰۴ را به کار بسته و به عنوان نیروی پیشرو در میدان حضور یابند. حضور فعال کارگران در این جنبشهای سراسری، ضامن دموکراتیک ماندن و انحراف نیافتن انقلاب است.
ناتوانی کنونی و ضرورت تشکلیابی: تودهها باید در بدون تشکلهای مستقل خودانگیخته (شوراهای انقلابی) توانایی عبور نهایی از رژیم را نخواهند داشت.
تحول به جنگ خیابانی: در لحظه معین توازن قوا، زمانی که دستگاه سرکوب تضعیف شده، مبارزات اعتصابی و تظاهرات باید جای خود را به نبردهای خیابانی سازمانیافته، تصرف مراکز حساس دولتی و تسلیح عمومی تودهها تحت اتوریته طبقه کارگر بدهند تا سقوط قطعی رژیم تضمین شود.
۷. تاکتیک ما در قبال مذاکرات رژیم با آمریکا: ترویج گفتمان «تسلیم رژیم»
ما به عنوان نیروهای پیشرو شورایی، از ضرورت تسلیم رژیم در برابر فشارهای خارجی و پذیرش شروط بینالمللی دفاع کرده و این گفتمان را در میان مردم ترویج میکنیم.
تضعیف ماشین سرکوب: خلع سلاح موشکی، هستهای و برچیدن بازوهای نیابتی رژیم، مستقیماً از توان نظامی و امنیتی رژیم در سرکوب داخلی میکاهد.
شکستن هیمنه رژیم: وادار شدن رژیم به تسلیم و نوشیدن جام زهر، ابهت پوشالی آن را پیش چشم جامعه فرو میریزد و جسارت تودهها را برای ضربه نهایی چند برابر میکند. این تاکتیک نه به معنای تایید امپریالیسم، بلکه به معنای استفاده هوشمندانه از شکنندگی رژیم برای تسهیل سقوط آن است.
۸. افق پیشرو: نفی وضع موجود و سناریوهای سرنگونی
ما خواهان ادامه وضعیت فرسایشی کنونی نیستیم. جامعه باید از این تنگنای مرگبار خارج شود. این خروج تنها از دو مسیر متصور است:
اول سرنگونی ترکیبی که سقوط رژیم از طریق تلفیق ضربات جنگ خارجی به ساختار نظامی رژیم و خیزش همهجانبه و مسلحانه مردم در داخل انجام میشود.
دوم تسلیم کامل رژیم، به معنای تن دادن رژیم به مفاد قطع غنیسازی، موشکسازی، نیابتپروی، خاتمه گروگانگیری در تنگه هرمز و مسائل دیگر. پذیرش این شروط، عملاً به معنای خلع سلاح سیاسی و مادی رژیم بوده و راه را برای پیشروی و پیروزی نهایی انقلاب دموکراتیک مردم ایران هموار میسازد.
هم در چشم انداز اول و نیز دوم، تحول دموکراتیک و رادیکال و تامین دموکراسی و مداخله مستقیم کارگران و زحمتکشان در ادارهی جامعه یک فراروی قطعی و تاریخی از شرایط استبدادی و دیکتاتوری و بی حقوقی مردم میباشد. در صورتی که میزان آمادگی و آگاهی و سازمان یافته گی طبقات و قشرهای مختلف مردم تکافو و تناسب بسنده و تعیین کننده و موثر در این تحول تاریخی نداشته باشد، راه برای جریانهای راست و لیبرال دموکراسی ناپیگیر و پایداری نهادهای بوروکراتیک و غیردموکراتیک هموار میگردد. مبارزه پیگیر و رادیگال از سوی چپ جامعه و اقلیتهای انقلابی و آگاه به شرایط سیاسی و اجتماعی کشور بایستی مساعی و تدارکات و آمادگیهای لازم و سراسری و موثر را برای قطعی کردن و یکسره کردن نابودی و شکست کلیه نهادهای ارتجاعی و عیردموکراتیک و سنتی را از کالبد جامعه فراهم و تامین و تضمین نماید.
واقعیت مواضع بینالمللی: ما آگاهیم که آمریکا اساساً به دنبال «تغییر رژیم» (Regime Change) نیست، بلکه خواستار رژیمی رامشده و ادغامشده در نظم بازار جهانی است که منافع ژئوپلیتیکش را تهدید نکند. در مقابل، اسرائیل برای تامین امنیت خود خواهان تضعیف بنیادی و فروپاشی ساختارهای قدرت رژیم است.
در میان این تضادها، وظیفه ما سوق دادن جامعه به سمت یک انقلاب ملی و دموکراتیک با اتوریته و رهبری آگاهانه طبقه کارگر و زحمتکشان است تا دستاوردهای آزادیبخش این تحول برای همیشه تضمین و تامین گردد.
نابود باد رژیم ضد ملی و سرکوبگر اسلامی!
زنده باد همبستگی و اتحاد کارگران و زحمتکشان!
پیش به سوی انقلاب دموکراتیک و تشکیل شوراهای مردمی!
گرایش کمونیسم شورایی
18 جولای 2026 برابر 27 تیر 1405
